معرفی اجمالی مکتب تاربخ نگاری عراق
1330 بازدید
تاریخ ارائه : 1/16/2014 1:57:00 PM
موضوع: تاریخ و سیره

 معرفی اجمالی مکتب تاربخ نگاری عراق

با کنکاشی در تاریخ صدر اسلام و قرن نخست هجری می یابیم که تاریخ و حدیث با یکدیگر آمیخته بوده و علمی با عنوان تاریخ نگاری وجود نداشته است. در نیمۀ دوم قرن اول هجری و نیز نیمه نخست قرن دوم هجری مورخانی ظهور یافتند که موجد علم تاریخ نگاری علمی در تاریخ شدند و کوشیدند تا مرزی میان تاریخ و حدیث ایجاد کرده و تاریخ را از آمیختگی با حدیث رهایی بخشند و به آن هویتی مستقل و علمی دهند. بنابراین، در قرون یاد شده با تلاش این عده، تاریخ از حدیث جدا شده و  آنان هر یک به عنوان سردمداران جریان تاریخ نگاری به ایجاد مکاتب تاریخی در سرزمین های اسلامی پرداختند. از آنجا که خاستگاه آن مورخان با یکدیگر متفاوت بود، یعنی عده ای از آنها در مدینه و حجاز می زیسته و عده ای نیز اهل عراق، شام و یا ایران بودند، لذا مکاتبی که به وجود آوردند و شیوه و سبکی که در ثبت تاریخ و وقایع دوران اسلامی به اجرا درآوردند با خاستگاه آنان مرتبط بوده و در تمامی جوانب سیاسی، اعتقادی و فکری الهام یافته از خاستگاه ایشان بود. به دیگر سخن، آن دسته از مورخانی که از عراق برخاسته بودند مکتبی را تحت عنوان مکتب تاریخ نگاری عراق بنیان نهادندکه خاستگاهی کوفی و عراقی و در حقیقت شیعه داشت و بیشتر متمایل به ثبت و انعکاس مظلومیت ها و ناکامی های شیعه و عصر تأویل بود. مورخانی که در مدینه و حجاز موجد مکتب تاریخ نگاری مدینه شدند با توجه به گرایش سردمداران جریان تاریخ نگاری در این سرزمین که قداست بخشیدن به صحابه و طرفداری جدی از سنت و در حقیقت ره سپردن مکتب عصر تنزیل در برابر عصر تأویل بود راه دیگری را پیمودند. ابن شهاب زهری و ابومخنف لوط بن یحیی از مورخان برجسته مکاتب فوق می باشند که تحت تاثیر مکتب اهل حدیث و اخباریان آثاری را پدید آوردند و با دیدگاهی خاص به تاریخ نگریستند . با این وجود به دربار خلافت وابسته نبودند و هر کدام با نگرش خویش به تألیف آثارشان همت گماشتند،

پیشینه مکتب عراق


دومین مکتب بزرگ تاریخی اسلامی، مکتب عراق است. در صدر اسلام در عراق سه اندیشه ی فرهنگی مهم شکل گرفت: ایرانی، عربی و یونانی. بعدها این سه فرهنگ در فرهنگ و تمدن بزرگ اسلامی حل شدند و البته موجب تقویت آن نیز گردیدند. مکتب تاریخ‌نگاری عراق نیز از دل همین اختلاط و ترکیب فرهنگی و عمدتاً در دو شهر کوفه و بصره پدید آمد. تشویق حفظ و نگهداری انساب و اخبار عرب توسط امویان، پدیدار شدن جنبش شعوبیه و آثار ادبی ـ تاریخی آنان در عراق و انتقال مرکز سیاسی خلافت از شبه شام به بغداد از مهم‌ترین زمینه‌های شکل‌گیری این مکتب بود. عبید الله بن ابی رافع کاتب امام علی (ع) که زمان خلافت وی در کوفه بود اولین مورخ و مؤلف در مکتب تاريخ‌نگاري عراق است.

او همراه امام علی (ع) در جنگ های صفین، جمل و نهروان شرکت داشت و آن‌چه را دیده بود، به رشته تحریر درآورد. در این زمینه هم چنین می توانیم کتاب مثالب را که زیاد بن ابیه تألیف کرد معتبر بدانیم. این کتاب اولین کتابی است که در مکتب تاريخ‌نگاري عراق در آغازین زمان یعنی اواسط قرن اول درباره‌ي تاریخ به نگارش درآمد.

