بازخوانی فرهنگ نقد در جامعه ایرانی
126 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

بازخوانی فرهنگ نقد در جامعه ایرانی

دین پژوهی امروز یکی از اصلی ترین حوزه های تحقیق و پژوهش در جهان کنونی است که بسیاری از اندیشمندان و محققان را به سوی خود کشانده است.رخداد انقلاب اسلامی و تشکیل جمهوری اسلامی نیز باعث به صحنه آمدن دین و نقش مهمآن در اداره امور جامعه و تأثیرگذاری روزافزون آن در جهان شده است. از این رو، امردین پژوهی و تضارب آرا و اندیشه ها در این حوزه مهم از اهمیت بسیاری در کشور مابرخوردار است و گره گشای بسیاری از معضلات و مشکلات ایران و جهان خواهد شد.

از جمله بیانات و تأکیدات رهبر معظم انقلاب اسلامی، ایجاد کرسی های آزاداندیشی و لزوم نقد اندیشه ها وآرای گوناگون است. مسیر نقد با دشواری های بسیاری مواجه است و بدون شک، بی توجهی به این عامل مهم می تواند تضعیف کننده اهداف فوق باشد. از این رو، ایجاد جنبشی فراگیر و موثر جهت نقد اندیشه ها و تفکرات می تواند، راهگشای مسیر خردورزی واندیشه طلبی باشد و دور کننده رواج جهل و خرافه در جوامع گردد.

اصولا نقد یک اثر اعم از کتاب و مقاله نشان دهنده مورد توجه واعتنا بودن آن اثراست چرا که روزانه هزاران اثر مکتوب توسط فضلاء و نخبگان علمی خوانده می شوداما کمتر اثری مورد ملاحظه و نقد قرار می گیرد

از این روی رویکرد نقد یک حرکت سازنده در مسیر تولید دانش و نوآوری است. نقدبرای خود روش و شیوه نامه دارد،و دارای منشور اخلاقی است هرکس که وارد این حوزه می شود باید با چهارچوب های روشی وسیطره کامل برمحتوا، دیدگاه وقلمرو نقدخود را معین نماید

لذا پروسه نقد دارای ویژگی ها زیر میباشد

جدی بودن، خطرکردن، پیچیدگی و درهم تنیدگی، دشواری،هدفمندبودن، تهادید کنندگی، خردورزی، محکم بودن، قضاوت، امتحان وارزیابی

درواقع با بکارگیری هریک از این عناصر است که مفهوم نقد سازنده معنا پیدامیکند

نقدبدون هدف و روش می شود ایراد و منجربه تخریب،جدل وپرخاشگری می شود و جهت بحث علمی را به حوزه شخصی و بین الاثنین تبدیل میکند

جایگاه نقد در کشور ما به دلیل نقد فاقد عناصر سازنده از وضعیت مطلوبی برخوردارنیست .ما برای رشدعلوم اسلامی و انسانی نیازمند به فعال سازی جریان نقد درکشور هستیم و هر گاه جریان نقد و لو از سوی روشنفکران دینی فعال بوده ما شاهد تحرک و جنب جوش علمی در میان نخبگان حوزوی و دانشگاهی شده ایم و یکی از دستاوردهای آن ورود به عرصه های جدید و ناشناخته است که ذهن ها را به خود در گیر مینماید

از دلائل فعال نشدن نقد سازنده ورود نویسندگان با پیش فرض ها و ذهنیت های شکل گرفته قبل از تحقیق است که نوعا به سمت اثبات گرایی ،قطعیت گرایی و مطلق گرایی درپژوهش های پیش می رود

این در حالی است محقق قبل ازورود به کار تحقیق باید بداند که با کدام یک از راه های کسب معرفت سرکار

دارد و کدام روش مناسب کار اوست روش مند بودن یک اثر میتواند نتایج جدیدی را به ارمغان بیاورد

چراکه حاکمیت روش به هر نوشته و اثری اعتبار علمی می بخشد.روش یک مکانیزم است که فرایند یک اثر را تعریف می کند و در عین حال محدودیت ها وچهارچوب هایی را برای محقق در ست می کند که محقق نمی تواند از آنها عدول نماید یااینکه آنها را نادیده بگیرد به عنوان نمونه در حوزه تاریخ روش دست نویسنده را درروایت های تاریخی باز نمی گذارد و مورخ اجازه ندارد هر چیز را بنویسد و طور که میخواهد با موضوع برخورد کند و نتیجه گیری نماید

لذا در مسیر تحقیق بر اساس دلایل و مستندات می توان یک فرضیه را اثبات کرد یا به یک پرسش جواب دادیا به یک شبهه و یک باور غلط پاسخ مستدل داد

اما اگر تالیف کتاب وآثاری که اطلاعات و دادهای آن بی اساس و بدون پشتوانه علمی و واقعیت هاست درواقع کتاب سازی و تالیف است و جامعه فرهیختگان اگر حساس و متعهد باشد حتما در قبال این آثار موضع گیری می کند و با نقد سازنده و منصفانه مولفین را متوجه ضعف های خود می کنند وباعث می شود نقاط ضعف به مرور زمان تبدیل به نقاط مثبت گردد

اگر بخواهیم علوم انسانی ما اسلامی شود باید دارای روش شناسی های خاص مطالعات اسلامی باشددر رشته های مانند تاریخ که هنوز فاقد دیسیپلین علمی است ناچاریم به اتخاذ روش های مدرن هستیم متاسفانه کتاب های مرجع و بنیادی درباره روش شناسی تاریخی وجود ندارد و اگر کتاب های هم وجود دارد یا ترجمه است یابرداشت های ناقص و سطحی است که محصول فقدان اندیشه وعدم به کارگیری یک روش بوده

مانباید به تک نگاری های روشمند اکتفاکنیم ،تکاپوی پراکنده شخصی و بدون تداوم معرفتی و روش شناختی مارا به یک تحول بنیادین نمی رساند . تکاپوو رنج علمی ،روش و روشمندکردن تحقیقات، باید به یک جریان حاکم در کلیه علوم ورشته های علمی تبدیل شود

تاریخ نگاران حوزه اسلام در جامعه معاصر به شکل جزیره ای فعالیت می کنند نه منظومه ای وهر کس بر مدار برداشت و ذهنیت های خود میچرخد. سوال اساسی این است که روش شناسی می تواند این سیاره هارا در یک مدار مشخص جمع کند چراکه روش تحقیق و روش شناسی بیش از هر چیز به معنای ساماندهی فکر و اندیشه است این روش دریک فرایندمنطقی میتواند ابزاری برای پژوهش ونوشتن کتاب به صورت علمی و روشمند شود

پژوهش های مورخان ما با آثار تاریخ نگاران غربی چه به لحاظ محتوا وچه به لحاظ شکل و روش و تولیدفکربسیار فاصله دارد

ازاین رو باید خود را با روش شناسی های جدید آشنا کنیم اگرچه برخی معتقدند هیچ روشی کامل نبست و به همروی روشها روی آورده اند مانندهمروی نقل و عقل یا همروی متن گرایی و زمینه گرای و همروی فلسفه تحلیلی با فلسفه قاره ای پس مسئله نسبت سنجی روش شناسی های جدید با مطالعات دینی می بایست یکی از دغدغه های مراکز دین پژوهی وآموزشی کشور باشد و این مهم میتواند به استانداردسازی تحقیقات ما برای ورود به عرصه های جهانی کمک کند