نگاهی به مکتب تاریخ نگاری حجاز(مدینه)
677 بازدید
تاریخ ارائه : 1/21/2014 1:20:00 PM
موضوع: اخلاق و عرفان

مکتب تاریخ نگاری حجاز(مدینه)

در میان مکاتب تاریخ نگاری، مکتب مدینه از اهمیت ویژه ای برخوردار است. در این مکتب اولین مطالعات تاریخی در دوره اسلامی صورت گرفته و تأکید اساسی بر «مغازی» یا «دوران رسالت» بوده است

از اسباب عمده اقبال به مکتب تاریخی نگاری مدینه،موقعیت این شهر بود.حکومت پیامبر خدا و خلفای سه گانه ی بعد از آن حضرت در این شهر و حضور اصحاب پیامبر(ص)در آن مدینه را به صورت شهری درآورده بود که قبله ی آمال و ارزش ها و مطمح دل ها و دیده ها می نمود

مسلمانان در سایر سرزمین های اسلامی ،برای توسعه ی معرفت دینی و شناخت اسلام و احکام آن و آشنایی با سیره صاحب رسالت و ائمه ی طاهرین و اصحاب و تابعان به این شهر چشم دوخته بودند

حلقه های قرائت و تفسیر،حدیث و سیره مغازی و فتوح و احکام در این شهر خیل فراوان مشتاقان را به خود جلب کرده بود

در بحبوحه ی گسترش علوم اسلامی،علم تاریخ با هاله ای از معارف اسلام مغازی پیامبر خدا در این شهر،پابه ظهور نهاد و مکتبی با عنوان مکتب تاریخ نگاری مدینه پدید آورد

آن چه قابل اعتناء است،نقش اساسی این مکتب در پیدایش علم تاریخ در اسلام است. شایان ذکر است که سران و مروجان این مکتب در کنار تفسیر قرآن کریم و حدیث و فقه و تدوین و تسجیل حوادث تاریخ اسلام سعی بلیغ به کار برده اند

سیره و مغازی نگاران مکتب تاریخ نگاری مدینه، به سه طبقه تقسیم می شوند:

1-طبقه ی اول:ابان بن عثمان بن عفان (متوفای 105 ه.ق) عروه بن زبیر(متوفای92 ه.ق) از رجال طبقه اول اند

2- طبقه ی دوم: عبدالله بن ابی بکر بن حزم (متوفای 124 ق. ق)،از رجال این طبقه به حساب می آیند

3- طبقه ی سوم:از رجال این طبقه باید از،موسی بن عقبه(متوفای141 ه.ق) نام برد

بنیان گذار و سران مکتب تاریخ نگاری حجاز

1-عبدالله عباس

ابن عباس را باید از سران وپدیدآورندگان مکتب های تفسیر،حدیث،فقه،ادب وتاریخ به شمار آورد گرچه کتابی از او بر جای نمایده ولی آرا و اقوال و توسط شاگردان تدوین گردید . او را به مثابه ی موسس اصلی مکتب تاریخ نگاری مدینه بر گزیده است

2-سعید بن مسیب مخزومی

3-زیان بن عثمان عفان

4-شرحبیل بن سعد

5-عروه بن زبیر بن عوام

6-عبدالله ابی بکر بن حزم انصاری

7-عاصم بن عمر بن قتاده

8-محمد بن مسلم بن عبیدالله بن شهاب زهری

9-موسی بن عقبه

10-سعید بن سعد بن عباده خزرجی

11-سهل بن ابی ابن خیئمه مدنی انصاری

12-ابو فضاله عبدالله(عبیداله) ابن کعب بن مالک انصاری

13-قاسم بن محمد بن ابی بکر

14-وهب بن منیه

15-ابو روح یزید بن رومان اسدی مدنی

16-معمر بن راشد بصری

17-ابومعشر سندی

18-محمد بن اسحاق بن یسار

19-ابوعبدالله محمد بن عمر واقدی

خصایص مکتب تاریخ نگاری حجاز

موضوع های عمدهای که در این مکتب مورد توجه قرار گرفته:مغازی،سیره و بعضا فتوع است

این مکتب در تطور و پیشرفت علم تاریخ، نقشی اساسی برعهده دارد

چون از مکتب های مادر محسوبمی گردد

بهرگیری از شیوه ی اسناد در تدوین تاریخ را رعایت میکند

با استفاده از اسناد گروهی در نگارش تاریخ، باعث ایجاد بر خوردهای علمی و نقدهای رجالی بین محدثان و مورخان می شود

