ملا حسین کاشفی و کتاب روضه الشهداء
556 بازدید
تاریخ ارائه : 1/27/2014 1:48:00 PM
موضوع: تاریخ و سیره

ملا حسین کاشفی و کتاب روضه الشهداء

این کتاب تالیف کمال الدین حسین بن علی بیهی هروی واعظ کاشفی معروف به ملا حسین کاشفی(م 910ق)است. وی این کتاب را به درخواست یکی از اعیان و سادات بزرگ به نام "مرشد الدوله عبدالله" معروف به"سید میرزا" از نزدیکان سلطان حسین بایقرا(837-911ق) در اواخر عمر خویش نگاشته است (1) تاربخ نگارش این اثر در سال 907(نه908) بوده است،چرا که خود گفته است که"از روز شهادت امام حسین تا تاریخ تالیف این کتاب که قریب به هشت صد و چهل وهفت سال است هرگاه که ماه محرم نو شود..."(2)

زندگی نامه

ملاحسین واعظ کاشفی از علما و وعاظ خراسانی سده نهم هجری است که در قلمرو تیموریان زندگی می کرده است و سبزواری الاصل می باشد و رشد و نمو او در همین شهر بوده است. او برای تحصیل چند سالی به نیشابور آمد. سپس در همان دوره جوانی از نیشابور به هرات مهاجرت کرد و تقریبا تا پایان عمر به استثنای چند سالی، در شهر هرات باقی ماند چراکه هرات در آن زمان مرکز تیموریان بود، و از لحاظ فرهنگی، اقتصادی، سیاسی مرکزیت داشت و جذابیت فراوانی داشت و به همین علت کاشفی سبزوار را رها می کند و به هرات مهاجرت می کند. به این خاطر بعضی ها معتقدند که سبزواری ها او را نبخشیدند، زیرا هرات، سنی نشین بود و مردم سبزوار هم از قدیم شیعه بودند. سلاطین تیموری منصب قضاوت سبزوار را دو بار به کاشفی واگذار کردند اما در هر دو بار سبزواری ها او را چنان در تنگنا قرار دادند که مجبور به استعفا شد.

مذهب کاشفی

براساس آثار کاشفی قطعا او را باید سنی حنفی به حساب آورد. زیرا در بحث های فقهی، آراء فقهای حنفی را نقل می کند و از آراء شیعی اصلا چیزی نقل نمی کند. این امر طبیعی است زیرا اکثریت مردم خراسان بر مذهب حنفی بوده اند.

چنان که افندی از برخی از فوائدمیرداماد،نقل کرده که کاشفی را حنفی مذهب دانسته است.(3) هر چند در جای دیگر او گفته که کتاب روضه الشهداء به تشیع کاشفی بارعایت تقیه دلالت دارد(4) در تایید این سخن باید گفت برخی از عبارات کاشفی در این کتاب هم سو با معتقدات شیعه است(5) اما به هر تقدیر آنچه به یقین می توان گفت آن که کاشفی از جمله صوفیان و علاقه مندان و عاشقان امامان شیعه بوده است. بنابر این درباره مذهب ملاحسین کاشفی با توجه به مجموع شواهد می توان گفت که وی سنی مذهب بوده است اما از آن دسته سنی هایی است که متعصب نبودند

آثار ملاحسین کاشفی.

. کاشفی از افراد جامع و ذوالفنون می باشد که در همه فنون صاحب تألیف است تا حدود ۴۰ کتاب را برای او نام برده اند. در زمینه قرآن، تفسیر، اخلاق، فتوت، ادبیات و علوم غربیه و کتاب دارد.

او دو تفسیر دارد که مشهور است: “جواهر التفسیر” و “مواهب علیه” که دومی به امیرعلیشیر نوایی تقدیم شده و جدیدا هم دوباره چاپ شده است.

