تراجم (فرهنگ نامه ها)
662 بازدید
تاریخ ارائه : 2/1/2014 1:52:00 PM
موضوع: تاریخ و سیره

تراجم (فرهنگ نامه ها)(1)

تراجم در تاریخ نگاری اسلامی غالبا به صیغه جمع به کار می رود و منظور ازآن کتبی است که در آن به بیان وشرح حال اصناف مختلف عالم اسلامی پرداخته می شود

دانش تراجم ، علمی است که در آن به زندگی نامهء اشخاص از جهات مختلفِ تاریخی ، علمی و ...  پرداخته می شود

تفاوت علم رجال با علم تراجم

علم «تراجم» در باره احوال شخصیت‌های بارز از قبیل دانشمندان، ادیبان، فرهیختگان، هنرمندان و امثال آنها بحث می‌کند، خواه این افراد، راویان احادیث باشند یا نه.

اما علم رجال، تنها در خصوص احوال راویان و محدثان روایات اسلامی بحث می‌کند، خواه شخصیت بارز و معروفی باشند یا نه.

بنا بر این، میان دو علم یادشده، رابطه عموم و خصوص من وجه‌است.

تفاوت میان علم رجال و علم درایه

علم درایه در اصطلاح، به دانشی گفته می‌شود که در زمینه متون احادیث اسلامی جهت شناخت حقیقت و اقسام و احکام روایات و کیفیت و آداب اخذ و نقل احادیث، بحث می‌کند. در حالی که موضوع علم رجال، اشخاص، یعنی راویان و محدثان هستند. دو ویژگی علم رجال که باعث تمایز او از علوم مشابه مانند تراجم می‌شود نیز در همین تعریف وجود دارد، یعنی:

1- موضوع آن صرفا افراد موجود در سلسله سند احادیث می‌باشند.

2- صفاتی که در پذیرش یا عدم پذیرش کلامشان تأثیر دارد، مورد توجه است، نه سایر صفات و ویژگی‌های آن‌ها.

در ضمن به نظر می‌رسد که علم رجال از تأسیسات دوره اسلامی است در صورتی که علم تراجم پیش از دوران اسلامی نیز وجود داشته است

دانشمندان بزرگ علم رجال

نوشتار اصلی: فهرست رجال حدیث شیعه

معروفترین دانشمندان علم رجال در نزد شیعه عبارت اند از نجاشی، کشی و شیخ طوسی[۵]. همچنین ذهبی به عنوان یکی از دانشمندان معروف علم رجال در نزد اهل سنت، می‌باشد.

از علمای بزرگ رجالی، می توان به سید ابوالقاسم خوئی و سید محمد علی موحد ابطحی اشاره کرد. موحدابطحی چندین عنوان کتاب رجالی دارد (جامع الرواة، اطبقات الرواة، قواعد الرجال، جامع الاخبار) و اولین آنها کتاب تهذیب المقال فی تنقیح کتاب الرجال می باشد که دقیقترین تصحیح بر کتاب الرجال مرحوم نجاشی می باشد. سید موسی شبیری زنجانی نیز در زمینه علم رجال تخصص و تبحر بسیار دارد. وی کتاب رجال النجاشی را تصحیح نموده است. جعفر سبحانی او را متخصص ترین فرد درعلم رجال می داند

کاربرد علم رجال

کاربرد علم رجال در اعتبار یا عدم اعتبار روایات منسوب به معصومین است به این معنا که اگر شرایط رجالی زیر برقرار بود، می‌توان پذیرفت که این سخن از معصوم است و الا پذیرش آن قابل قبول نبوده و در نتیجه نمی‌توان به آن اعتماد کرده و آن را مبنای علم (اعتقادات) یا عمل (فتوا) قرار داد. شرایط اعتبار سند روایات

1- روایت مورد نظر در کتابی از کتب محدثین یا علمای ما وجود داشته باشد.

2- انتساب کتاب مورد نظر به صاحب کتاب معتبر باشد.

3- صاحب کتاب در نقل روایت ثقه (مورد اعتماد) باشد.

4- روایت مورد نظر در کتاب موجود هم به صورت مسند باشد و هم به به صورت متصل.

5- رجالی سند روایت همگی ثقه (مورد اعتماد) باشند. اگر روایتی همه شرایط بالا را داشت معتبر به حساب می‌آید

کتاب های تراجم (فرهنگ نامه ها) دو دسته است:

1-تراجم (فرهنگ نامه ها)عمومی

2-تراجم(فرهنگ نامه ها) خاص

شیوه ی نگارش تراجم در تاریخ نگاری،گاه براساس زمان،گاه بر اساس بلدان (شهرها) گاه بر اساس اشخاص(مناقب)،گاه براساس"خودشرح نگاری"(2)

و گاه براساس حول نگاری است. گاه تراجم نگاری،به شیوه پراکنده در کتبی مانند "الموتلف و المختلف" راویان حدیث"الاسماء والکنی و الالقاب" "کتب انساب" ،"شرح لغوی وادبی"و تاریخ عمومی،وارد شده است

نمونه شیوه ی نگاری تراجم بر اساس زمان:

مختصر المائه السابعه

علم الدین برزالی(متوفای739ه.ق)

البدرالسافر،ادفوی مورخ مصری(متوفای 768 ه.ق)