مکتب تاريخ‌نگاري مدینه و شام اختصاص به مغازی و فتوح دارد در حالی‌که مکتب تاريخ‌نگاري عراق غالباً بر محور اخبار و ایام و انساب قرار دارد. برخی از مهم‌ترین مورخان و اخباریان مکتب عراق عبارتنداز: ابو عمرو بن نشارحیل الشعبی، یونس المغنی، قحذم بین سلیمان، ابو خالد یوسف بن خالد بن عمیر السمتی البصری، ابوالعباس وهب بن جریر، ابو مخنف لوط بن یحیی، عوانه بن الحکم، نصر بن مزاحم منقری، الهیثم بن عدی بن عبد الرحمن الثعلبی. در این میان ابو مخنف لوط بن یحیی از شاخص‌ترین چهره‌های مکتب عراق است. او از اخباریان در فتوح عراق و اخبار آن بود و در انساب نیز دستی داشت

خصایص مکتب تاریخ نگاری عراق

-نگاه کلی و جامع در اثار اصحاب این مکتب پدیدار است، نسب دانان،از بررسی نسب قبیله به مجموع قبایل میرسند و راویان و اخباریان،اخبار امت را محور تحقیقات خویش قرار میدهند. در حقیقت با این گونه نگاه که در مکتب عراق پدید آمد،تاریخ،هویت یافت و مورخان پا در عرصه حیات علمی نهادند

-تحزب بربنیاد سیاست،قبیله،سرزمین و شهر در آثار روایان این مکتب به چشم می خورد

برای مثال میتوان به ابو مخنف ،عوانه بن حکم و سیف بن عمر اشاره کردکه بر اساس علاقه علوی شامی .بانگرش قبیله ای به تدوین تاریخ می پردازند

-آمیختن روایات شهرها،مناطق و قبایل مختلف با هم و پدیدآوردن شکلی کامل و جامع و متنوع از آن،بعدی دیگر از تاریخ نگاری در این مکتب است

-اخباریان،روایات را از حیث موضوع و زمان تنظیم می کنند

-از اسناد و نامه های رسمی در تدوین تاریخ استفاده می کنند

-احتمالا از دیوان های جند و خاتم در شام،عراق،بصره و کوفه سود برده اند

-لغویان و نحویان در گردآوری اشعار و مفردات لغوی و ثبت اشکال و صور تعبیر،همپای نسب دانان،کمک دیگری به وحدت تاریخ اسلام کردند و عراق در این کار پیش گام بود

-استفاده از نجوم و تنجیم در تصحیح و ضبط حوادث تاریخی در این مکتب گام دیگری در پیش برد علم تاریخ بود

بسترهای شکل گیری مکتب عراق :     

عراق سرزمینی خوش آب و هوا و مورد توجه برخی از قبایل عرب برای سکونت بود، چنانکه قبل از این نیز تمدن های کهن در این ناحیه فراز و فرودی را پشت سر نهاده بودند. از آنجا که قبل از ظهور اسلام مدتها تحت سیطره ایران بود، بافت جمعیت عراق، ترکیبی مختلط داشت. سریانی ها و یونانی ها با آداب فرهنگی خود و ایرانیان و موالیان با رسومات قومی خویش در کنار اعراب بادیه نشین همزیستی یافته بودند.

پس از ظهور اسلام، عمر بن خطاب به سال 17 هجری در نزدیک قادسیه کوفه را ساخت. گویند این بنا چهارده ماه پس از فتح مدائن بود. چندی پیش از این واقعه و متعاقب نبرد بویب نیز بصره پدید آمده بود (32).

بدین ترتیب گروههای جنگی که برای جهاد به شرق می رفتند و در جامعه ای که اساساً ساختار    قبیله ای داشت در این شهرها اسکان یافتند، از این رو بصره و کوفه که در مجاورت بادیه نیز بودند به سرعت به مراکز قبیله ای و طبیعتاً جلوه گاه سنتها و آداب و فرهنگ بادیه نشین بدل شدند، در نتیجه ترسیم خطوطی جدید از ترکیب جمعیتی بافت قبیله ای، ساختار اجتماعی قومی را حاکم ساخت.

