چیستی شرح حال نگاری
367 بازدید
تاریخ ارائه : 4/30/2014 2:05:00 PM
موضوع: تاریخ و سیره

چیستی شرح حال نگاری

یکی از نحله­ های "علوم انسانی" و شاخه­ های آن، که بخشی از علم تاریخ و یا رکنی از ارکان آن نیز بشمار می آید ،"فن" یا "دانشی" است که اکنون در جهان فرهنگ و ادب به "شرح حال نگاری" موسوم شده است. گاهی آن را با اندک تفاوتی در مفهوم "موالیرووفیات، "زندگی نامه نویسی"بیوگرافی" ،"طبقات"،"جرح و تعدبل"، "سیره"، تراجم احوال"، "تذکره نویسی" و "علم رجال" نیز می نامند.

در شرح حال نگاری ثبت و نگارش خصوصیات زندگی افراد برجسته جامعه، از قشرها و اصناف گوناگون اقدام می شود. مانند تعیین و ثبت تاریخ زادروز و مرگ افراد، ویژگی های اخلاقی، میزان معلومات و درجات علمی، کارهای اجتماعی، زندگی سیاسی، مصاحبه های مهم و سفرهای پرنقش، هویت شخصی و خانوادگی، و بالاخره گزارش دورنمایی از زندگی فردی و اجتماعی رجال و حوادث استثنایی . ارزشمند زندگی آنها.

این فن در تاریخ سابقه ای طولانی دارد، و همه اقوام و ملتهای صاحب فرهنگ و تمدن در این رشته نیز،آثار و رساله و کتابهای پدید آورده اند، که بعضی تا حد کارهای خلاقه و ماندگار و همسنگ رمانهای بزرگ تاریخ ادب و قلم،اوج گرفته اند، و بعضی تنها آثاری کاملا تحقیقی و مستند به حساب می آیند و سرشار از مواد خامی که می توانند منبع خلق و الهامی باشند برای صاحبان خلق آثار

منشاء پیدایش این شاخه از معارف بشری،تحت تاثیر عوامل گوناگون مذهبی،سیاسی،روانی و عاطفی واجتماعی،و اخلاقی بوده است.

وبه احتمال زیاد نخستین زندگینامه ها که آمیخته ای از افسانه و واقعیت بوده است تحت تاثیر عوامل عاطفی،قومی و سیاسی،و مذهبی سرگذشت قهرمانان،شهدا ومقتولین، و جهره های حماسی واقعی و یا"سمبلیک" قبایل و اقوام را شامل می شده است. چنانکه گفته شده چینی ها و سریانیان نخستین کسانی بودندکه"یادبودنامه" و تذکره شهدا و مقتولین خود را نوشته اند.

برخی از زتدگینامه های تک نگاری شده ویا خاندانی نیز در اثر نفوذ سیاسی و اجتماعی"صاحبان ترجمه آنها پدید آمده اند

منشاء پیدایش برخی از شاخه های فن شرح حال نگاری، صرفا انگیزه های مذهبی و دینی بوده است.

چنانکه پیدایش و رشد شاخه ای از زندگینامه نویسی در میان مسلمین بنام "طبقات" و "علم رجال حدیث" صرفا دارای این جنبه بوده است

"طبقات" که که با نگارش کتاب"طبقات ابن سعد" درقرن دوم توسط ابن سعد،در عالم وادبیات شکوفا گردید، صرفا به این انگیزه بود که هویت فردی و خانوادگی و مذهبی و فکری یاران حضرت محمد(ص) و راویان احادیث او باقی بماند و از بین نرود.

"علم رجال حدیث" نیز برای این تدوین شد که آیندگان قادر به بازشناسی هریک از روایتگران احادیث پیامبر(ص) و ائمه معصومین(ع) باشند، و روایت گران ضعیف الاعتقاد،مطرود و باصطلاح "مجروح" را،از روایت گران معتمد و عادل از همدیگر تشخیص بدهتد و به گزارشها و منقولات"رجال ضعیف" و "مجروح" اعتماد نکنند.

مهمترین شاخه های شرح حال نگاری:

-1"شرح حال نگاری افراد" ،که تک نگاری نیز نامیده می شود.

