رویکرد خلافت عثمان به نظریه تبدل نظریه حکومت دینی
27 بازدید
نقش: نویسنده
سال نشر: 00/0/0
وضعیت چاپ : چاپ شده
نحوه تهیه : فردی
زبان : فارسی
گسست از دولت دینی و تحول و جایگزینی ولایت به جای سلطنت و سیاست در جامعه اسلامی به یک باره رخ نداد، بلکه نتیجه یک دگردیسی آرام و تدریجی بود که از فردای رحلت پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) شروع شده و با شورش¬های منتهی به قتل عثمان و جنگ¬های داخلی متعاقب آن شتاب گرفت. ابن خلدون که ناظر آگاه تحول¬های سیاسی در تاریخ اسلام است، منحی قدرت در جامعه اسلامی را در جمله¬ای کوتاه بدین صورت به تصویر می¬کشد: "خلافت" نخست بدون پادشاهی پدید آمده، آنگاه معانی و مقاصد آنها به یکدیگر مشتبه می¬شد و با هم در می¬آمیخت. سپس، هنگامی که عصبیت پادشاهی از عصبیت خلافت تفکیک شد، به سلطنت مطلقه تبدیل گردید. (عبدالرحمن ابن خلدون، مقدمه، ترجمه: محمد پروین گنابادی به نقل از داود فیرحی، تاریخ تحول دولت در اسلام ص201) این اندیشه که متاثر از حکمران شام می¬باشد معتقد است قرآن و سیره نبوی به تنهای توانی اداره حکومت اسلامی را ندارد از این رو باید با مراجعه به امر سیاست و مصالح جامعه به تدوین سیاست¬های کلان و اتخاذ شیوهای نوین برای اداره جامعه پرداخت. در باور معتقدین به این اندیشه، سیره خلفاء را بخشی از سیره مورد نیاز اسلامی به حساب می¬آید، اما براساس اندیشه سیاسی شیعه، مسئله جانشینی پیامبر در حوزه اختیارات انسان¬ نبوده و همچون انتخاب پیامبر از سویی خداوند متعال صورت می¬گیرد و به همین دلیل امامت در امتداد رسالت پیامبر معرفی شده و عصمت یکی از شرایط اساسی آن در نظر گرفته شده است