کتاب روضه الشهدا،

کاشفی به عموان استاد ادب پارسی در این اثر،بلایا و مصائب برخی از انبیا را از آدم تا پیامبر خاتم و نیز ذکر شهادت حمزه وجعفر طیار ،رحلت رسول خدا، احوالات حضرت زهراء از ولادت تا وفات ، اخبار امیرالمومنین از ولادت تا شهادت و فضایل امام حسن و احوال وی از ولادت تا شهادت رادر این اثر نگاشته و در ادامه، به مناقب امام حسین و حوادث قیام حضرت پرداخته است. وی،صفحات پایانی کتاب خود را به اختصار ،به ذکر امام چهارمتا دوازدهم و اعقاب و فرزندان شان،اختصاص داده است. در این میان مولف بیش از نیمی از کتاب را به زندگی امام حسین و واقعه عاشورا . حوادث پس از آن ،اختصاص داده است. یعنی از ده باب آن،چهار بابش(باب هفتم تا دهم) در باره امام حسین(ع) و خاندان و یارانش است

ویژگی اصلی روضه الشهدا،

کاشفی روضه الشهدا را دو سال قبل از فوت خود به رشته تحریر درآورده است. یعنی درسنین کهولت خود. معمولا زمانی که آدم به سن پیری می رسد قدرت فکری و قلمی او کم می شود. طبیعتا روضه الشهداء ساخته ذهن او در این سن نبوده است. او سی، چهل سال روی منبر چنین مطالبی راتکرارمی کرده است و خیلی راحت آنها را به رشته تحریر درآورده است

ویژگی دیگر این کتاب جامعیت آن می باشد که همین ویژگی است که باعث ایرادگرفتن بعضی ها از این کتاب شده است. مقاتلی که در آن زمان موجود بوده، که اکنون هم وجود دارند، مثل مقتل ابومخنف، و مقتل لهوف که به عربی اند خیلی مختصرند پس دو عامل اصلی که این کتاب دارد یکی جامعیت مطالب آن می باشد و دیگری نثر روان آن می باشد. عوامل دیگری هم باعث رواج بیشتر آن شده است؛ از جمله این که وی به شخصیت های هر دو جناح شیعه و سنی احترام گذاشته و توهین نکرده است.

از ویژگی های روضه الشهداء این است که منابع آن اکثرا فارسی هستند و منابع عربی در آن چندان نیست. نکته ای که جالب است این است که بعضی از روایاتی که کاشفی از مقتل خوارزمی نقل کرده بود در این کتاب نبود، در قدیم کتاب که می نوشتند چند نسخه داشته است، ، ممکن بوده چند بار آن را بازنویسی کنند و حتی مطالبی را کم یا زیاد می کرده اند، طبیعتا این اختلافی که بین نقل های کاشفی و مقتل خوارزمی وجود دارد، از همین قسم است.

رویکردکاشفی به حادثه کربلا

نگاه ملاحسین واعظ کاشفی به امام حسین(ع) یک نگاه کاملا صوفیانه می باشد. در نگاه کاشفی، امام حسین(ع) یک صوفی، یا یک مؤمن ممتحَن است. ممتحن یعنی کسی که مورد امتحان قرار می گیرد و دچار بلاء می شود. «هر که در این بزم مقرب تر است جام بلا بیشترش می دهند » در واقع در نگاه کاشفی بحث قیام علیه ظلم، امر به معروف و نهی از منکر نیست. امام حسین(ع) شخصی است که خداوند برای او ماجرایی را طراحی کرده است و او می بایست سخت ترین مصیبت ها را تحمل کند تا به آن مقامی که خداوند برای او در نظر گرفته است برسد و بدون تحمل این درد و رنج ها نمی تواند به آن مقام برسد. در واقع کل محتوای کتاب همین است. او در ابتدای کتاب هم گفته است که “این کتابی جامع در حالات اهل بلاء از انبیاء و اصفیاء و شهداء و سایر ارباب ابتلاء و احوال آل عبا است”. نیمه دوم کتاب درباره امام حسین(ع) می باشد. در واقع امام حسین(ع) مصداق اتمّ انسانی می شود که مصیبت را تحمل کرده است و به همین دلیل می گوید چون این شخص با مصیبت هایی که تحمل کرده است به مقام بالایی رسیده است، اگر شما گریه کنید، ان شاء الله شما هم به مقام بالایی دست پیدا کنید و از این سفره ای که پهن شده است شاید استفاده ای ببرید. نمونه های دیگری نیز برای تحمل این درد و رنج ها ارائه داده است مثلا می گوید حلاج از خدا خواست که درد و رنج او را بیشتر کند. در واقع این همان نگاهی است که در بعضی از شیعیان هم هست و می گویند امام حسین(ع) از پیش از سرنوشت محتوم خود به طرف شهادت آگاه بوده است و فقط می خواست این مسیر را طی کند. در نگاه صوفیانه کاشفی سخنی از قیام امام حسین(ع) به عنوان حرکتی در برابر ظلم و ستم یزید یا اقامه فریضه امر به معروف و نهی از منکر نیست. کما این که سخنان امام حسین(ع) در این باره در کتاب وجود ندارد

