معرفی کتاب نهایه التربه فی طلب الحسبه
513 بازدید
تاریخ ارائه : 12/16/2013 11:52:00 AM
موضوع: تاریخ و سیره

معرفی کتاب نهايه التربه في طلب الحسبه

مقدمه

ولایت حسبه از نهادهایی است که از همان قرون اولیه اسلام (قرن دوم به بعد) جای خود را در نهادهای حکومتی باز کرد و اصطلاحاتی مانند حسبه، محتسب و والی حسبه و ... در میان مسلمین رواج یافت و پس از مدتی تقریبا بعد از قرن چهارم به بعد در متون فقهی ورود پیدا کرد و متفکران برجسته­ای همچون ابن خلدون، غزالی، شیزری و... در این خصوص دست به قلم شدند هر چند واژگانی همچون شهاده الحسبه، بینه الحسبه و مواردی از این سنخ در کتب فقهی به کار رفته است، اما واژه حسبه به معنای مصطلح آن از قرن چهارم

واژه حسبه

حسبه از ريشه «حَسَبَ» به معناى شمارش كردن است

؛ اما استعمالات و كاربردهاى چندى براى آن نقل شده است. از جمله:

انجام‏دادن كارى براى رضاى خدا

نيكويى در تدبير و اداره امور

، خبرجويى و تجسس

، همچنين، انكار و خرده‏گيرى كار زشت كسى بر او

. روشن است كه اين كاربردها متأثر از اصطلاحات حسبه، بويژه در تشكيلات حكومت، ذكر شده است.

به بعد وارد کتب فقهی شد.

معرفی کتاب نهايه التربه في طلب الحسبه

کتاب نهايه التربه في طلب الحسبه اثر جلال‏الدين ابوالبقاء ابوالنجيب ابوالفضايل عبدالرحمن بن نصر بن عبدالله بن محمد شيزري نبرواي شافعي (در گذشته به سال 589 ه ق) از جمله آثاری است که در قرن ششم به طبع آراسته شده است. اين اثر شامل چهل باب است. باب نخست این اثر درباره متولى نهاد حسبه (محتسب)، وظايف، شرايط، لوازم و مستحبات آن است. شيزرى طى نقد واقعيت آن روزها نقش حسبه را در تمام زواياى حيات اقتصادى و اجتماعى مورد بررسى قرار مى‏دهد و ابزارهاى مناسب براى سازماندهى آن را تعيين مى‏كند و بر اهميت ارتباط محتسب با قاضى، اهل علم و اِعمال حسبه بر واليان و امرا تأكيد مى‏كند.

انگیزه شیزری در تالیف نهايه التربه في طلب الحسبه

وی این اثر را در برابر در خواست صلاح‏الدين ايوبي فراهم آورده بود. وی در این خصوص در مقدمه کتاب متذکر می­شود که:

شخصي كه در منصب حسبه نشسته و مسئوليت نظارت بر مصالح مردم و پيگيري امور بازار و كسبه را يافته، از من خواسته تا راههاي حسبه را براي او به اختصار بيان كنم تا نصب العين او در سياست و فرمانروايي باشد. [1]

تعریف حسبه از دیدگاه شیزری در کتاب نهايه التربه في طلب الحسبه

به طور کلى، مى‌توان گفت: در آراء اهل سنّت دو دیدگاه اساسى در مورد حسبه وجود دارد: دیدگاه اول، که نماینده آن غزّالى است، حسبه را در اساس خود یک وظیفه فردى ـ همگانى مى‌داند، از این‌رو، شرایط تکلیف در آن کافى است. اما دیدگاه دوم که ماوردى و ابویعلى نماینده آن هستند، حسبه را یک نهاد حکومتى مى‌دانند، هر چند دلیل شرعى حسبه همان ادلّه امر به معروف و نهى از منکر است. عبدالله بن محمد شيزري نهايه التربه في طلب الحسبه از دیدگاه دوم طرفداری می­کند. وی براى اثبات سخن خود به آیه 104 سوره آل‌عمران استناد مى‌کند. در این آیه تصریح شده است که «عده‌اى از شما به عنوان یک جمع باید مأمور امر به معروف و نهى از منکر باشند.» وی در این اثر خود حسبه را امر به معروف، نهي از منكر و اصلاح بين مردم معرفي مي‏كند:

لما كانت الحسبة امرا بمعروف و نهيا عن منكر و اصلاحا بين الناس، وجب ان يكون المحتسب ...[2]

شیزری در این کتاب چهل نوع از مشاغل مختلفی را که محتسب بر عملکرد آن ها نظارت می­کرده و به تخلفات و منکران آنان رسیدگی کرده را ذکر کرده و پیرامون هر یک توضیحات فراوانتی را ذکر کرده است.