از سوی دیگر عراق در روزگار ساسانیان، ایالتی ایرانی به شمار می رفت. در دورۀ اسلامی نیز بسیاری از خصوصیات و سنن خویش را حفظ نمود. حتی در پادگانشهر نوبنیاد بصره و کوفه از اواسط قرن نخست هجری از جمله مراکز نومسلمانان پارسی یا موالی بود که در دوره هایی اهمیت و نفوذ بسیاری داشتند. چنانکه در ایام مختار ثقفی حدود بیست هزار تن ایرانی فقط در کوفه ساکن بودند که آنان را الحمرا یا سرخ رویان می خواندند و بیشترشان در لشکر مختار فراهم آمدند

. از یک روایت دینوری نیز می آید که زبان فارسی در لشکر او رایج بوده است

وجود ایرانیان که عرب آنان را موالی نامیدند، در آن عصر که امویان تفکر برتری عرب بر عجم را تقویت می کردند، خود موجد رقابت و بروز تفاخر عرب بر عنصر غیر عرب خاصه ایرانی گردید و موجب شد تا مآثر قومی و قبیله ای خویش را به گونه ای مبالغه آمیز به رغم ایرانیان نقل و روایت نمایند. از آن سوی این رفتار باعث بروز واکنش پارسیان شد تا با تمسک به میراث کهن خود به تفاخر برخیزند و این فرهنگ و آثار مکتوب آن را به عربی نقل کنند (35). هم از این روست که شعوبی گری یا عکس العمل ایرانیان در در برابر برتری جویی عرب در ظهور و نیز در تکوین تاریخ نگاری اسلامی خاصه مکتب عراق موثر افتاد.

از دیگر سوی کشته شدن عثمان خلیفۀ سوم بروز جنگ جمل را بر سر خلافت و خون خواهی وی و تبدیل کوفه به مرکز خلافت در دوران علی بن ابیطالب (علیه السلام) فرایندی بود که نه تنها بر اهمیت موقعیت سیاسی عراق افزود، بلکه تنش های عقیدتی، فکری ناشی از آن ، جو عمومی را متاثر از خود ساخت.

بدین سان سنت های قبیله ای حاکم بر روابط اجتماعی، فرهنگی همسان و همگون با خود را ایجاد نمود. این عوامل پس از پایان دورۀ لشکرکشیها و فتوحات بزرگ به وقوع پیوست و عراق را به عرصه نزاعهای قبیله ای با گرایشهای سیاسی، فرقه ای و مذهبی تبدیل کرد. این مسائل بر نحوۀ تدوین تاریخ نگاری اسلامی تاثیر نهاد بطوری که مهمترین مظاهر فرهنگی آن زمان همچون نحو، لغت، شعر و تاریخ مطابق شئونات و علایق قبیله ای بیان شد.

قصص ایام و روایات انساب بر فرهنگ عمومی اثر گذاشت و از طریق شعر و  خطابه استمرار یافت. راویان شعر بزرگان و ریش سفیدان قبیله ، اخبار را بدون توجه به سند، در مجالس و محافل خود نقل می نمودند، بدین طریق دیدگاههای متناسب بیان روایت منطقه ای و فرقه ای پدید آمد تا آنجا که یک واقعه با اعتبار راوی آن و گرایش های مختلف و حتی وابستگی جغرافیایی می توانست ویژگیها و جزئیات متمایز خاص خود را داشته باشد. این معنا از نوع روایات نخستین اخبار پیداست ، چنانکه در روایت ابومخنف، سیف بن عمر و عوانه بن عبدالحکم رنگ تعصبات قومی و حزبی مشهود می باشد، بنابراین در استفاده از کتب فتوح و مغازی آنان باید جانب احتیاط را پذیرفت بویژه بخشی از تاریخ خلفا ظاهراً به سبب همین عوامل از سوی مورخ قابل اعتماد کلی نیست

. مآخذ اخباریان برای گردآوری و نقل اخبار تاریخی متفاوت بود، آنان روایات شفاهی و مکتوب خانوادگی، قبیله ای و فردی را در عراق گرد هم آوردند که گاه با بهره گیری از روایات شامی و مدنی تکمیل می نمودند، مثلاً ابومخنف از روایتهای مشایخ ازد، تمیم و طی استفاده نمود و در وقایعی چون واقعه کربلا با آنکه تکیه اش بر روایات کوفی و گاه شاهدان آن پیکار بوده ، از روایات شامی بهره جست