منابع روضه الشهداء

کاشفی، اطلاعات زیادی در باره منابع کتابش ارائه نکرده و در نقل گزارش های مهم که لازم است ماخذ خود را بیان کند،طفره رفته است. در مواردی بسیاری که منبع خود را ذکر کرده،منابع کتابش، نامشهور و غیر معتبر است. چنان که "افندی"پس از آن که می گوید کاشفی از منابع شیعی چون عیون اخبار الرضا،الارشاد،اعلام الوری و کتاب الال ابن خالویه بهره برده است،می افزاید: "اما بیشتر روایات این کتاب و حتی همه آنها،از کتاب های غیر مشهور و حتی غیر قابل اعتماد ،گرفته(6)

دلیل عدم اعتبار علمی این کتاب را باید در این امر جستجو کرد که کاشفی برای ارائه گزارش گران سنگ این واقعه مهم،شیوه علمی تاریخ نگاری را که بنیاد آن بر بهره گیری از منابع اصیل کهن تاریخی و نقد و پالایش گزارش های بهاین حادثه است- به کار نگرفته است، بلکه به تعبیر یکی از محققان معاصر]روضه الشهداءیک کتاب تاریخی نیست،بلکه یک اثر ادبی و رمان تاریخی است(7)

این اثر مهم ترین نگاشته در روایت تاریخ عاشورا در عصر صفویه و حتی قرون بعد بوده و حتی میتوان ادعا کرد که این نگاشته جریان ساز،به عنوان فصلی نو و سرآغازی جدید در شیوه مقتل نگاری و مقتل خوانی و نوع رویکرد به واقعه عاشورا بوده و مراسم عزاداری و روضه خوانی با بهره گیری از این کتاب و ترویج آن متحول شده است.

چرا که کاشفی خود،نقش به سزایی در احیای مراسم سنتی عزاداری شهادت امام حسین(ع) داشت . او افزوم برآن که در عرصه تصوف،ادب،تفسیر،شعر،نجوم،کیمیا،حروفو...آگاهی های وسیعی داشت(8)

چون در فن وعظ و خطابه،بانگی خوش و گیرنده و بیانی فریبنده و حافظه سرشار و دانش فراوان داشت، در فن خویش همانند نداشت و مجالس ذکر و موعظت او خواهان بسیار داشت و مردم بر او اقبال عظیم می کردند(9)

برخی از گزارشات مجعول و نادرست این کتاب که بعدها بسیاری از آنها ،به منابع دیگر راه یافته،

1-گزارش نادرست و ناسازگار با منابع معتبر کهن و در مواردی افسانه ای جریان حضور،فعالیت ها و قیام مسلم بن عقیل در کوفه و نیز شهادت دو نوجوان وی(10)

2-پیوستن ده هزار نفر از شامیان به فرماندهی عامر بن طفیل به ابن زیاد(11)

3-ذکر برخی از نام های جعلی از قبیل :زهیر بن حسان اسدی،سامر،حجر حجار،حماد بن انس،وقاص بن مالک،شریح بن عبید،قیس بن منبه،هاشم بن عتبه (12)