طبقه بندی"عمر" در تقسیم مسلمانان را می پذیرد و به آن وفادار می ماند

سیادت قرشی از محورهای عمده ی مورد پذیرش این مکتب است

زمان و توصیف مکان را در بررسی واقعه های تاریخی مورد ت.جه قرار میدهد

از جغرافیا برای شناخت مکان حادثه و غزوه بهره می گیرد

از اسناد تاریخی بهره میگیرد ونام های مسلمانان موثر در تاریخ اسلام را مثل شهداء،انصار،مهاجران،شرکت کنندگان در غزوات ذیگر را ذکر میکند

فرزندان . نوه های خلفاء ویامدعیان خلافت و فرزندان اصحاب،در پیشرفت این مکتب نقش عمده ای بردوش داشته اند

رعایت تسلسل حوادث تاریخی در میان بعضی از سران این مکتب به چشم می خورد

از شعر و قصص عامیانه و اخبار اهل کتاب سود می گیرد

از این رومطالعات و تحقیقات در تاریخ و دیگر علوم، با تلاش مشترک طالبان علم در حلقه های درس آغاز شد. هر حلقه درس تحت نظارت یک استاد بود و دانشجویان برجسته، پس از طی مراحل تحصیلی خود به تشکیل حلقه درس جدیدی اقدام می نمودند. حضور در حلقه های درس نیز برای همگان آزاد بود؛ بدین سان، سلسله راویان ادامه می یافت. کم کم، در نتیجه مداومت شرایط و مساعدت مرور زمان، مکاتبی در تاریخ و حدیث و فقه شکل گرفت که اولین آن ها در مطالعات تاریخی، «مکتب مدینه» یا «مکتب مغازی» است؛ مکتبی که پیدایش و جهت گیری خود را مرهون تلاش های دو تن از محدّثان فقیه، یعنی «عروة بن زبیر» و شاگرد برجسته اش «زهری» می باشد

نقش اوّل در پیدایش مکتب تاریخی مدینه به «أبوبکر محمد بن مسلم بن عبیداللّه بن عبداللّه بن شهاب الزّهری» تعلق دارد. وی اصول این علم را استحکام بخشید و مسیر آینده مطالعات تاریخی را ترسیم کرد. به همین سبب، تحقیقات وی از این نظر بسیار مهمّ است.

البته مطالعات او به لحاظی دیگر نیز دارای اهمیت فراوانی است، زیرا برای ما تاکید می کند که ریشه های «مغازی» همان طور که عده ای اعتقاد دارند به قصه های سنتی، یا به تحقیقات جدی ای که محدثان و شاگردان او انجام داده اند برمی گردد.

در تاریخ وفات «زهری» تقریبا تردیدی نیست؛ زیرا روایاتی که تاریخ وفات وی را در 17 رمضان (124 ه / 742 م) می دانند متواترند.

اما تاریخ ولادت وی چنان که انتظار می رود مورد اختلاف است. بنا به روایات مختلف، سال تولد او 50، 51، 56 و 58 ه. ذکر شده است.

البته «زبیر بن بکّار»و «واقدی» در روایتی آورده اند که وی 72 سال زیست، و این امر احتمال ولادت وی به سال (51 ه / 671 م) را تقویت می کند.

زهری نزد اعلام محدثین زمان خود که چهار تن از آنان در نظرش از منزلتی خاص و احترامی فراوان برخوردار بودند تحصیل کرد. او از آن ها بسیار تقدیر کرده و اکثر احادیث خود را نیز از آنان اخذ کرده است. این چهار تن عبارتند از: «سعید بن المسیب»، «ابان بن عثمان»، «عبیداللّه بن عبداللّه بن عتبه»(و «عروة بن الزبیر».

وی آنان را «چهار دریای علم» می نامد و می گوید که علم را از آنان اندوخته و مطالعات خویش را بر علوم ایشان افزوده است.

زهری به قوّت حافظه مشهور بود؛ ویژگی ای که در دوران وی اهمیّت فراوانی داشت. از این رو می کوشید با نوشیدن شربت عسل آن را تقویت نماید. مهم تر از آن، توجّه زهری به نگارش نظریات و مسموعاتش بر سینه الواح و کتب بود. معاصرانش نیز به این ویژگی او توجّه داده و مسأله کتابت را از علل اساسی تفوّق او بر همگنانش دانسته اند. در روایتی آمده است که وی هر چه را می شنید می نوشت؛ و در روایتی دیگر مذکور است که وی «سنن» پیامبر(ص) و «آنچه را که از صحابه نقل شده بود» می نوشت.

زهری در نقل «مغازی» بیش از هر کسی بر «عروة بن الزّبیر» متّکی بود و دورانی نه چندان کوتاه نزد وی تحصیل کرد و هم چنان که گفتیم او را به دیده احترام می نگریست و «بحری بی کرانه»اش می دانست.

