دو کلمه درباره ی نقش اسکندریه در اتصال تمدن یونان به اسلام
852 بازدید
تاریخ ارائه : 12/16/2013 11:55:00 AM
موضوع: تاریخ و سیره


رکن اصلی تمدن های خدامحور "علم و فن" است ولی در تمدن های زمینی یا غیر
دینی بیشتر از هر چیز روی"فن" تاکید می شود و علوم طبیعی و تجربی و صنعت
نیز زیرمجموعه ی همان"فن" است. به هر حال در طول تاریخ بشر چند ده تمدن و
هزاران فرهنگ داشته ایم و یکی از اصلی ترین تمدن های بشری تمدن یونان
بوده است که در عرصه ی فن- معماری و نقاشی و موسیقی و نجوم و ریاضی و...-
و در وادی علم- منطق و فلسفه و حقوق و سیاست و جامعه شناسی و....- در
زمان خود تا به حال منشا اثر بوده است. اما تمدن یونان به دلایل مختلف رو
به انحطاط می رود و صاحبان علم از ان جا کوچ نموده و سوفسطائیان و مقداری
از اهل فنون- و نه اهل علوم- در ان جا باقی می مانند و همین هجرت و فقدان
وجود عالمان باعث از هم پاشیدگی این تمدن می شود. دانشمندان ساکن یونان
به سمت ایران و عراق و شمال آفرقا حرکت می کنند چون در ان دوره اکثر نقاط
اروپا فاقد شهر بوده و جنگلستان بود. حکمای کلدانی و دانشمندان بلخ در
خراسان و گندیشابور در اهواز و اصطخر فارس و اسکندریه ی مصر مقصد
دانشمندان مهاجر بوده اند. اما پس از مدتی با تضعیف حکومت ساسانی و
سراشیبی انحطاط تمدن ایران باستان مناطق ایران از دانمشند-تقریبا- خالی
می شود و تمدن یونان برای همیشه منقطع الاثر می شود و تنها جایی که باعث
اتصال و انتقال بی واسطه مظاهر تمدن یونان به سرزمین حجاز و اقلیم اسلام
می شود اسکندریه است. اسکندریه بندری مهم در شمال آفریقاست که توسط
اسکندر مقدونی تاسیس شد. ارسطو فیلسوف بزرگ یونان وزیر اسکندر بود و
درباره اسکندر و موحد یا کافر بودن وی اختلاف نظر وجود دارد. قضاوت فعلی
جهان معاصر نسبت به وی برگرفته از اموزه های یهود است و یهودیان نیز
سرسخت ترین دشمن اسکندر هستند چون اسکندر شکست های ذلت باری به آنها وارد
کرده است. از این جهت بازنگری در شخصیت وی با معیارهای عقلی و به دور از
تعصبات و اغراض و استناد به منابع ضعیف ضرورت می یابد. برخی علمای شیعه
مانند شهید ثانی در منیه المرید اسکندر را پیغمبر می داند. کتابخانه
اسکندریه از مشهورترین کتابخانه  های تاریخ بشر است که البته طی سلسله
جنگ هایی توسط مسیحیان و در نزدیکی های ظهور اسلام تقریبا از بین می رود.
درباره ی وزیر اسکندر که ارسطو باشد نیز بحث است. برخی مانند ملاصدرا در
اسفار وی را پیغمبر می داند. روایتی وجود دارد که عمرو بن عاص در زمان
رسول اکرم به اسکندریه رفته و حکایتی را نقل می کند که نشانگر بقای تمدن
یونانیان موحد در اسکندریه و همچنین نبی بودن ارسطوست/ این روایت را
اشکوری جیلانی که از علمای عهد صفوی است در محبوب‌القلوب نقل کرده که:
أنّ عمرو بن العاص قدم من الاسکندریة على سیّدنا رسول اللّه(ص) فسأله
عمّا رأى، فقال: رأیت قوماً یتطلّسون (یتطیلسون) و یجتمعون حلقاً و
یذکرون رجلا یقال له ارسطوطالیس لعنه اللّه.
فقال ـ ‌صلوات اللّه و تسلیماته علیه و آله ـ ‌ ‌: مه یا عمرو، انّ
ارسطاطالیس کان نبیّاً فجهله قومه؛
یعنی: عمروعاص از اسکندریه بر رسول خدا(ص) وارد شد، و حضرت از آنچه در
آنجا دیده بود از او پرسید. او گفت: کسانى را دیدم که طیلسان بر تن کرده
و حلقه‌حلقه گرد هم آمده و از مردى به نام ارسطو سخن مى‌گویند. خدا او را
لعنت کند.