4-عروسی حضرت قاسم(13)

5-حضور زعفر زاهد در کربلاو اعلام یاری به امام حسین و نپذیرفتن حضرت(14)

6-گزارش غیر معتبر چگونگی رفتن حضرت عباس به میدان و شهادت وی(15)

7-جریان شفا یافتن دختر معلول یهودی با خون بال یک مرغ(16)

8-افسانه شیرین خانم و...(17)

روضه الشهداء از چه زمانی از مجالس عزاداری حذف شد؟

گزارش ها نشان می دهد که حداقل تا دوره قاجار این کتاب حضور داشته است. مثلا گزارشی در رابطه با روضه خوانی موجود شیخ جعفر شوشتری که یکی از روضه خوان های مشهور دوره قاجار بوده است وجود دارد، وی می گوید من اول که مصائب امام حسین(ع) را می خواندم، بلد نبودم و از روی روضه الشهدا قرائت می کردم. این گزارش نشان می دهد حداقل تا قرن ۱۳ هجری در ایران روضه الشهدا رواج داشته است. روضه الشهداء در آن هنگام یک کتاب مقدماتی به حساب می آمد. یعنی کسانی که اطلاعات زیادی نداشتند می بایست از روی این کتاب می خواندند. اما کسانی که اطلاعاتشان زیاد می شد از کتاب های دیگر هم در کنار روضه الشهداء استفاده می کردند. به علت این که در دوره قاجار به عزاداری خیلی اهمیت می دادند، طبیعتا کتاب هایی که آب و لعاب آن بیشتر بود مورد توجه قرار گرفت و این باعث شد روضه الشهدا در ایران کم کم به حاشیه برود. چرا که کتابهایی مثل ” اسرار الشهاده “دربندی که در غلو و نقل جعلیات دست کاشفی را از پشت بسته است، مورد توجه قرار گرفتند..

ترویج قرائت سوگوارانه و تراژیک یا احساسی- عاطفی

دوران صفویه ابتدای این جریان یعنی گریه و آه و ناله بوده است و کاشفی هم به این قضیه دامن زده است و این طور تصور می شود که انگار امام حسین(ع) قیام کرده است تا ما گریه کنیم و ثواب ببریم. این نگاه را کاشفی ترویج کرد و در اول کتاب هم می گوید بر ما لایق است که در این ماه گریستن. یعنی او می گوید بهترین کار همین است که ما در این ماه گریه کنیم. خب گریه کردن از قدیم توصیه شده بود و در احادیث هم وجود دارد، منتهی او گریه کردن را به عنوان یک هدف مطرح می کند. طبیعتا این جریان از دوران صفویه دنبال شده اما زمانی که به دوران قاجار رسید شور این قضیه را در آوردند، طوری که صدای علمایی چون محدث نوری در می آید که شما به چه قیمتی می خواهید گریه بگیرید و اشک مردم را دربیاورید؟

1.ملا حسین کاشفی سبزواری،روضه الشهداء،تصحیح عبدالرحیم عقیقی،(قم:انتشارات نوید اسلام،1381 ش)ص23

2.همان ص 441

3.افندی اصفهانی،ج 2،ص 186

4.همان،ج2 ص 190

5.برای نمونه،رک: روضه الشهداء ص 338،364 ،386و428

6.افندی اصفهانی،ج 2،ص 190

7.جعفریان،مقالات تاریخی،ص202 (البته این تعبیر مبالغه و می شود گفت بی انصافی در رای می باشد)

8.اسماعیل پاشا بغدادی،هدیه العارفین اسماءالمولفین و آثارالمصنفین،(بیروت:داراحیاءالتراث العربی،بی تا،ج1، 319-317

9.کاشفی، لب الباب مثنوی، ص230

10.روضه الشهداءص271-304

11.همان، ص282

12.همان ص354-388

13.همان ص400-410

14.همان ص 431-432

15.همان ص 415-418

16.همان ص 477-449

17.همان ص 459-462