اخباریان به روشی ساده و مستقیم می نوشتند و گاه شعر نیز در روایات می آوردند، اما از نظر اسناد، آنها را در فاصل میان دوره روایات قبیله ای و قصص که اسناد آن ذکر نمی شد و روش اهل حدیث که اسناد را قید می کردند دانسته اند، زیرا بسیاری از اخباریان نخستین در بیان اسناد تساهل می نمودند و سلسله روایاتشان اغلب منقطع است یا فقط نام اولین راوی را ذکر کرده اند. گاه نیز نام آن را نیاوردند و به طور مبهم تعبیری چون «قیل» و «عن رجل» را در نظر گرفتند

از طرفی هم حاکمیت امویان بر جامعۀ اسلامی و تبلیغ افکاری چون مشیت الهی و تقدیر گرایی به نحو محسوس و چشم گیری در آثار این دوره انعکاس می یابد که توجه بدانها نه تنها موید این نظر، بلکه نمایانگر گرایش های مذهبی و عقاید سیاسی اخباریان نیز می باشد، چنانکه عوانه بن حکم دیدگاههای اموی و عثمانی خویش را در خلال اخبار و روایاتش ذکر کرده و ابومخنف بر تمایلات شیعی و قبیله ای و سیف بن عمر نیز بر نقش تمیم پافشاری دارد

راس مکتب تاریخ نگاری

شعبی،ابو عمروعامربن شراحیل

نام: عامر

نام پدر: شراحیل یا شرحبیل بن عبدذی کبار

لقب وکنیه: شعبی، حمیری، ابوعمرو

تاریخ ومحل تولد: 19ق، بصره

تاریخ ومحل وفات: 103ق، کوفه

تخصص: در فقه و مغازی و روایت سرآمد بود.

سمت ها: عبدالمک مروان او را به سفارت پیش قبصر روم فرستاد

عمربن عبدالعزیز او را منصب قضا داد

آثار:المغازی،الفرائض والجراحات،الکفایه فی العباده و الطاعه،کتاب الفتوح،کتاب المتدا،کتاب اشوری و مقتل

وی از تابعین مشهوردر کوفه زاده شد،ولی اصلا حمیری وازبنی همدان بود.

.شعبی بیشتر به نقل اسرائیلیات از نو مسلمانان که پیش از آن از اهل کتاب بودند مشهور و قصص واخباریمن و مغازی نیز روایت کرده . قطعه ای از مغازی او راخطیب بغدادی در دست داشته است. بخشی از کتاب الشوری ومقتل الحسین او هم در شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید آمده است. ظاهرا بخشهایی از کتاب او در فتوع هم که املا کرده،موجود بوده است

او بسیار علاقه مند بود اخبار را از اعرابی که ادعا می کردند شهرهای نابود شده را دیده اند نقل مند . درجاهای مختلف طبری اسم شعبی را آورده است. تالیفات شعبی بسیار اندک است ولی از لحاظ روایت بسیار معتبر است . اخباریان او را راس مکتب تاریخ نگاری عراق می دانند در واقع او شبیه عبدالله بن عباس در مکتب تاریخ نگاری مدینه است. ما از آثار شعبی چیزی نداریم مگر قطعاتی از کتابش از (المغازی) که در کتاب خطیب بغدادی است_الخطیب بغدادی،تاریخ بغدادج 12ص230)

قطعه ای از کتاب دیگرش کتاب شوری و مقتل الحسین(ع) فی شرح نهج البلاغه- ابنابی الحدید آمده است

قطعه ای از کتاب الفتوع را الذهبی در تذکره الحفاظ ذکر میکند و همچنین قطعه دیگر از آن را طبری آورده است

منابع:

علم تاریخ در گستره تمدن اسلامی،دکتر صادق آئینه وند

تاریخ نگاران و مکتب های تاریخ نگاری در اسلام،دکتر رمضان زین العابدین

تاریخنگاری در اسلام،سید صادق سجادی،هادی عالم زاده

تاریخ بغداد،الخطیب البغدادی