الدوررالکامنه فی اعیان المائه الثامنه، ابن حجر عسقلانی (متوفای852 ه.ق)

الضوء اللامع فی اعیان القرن التاسع ،شمس الدین سخاوی (متوفای 902ه.ق)

نمونه شیوه ی نگاری تراجم بر اساس شهرها و تاریخ محلی:

تاریخ مکه،ازرقی (متوفای 223 ه.ق)

تاریخ بغداد،خطیب بغدادی(متوفای 463ه.ق)

نمونه شیوه ی نگاری تراجم بر اساس اشخاص(مناقب نگاری):

الیمینی، در زندگی محمود غزنوی تالیف عتبی(متوفای427 ه .ق)

سیره الشافعی،تالیف ،فخرالدین رازی متوفای 606 ه.ق)

مناقب آل علی ابن ابیطالب و کتاب های صحابه نگاری

فرهنگ نامه های محلی،

ابواسحاق احمد ابن محمد ابن حموی متوفای 234

تاریخ هرات را براساس شرح حال بزرگان و بر اساس حروف معجم تنظیم نموده و سپس امام فخر رازی تاریخ الکبیر خود را نگاشت

تحلیل فرهنگ نامه ها

تاریخ سیاسی:خلفاء سلاطین ،وزیران،تشکیلات اداری ،مالی

تاریخ اجتماعی: قضاوت،ارتباطات،تشکیلات اداری و قضایی

تاریخ فرهنگی: علوم،مدارس،جریان های فکریو فرهنگی

نمونه شیوه ی نگاری تراجم بر اساس خود شرح حال نگاری:

الاعتبار،تالیف اسامه بن منقذ(متوفای 584 ه.ق)

کسانی از دانشمندان اسلامی،مثل ابوعلی سینا،ابن خلدون،ابن جبیر و سیوطی در ضمن آثارشان به نگارش زندگی خویش نیز دست زده اند.

نمونه شیوه ی نگاری تراجم برمحورحول نگاری:

عیون التواریخ،ابن شاکر کتبی (متوفای 760 ه.ق)

المنتظم،ابن الجوزی (متوفای 597 ه.ق)

البدایه و النهایه،این کثیر دمشقی (متوفای774 ه.ق)

شذرات الذهب،ابن العماد حنبلی (متوفای 1089 ه.ق)

خصایص تراجم در تاریخ نگاری اسلامی

1-تدوین تراجم براساس معاجم است،ولی تیمنا نام های "محمد و احمد"بر دیگران پیشی می گیرند.خطیب بغدادی،نووی،صفدی،سیوطی براین شیوه رفته اند

2-ترتیب اعلام بر اساس حروف الفباء نه بر مبنای شهرت،نویسندگان را واداشته تا در بحث و کارش،دقت بیش تر به کار برند

3-تشابه نام ها گاهی موجب اشتباه در قرائت و تلفظ اعلام شده. ازاین رو کتبی با نام "الموتلف و المختلف"."التصحیف و التحریف و"المشتبه فی الاسماء و الانساب" برای جلوگیری از چنین اشتباهاتی تالیف شده است

4-از طریق بررسی روایات متعارض،می توان قصه های ساختگی تراجم را شناخت و دور ریخت

5-نگارش تراجم غالبا بر اساسوفات استوار است .ولی گاهی ولادت هم منظورشده است.. از این رو برای اجتناب از اشتباه بین سال وفات و تولد، با دقت بیش تر متون تراجم را وارسی کرد

6-پاره ای از کتب تراجم در معرض تلخیص و اختصار قرار گرفته و اسناد آن حذف شده است.در این صورت بهتر است به متون معتبرقبل از آن مراجعه نمود و اسناد محذوف را شناسایی کرد

7-پارهای از نویسندگان تراجم معلومات خود را از طریق حضور مستقیم و ارتباط شخصی و بعضی دیگر از طریق سماع،کسب کرده اند.بهترین شیوه برای حصول اطمینان ،رجوع به مولفان پیشین و اطلاع از منابع و ماخذ حوادث و اشخاص مترجم است

8-مشکل معاصرت دانشمندان در عین این که از جهاتی سود مند است ،ولی گاه حسادت و رقابت را بر می انگیزد. تصویری که"ابوحیان توحیدی"صاحب بن عباد" از وی به دست می دهد. خلاف رایی است که "ثعالبی نیشابوری"معاصر دیگراو بیان میکند. با مقایسه ای منصفانه می توان دریافت که ابوحیان در معرفی شخصیت صاحب،برهوای نفس رفته و کین توزانه رفتار کرده است

1-تراجم،جمع ترجمه و در معنای شرح حال نویسی است. معلوم نیست در چه زمانی این واژه در معنای بیان زندگی افرادو زندگی نامه،به کار رفته است. تراجم از ترجمه و ترجم بمعنای مفسر و بیان کنندهگفته شده است و در معجم البسیط،سیره و اخلاق تعریف شده. بعضی از محققان معاصر این واژه را از ترگمان به معنی مترجم برگرفته از یکی از زبان های سامی دانسته که داخل زبان عربی شده است .وضع این کلمه دراین معنا ازابداعات مسلمین است

2-"خودشرح حال نگاری از تولد تا کهولت" معادل"السیره الذاتیه" عربی است. اصطلاح آن در زبان انگلیسیautobiographyاست.