2- "شرح حال نگاری خاندان ها". موضوع آن نگارش زندگینامه خاندانی معین است که افراد وابسته بدان باشکل زندگی و مواضعی که انتخاب می کنند و نقشی که در کلیت خاندان و در جامعه بعهده می گیرد،

تصویر و تصوری نیک یا بد از آن خاندان-که مجموعه ای از خانواده های بهم وابسته است،بدست می دهند.

3-"شرح حال نگاری عمومی". این را "تراجم احوال" نیز می نامند. و به طبقه و قشر اجتماعی و مذهبی و قومی خاصی تعلق ندارد.عموم چهرهای موثر در فرهنگ و تمدن اسلامی موضوع آن است

4-"طبقات"، یا شرح حال نگاری ویژه اصناف و طبقات اجتماعی،موضوع آن نگارش زندگینامه افراد برجسته مربوط به یک قشر و یا صنف اجتماعی،فرهنگی،فرقه ای،و حرفه ای خاص است،که صاحبان ترجمه از هرصنف و فرقه بگونه"دوره ای" طبقه بندی می شوند. مانند طبقات محدثین و حفاظ،طبقات فقهاء طبقات شعراء طبقات اطباء و ...

5-شرح حال نگاری رجال سیاسی"، گزارش و بررسی زندگی سیاسی و اجتماعی و اخلاقی دولتمردان و سیاست پیشگان جامعه،موضوع این بخش است.

6- "شرح حال نگاری رجال حدیث": آن را بطور فشرده "علم رجال" نیز می نامند، موضوعش ارزیابی و نقد قانون­مند و اصولی زندگی روایت­گران احادیث پیامبر اسلام (ص) و ائمه معصومین (ع) است

7-"زندگینامه خود نوشت" یا "خاطره نویسی": در این نوع از شرح حال نویسی، نویسنده و مولف کتاب، خودش ، زندگینامه خودش را می نویسد، یا بصورت معمولی و یابصورت خاطره و یادداشتهای روزانه. نکته ای که در اینجا شایان توجه و دقت می باشد، این است که هر کدام از این شاخه های شرح حال نگاری که با اصول و مبانی و دین مقدس اسلام بویژه فقه احکام رابطه بیشتری داشته، روی آن کار بیشتری انجام گرفته، در نتیجه آن شاخه رشد و گسترش افزونتری داشته است،به گونه ای که گاهی به یک علم کامل و به بلوغ رسیده تبدیل شده است، مانند "علم رجال" و" طبقات روات" و...

علم رجال حدیث،بیش از آنچه که بعد ادبی و تاریخی صرف داشته باشد ،بعد تحلیلی و علمی استوار دارد و ازعلوم کمکی و ابزاری علم فقه است. چرا که این شاخه از تراجم احوال دانش به بلوغ رسیده ای است که اصول و قوانین"شخصیت شناسی" در آن بکار گرفته شده، و ار حالت زندگینامه ساده، و شرح حال بدون ملاک آنها،بدر آمده و در قالب قانون و ضابطه قرار گرفته است. واین چیزی است که دیگر شاخه های شرح حال نگاری ازآن بی بهره مانده اند، و باید در جهت بهره ور ساختن آن شاخه ها از این ابعاد علمی و اصولی، کوشش بنیادین صورت بگیرد، و از این طریق به ضابطه ها و قواعدی دسترسی حاصل شود، که بتوان بر اساس آنها در شرح حال نگاریف "شخصیت" افراد مورد ترجمه را به گونه اصولی و علمی مورد ارزیابی و قضاوت قرار داد در صورت تحقق چنین آرمانی، دیگر نام "شرح حال نگاری" و امثال آن برای دانش نو پرداخته شده، گویا و کافی نخواهد بود، بلکه نام "شخصیت شناسی" یا "رجال شناسی" برای آن زیبنده تر خواهد بود لکن رسیدن به این هدف اصیل، مستلزم آن است که ما شناخت دقیقتری از علم تاریخ و سر گذشت"شرح حال نگاری" و شاخه های گو ناگون آن داشته باشیم، چنانکه اهمیت آشنایی با "دانش مادر"شرح حال نگاری، یعنی "علم تاریخ" در این رابطه بسیار پر فایده خواهد بود.