«بخاری» به «مغازی» تالیف زهری اشاره کرده و می گوید: «موسی بن عقبه» به نقل از «ابن شهاب» برای ما حدیثی نقل کرد و گفت: «این مغازی رسول خدا(ص) است»، او سپس حدیث را ذکر می کند. سخاوی نیز ذکر کرده است که زهری «مغازی» را از عروه نقل می کند.

حاجی خلیفه نیز از «مغازی» زهری چنین سخن گفته: «و از جمله تالیفات در «مغازی»، مغازی محمد بن مسلم الزّهری است».به هر حال، در آنچه به عنوان مغازی از زهری در دست داریم، مأخذ اصلیِ روایات عروة است. البته در کنار عروة، زهری از «سعد بن المسیّب»و «عبیداللّه بن عبداللّه بن عتبه»(و بسیاری دیگر نیز نقل می کند.

آشکار است که زهری در زمینه احادیث پیامبر(ص) و صحابه، در مدینه به تحقیقی وسیع اقدام کرده و در این کار، منزلت اجتماعی، حافظه نیرومند و بهره مندی از کتابت مدد کار وی بوده اند. وی صرفا به پرسش از محدّثین اکتفا نکرده، بلکه از هر کس که ممکن بود خبر یا حدیثی قابل اعتماد داشته باشد، سوال کرده است. او بدین منظور به مجالس و منازل اشخاص مختلف می رفت و از آنان پرسش می کرد؛ ذهبی می گوید: «ابراهیم بن سعد» گفت: به پدرم گفتم: چه چیزی از زهری بر شما ظاهر شده؟ گفت: «به مجلس ها از آغاز حضور می داشت نه آخر آن. هیچ جوانی، مجلس را ترک نمی کرد، مگر این که از او سؤال می کرد و هیچ پیری را بدون این که از او پرسش کند ترک نمی نمود. به هر خانه ای از خانه های انصار که می آمد جوانی یا پیرمردی یا پیر زنی را ترک نمی کرد مگر این که از آن ها سوال می نمود و تا به مرحله ای نزدیک می شد که می خواست از بانوان خدر هم سؤال کند».

ما در اینجا بر آن نیستیم که از مقام والای او به عنوان محدّث و فقیه سخن بگوییم. بلکه در این بحث صرفا به آثار او به عنوان یک مورّخ می پردازیم، لذا به نقل نظر چند تن از بزرگان درباره وی اکتفا می کنیم:

«مالک بن انس» درباره او گفته است: «او دانش فقهای سبعه را حفظ کرده و در میان مردم نظیر ندارد». «عمر بن عبدالعزیز» می گوید: «کسی از او به سنن گذشتگان داناتر نیست». «ابراهیم بن سعد» به نقل از پدرش می گوید: «پیش از زهری، کسی دانش را همچون او گرد آوری نکرده است». «عبد الرّحمان بن ابی الزّناد» به نقل از پدرش می گوید: «او دانشمندترین مردم است».(این کلمات، همه بیانگر علوّ مقام و تاثیر او بر سایرین است.

طبری نقش زهری را به عنوان مورّخ چنین خلاصه کرده است:

«محمد بن مسلّم الزهری در اطلاع از «مغازی» رسول خدا(ص) و اخبار قریش و انصار، بر دیگران تقدم دارد و دانشمند بزرگ اخبار پیامبر(ص) و اصحاب اوست».

اینک به مطالعات تاریخی وی می پردازیم و از «مغازی» او آغاز می کنیم.

به نظر می رسد زهری در تحقیق خویش پیرامون زندگی پیامبر(ص) ابتدا برخی حوادث پیش از اسلام را که برخی از آن ها به ایشان مربوط می شود ذکر کرده و سپس زندگی پیامبر(ص) را در مکه و مدینه بررسی کرده است. سخاوی (ف.902ه/1497م) می گوید: «حجّاج بن ابی منیع» (ف . بعد از 216 ه / 831 م) مغازی را از زهری نقل کرده».

حاجی خلیفه نیز این سخن را که زهری کتابی در «مغازی» داشته است تأیید می کند. زهری همچنان که تألیف خود را «مغازی» نام گذاشته آن را «سیره» نیز نامیده است. البته عنوان «سیره» به کتابش اطلاق نمی شد. امروزه، از «مغازی» زهری جز قطعاتی که بیش از همه در کتب «ابن اسحاق»، «واقدی»، «طبری»، «ابن سیّدالناس» آمده، چیزی به دست نرسیده است