شيزرى كه در قرن ششم مى زيسته است، ضمن گفتارى در شرايط محتسب، حسبه را امر به معروف و نهى از منكر و اصطلاح جامعه معرفى مى‏كند(30) وى كتاب خود در اين باب را همچون قانونى حكومتى مى‏داند كه دستورالعمل كسى است كه متصدى ولايت حسبه در حكومت است:

«شخصى كه در منصب حسبه است و مسئوليت نظارت بر مصالح جامعه و پى‏گيرى امور بازار و كسبه را به او داده‏اند، از من خواسته است تا براى او به اختصار راههاى حسبه را بيان كنم تا در سياست و فرمانروايى نصب العين او باشد

وظایف محتسبان از دیدگاه شیزری در کتاب نهايه التربه في طلب الحسبه

شیزری در این کتاب وظایفی را برای محتسب ذکر کرده است که از جمله مهمترین آن­ها عبارتند از:

1. جلوگیری از سد معبر و ممانعت از هر گونه ساخت و سازی که مانع کسب دیگران یا تردد آنان شود؛

2. نظارت دقیق بر پیمان ها و ترازوها؛

3. نظارت و کنترل بر بازار و جلوگیری از آلودگی آن؛

4. تنبیه و تادیب خاطیان؛

5. آزمایش میزان تخصص حرفه ها و مشاغل؛

6. نظارت بر امور دینی و عبادی؛

الف: دستور به بر پایی نماز جمعه و جماعات

ب: نظارت بر مساجد و امور خادمان

7. نظارت بر امور بهداشتی؛

الف: بازرسی پزشکان و جراحان

ب: نظارت بر فرآیند داروسازی

ج: نظارت بر امور خوراکی

8. نظارت بر تعلیم و تربیت و ارشاد؛

9. مواظبت بر اخلاق عمومی جامعه؛

10. نظارت بر کارگزاران حکومتی و امیران؛

11. رسیدگی به شکایات شخصی و احقاق حقوق مردم؛

12. دستور به عمران و آبادی خرابی شهرها؛

13. نظارت بر اهل ذمه؛

14. نظارت بر کشتی بانان؛

15. ملزوم نمودن مالکان برای رعایت حقوق حیوانات.

در بخشی از این کتاب شیزری در خصوص وظایف محتساب می نویسد:

«لازم است که بازارها مرتفع و با وسعت باشند، چنانکه در گذشته بازارهاي روم (منظور امپراتوري بيزانس) چنين بود و در اطراف بازار پناهگاه‏هايي باشد که مردم در زمستان از آنجا عبور کنند. و اين در زماني است که بازار سرپوشيده نباشد. ديگر اينکه هيچ يک از فروشندگان بازار، سکوي دکان خود را به سمت اين گذرگاه قرار نداده و بدين وسيله مزاحم عبور و مرور مردم نگردد. در غير آن، اين ظلمي خواهد بود بر عابران و بر محتسب است که از آن ممانعت نمايد و احقاق حق مردم نمايد و بر ايشان است که از براي هر صنفي از اصناف، بازار خاص ترتيب دهد تا در آنجا فعاليت نمايند که اين کار، هم براي مشتريان و هم براي صنعتگران بازار مفيد است. ضمنا آن مشاغلي که نياز به افروختن آتش دارند مثل نانوايان، آشپزان و آهنگران لازم است که محل کارشان از محل‏هاي تجاري عطاران و بزازان و نظاير ايشان دور باشد و اين نيست مگر به خاطر عدم تجانس اين مشاغل و ضرري که ممکن است از براي طرفين داشته باشد.

وی در ادامه می­نویسد: يکي ديگر از محل‏هاي بسيار مرسوم براي وقف، حمام‏هاي عمومي در شهرها بودند. اين محل‏ها که به بهداشت و سلامت اهالي شهر مرتبط، و از جايگاه ويژه‏اي در اين طريق برخوردار بودند و لزوما مي‏بايد تحت نظر دقيق محتسبان بوده و براي آنها قواعد و قوانين خاص وجود داشت. آنان موظف بودند روزي چند نوبت به اين مکان‏ها سرکشي، مالکان يا ناظران وقف را ناگزير به رعايت نظافت در سطح حمام و آب آنجا نمايند. وظيفه ديگر ايشان تفکيک مواقع زنانه و مردانه بود. به جهت رعايت حرمت زن و مرد در جامعه مسلمين مواقعي بود که حمامهاي اختصاصي براي زنان قرار داده مي‏شد و در غير آن، تعيين زمان‏هاي معين براي استفاده هر يک و عدم تخطي از آن، حتي اعمال نفوذ در داخل آن مکان‏ها از باب نوع لنگ، صابون و... مصرفي بود

[1] . عبدالرحمان شيزري، نهاية الرتبة في طلب الحسبة، صفحه 6

[2] . همان