در این هنگام رسول خدا (ص) فرمود: ساکت باش اى عمرو. ارسطو پیامبرى بود
که قومش قدر او را ندانستند و او را انکار نمودند.
ابن طاووس هم در فرج المهموم نقل کرده است که ابرخس و بطلمیوس، از
پیامبران بوده اند، و بیشتر حکماى یونان این‌چنین بوده اند، اما به جهت
اسامى یونانى ایشان امر آنان بر مردم مشتبه شد؛ یعنى از آنجا که اسامى
ایشان شبیه به اسامى بعضى از حکماى فاسد الاعتقاد یونان بود، امر ایشان
بر بیشتر مردم مشتبه شد، و پنداشتند که همه صاحبان این اسامى داراى یک
مرام و عقیده اند.
مدائح دیگری نسبت به ارسطو و حکمای یونان در دست است. در هر حال ظاهرا
بقای روحیه توحیدی شمال آفریقا بیش از هر چیز در دوران ما بین حضرت موسی
تا حضرت عیسی مدیون موحدین تمدن یونانی است که به ان جا رفته اند.
در رابطه با ورود اسلام به آفریقا می توان منابع ذیل را مطالعه نمود:

       تاریخ سیاسی اجتماعی شمال آفریقا از آغاز اسلام تا ظهور عثمانیهاü
مولف: عبدالله ناصری طاهری /ناشر: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی • تاریخ
نشر: 1375 • مکان نشر: تهران
..........................
        تاریخ گسترش اسلام در شمال آفریقا و اروپا از آغاز تا سقوط آندلس
مولف: عبدالله ناصری طاهری /ناشر: روزنامه ایران • تاریخ نشر: 1381 •
مکان نشر: تهران
............
        نبرد اسلام در آفریقا /مولف: سید هادی خسروشاهیü
ناشر: دارالتبلیغ اسلامی • تاریخ نشر: 1353ش • مکان نشر: قم
..........................
اما درباب مذهب تشیع و آفریقا با اینکه در قرون ابتدایی تشیع در آفریقا
راه یافت و بزرگانی چون ابن منیر طرابلسی اهل لیبی که علامه امینی در
الغدیر از وی بسیار یاد میکند و ابوحنیفه ی نعمان غیر از ابوحنیفه از
ائمه ی اربعه ی اهل سنت از بزرگان تشیع در آفریقا بوده اند و حتی نام
دانشگاه و حوزه ی الازهر مصر را فاطمیون از جهت تبرک به نام حضرت زهرای
اطهر گذاشته اند. ولی به علت سقوط فاطمیان و بعدها جنگ های صلیبی نفوذ
شیعه در آفریقا کم شد و در طی چند قرن اخیر بود که بازرگانانی از شیراز و
بوشهر و...به آفریقا رفته و تشیع را ترویج کردند. همچنین در طی بیست سال
اخیر چند ده میلیون از مسلمانان افریقیایی در الجزایر و نیجریه و مصر و
برخی نقاط دیگر به تشیع گرویده اند. در باب تشیع و مصر می توان به منابع
ذیل رجوع نمود:
       ادب التشیع فی الشمال الافریقی _ حتی نهایه القرن الثامن الهجریü
مولف: عبدالامیر عبدالزهره عناد الغزالی / ناشر: فرهنگ منهاج • تاریخ
نشر: 1383 • مکان نشر: تهران
.......................
       الشیعه فی مصرü
مولف: جاسم عثمان مرغی /ناشر: موسسه الوفاء • تاریخ نشر: 1412 • مکان نشر: تهران
........................
       الشیعه فی مصر من الامام علی حتی الامام الخمینیü
مولف: صالح الوردانی / ناشر: مدبولى الصغیر • تاریخ نشر: 1993 • مکان نشر: الازهر
.................
       التشیع المصری الفاطمی: اشعاع حی و حضاری مئتان و عشر سنوات من الابداع الانسانیü
مولف: حسن محمد صالح/ ناشر: دار المحجه البیضاء • تاریخ نشر: 2003 • مکان
نشر: بیروت