ساماندهی حوزه دین پژوهی، نظام دهی، برنامه ریزی، و بهسازی
31 بازدید
موضوع: سایر
مصاحبه کننده : دیپنا
محل مصاحبه : پژوهشگاه علوم و فرهنگ ‏اسلامی
نحوه تهیه : فردی
محل انتشار : پایگاه دین پژوهی دیپنا
تاریخ نشر : Apr 30 2010 12:00AM
تعداد شرکت کننده : 0

 

مديرمركزسامان دهي پژوهش هاي ديني:
مهمترين اقدام جهت ساماندهي حوزه دين پژوهي، نظام دهي، برنامه ريزي، و بهسازي است

دیپنا: اقتضائات، شرایط، چالش ها، آسیب ها و راهکارهای سازنده در فرایند پژوهش های دینی از مهم ترین دغدغه های مقام معظم رهبری، بزرگان و نخبگان حوزه دین هستند.


 اقتضائات، شرایط، چالش ها، آسیب ها و راهکارهای سازنده در فرایند پژوهش های دینی از مهم ترین دغدغه های مقام معظم رهبری، بزرگان و نخبگان حوزه دین هستند. در همین راستا مرکزی با عنوان "مدیریت سامان دهی پژوهش های دینی"  درمرکزهمکاری های علمی و پژوهشی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، تعریف شده است.

گفتگوی اختصاصی در مورد اهداف و راهبردهای این مرکز و هم چنین مهم ترین مسایل مطرح در حوزه دین پژوهی، با مدیر این مرکز، جناب آقای حسن عبدی پور، انجام داده است که از نظر گرامی تان می گذرد.

دیپنا: اگر لطف بفرمایید در مورد اهداف و راهبردهای مدیریت سامان دهی پژوهش های دینی، توضیحاتی ارایه کنید، ممنون می شویم و اینکه چه عواملی سبب شد که این مدیریت در بدنه مرکزهمکاری های علمی و پژوهشی ایجاد شود؟

همانطور که می دانید، مقام معظم رهبری در سال های اخیر، به ویژه در سال گذشته، مطالباتی از حوزه های علمیه و مراکز دین پژوهی داشته اند که تحول و تغییر در حوزه اندیشه دینی از مهم ترین و محوری ترین نکته های این مطالبات بوده است. این مساله نشان می دهد که مراکز دین پژوهی و حوزه های علمیه ما نتوانسته آن رسالت اصلی خویش را به خوبی انجام دهد. به عنوان مثال ایشان(مقام معظم رهبری) در بخش علوم انسانی و جایگاه آن در حوزه های دینی و دین پژوهی، خواسته های مشخصی داشته است و آن بومی سازی علوم انسانی بوده است و اینکه باید علوم انسانی ما و دانشگاه های ما مبتنی بر آموزه های قرآنی و اسلامی، بازسازی و نوسازی شوند.

لذا مسئولیت اولیه همه نهادهای دینی و متولیان حوزوی ما این است که باید مطالبات ایشان را پیگیری کنند و این مطالبات البته در بخش های مختلف آموزشی، پژوهشی و تبلیغی، قابل پیگیری هستند.

بنا براین وظیفه اصلی مدیریت سامان دهی پژوهش های دینی در مرکز همکاری های علمی و پژوهشی و در بدنه دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، پیگیری این مطالبات و سامان دهی پژوهش های دینی در راستای این مطالبات است.

دیپنا: جناب عالی، چه کاستی هایی را در حوزه پژوهش های دینی احساس می کنید و به نظر شما به عنوان یک صاحب نظر و اکنون به عنوان مسئول مدیریت سامان دهی پژوهش های دینی، پژوهش های دینی، از چه کمبودها و نواقصی رنج می برد؟

آن چه تا به حال در حوزه دین پژوهی در سه دهه گذشته، در طول حیات انقلاب اسلامی، صورت گرفته ، علی رغم اینکه از جهت روش و ادبیات علمی، بی نظیر هستند و قابل توجه، اما در وضعیت مطلوب قرار نداشته اند. همین مطالبات مقام معظم رهبری نشانه و دلیل این مدعا است.

آن چه تا کنون تولید شده، بخشی جنبه ترجمه ای داشته و بخش های زیادی هم جنبه های تشریحی و تبیینی، آن هم در یک فضای غیر سازمان دهی شده و تا حدی زیادی بی نظم و در نهایت با اهداف گنگ و مبهم. به عبارت دیگر پژوهش های ما تا کنون تحت یک نظام جامع اطلاعاتی و یک نقشه جامع علمی و راهبردی، صورت نگرفته اند. به همین خاطر ما کمتر شاهد نوآوری ها و ابتکارات علمی در حوزه پژوهش های دینی بوده ایم و کم تر تولیدات ما متناسب با اقتضائات و شرایط علمی جهانی بوده است.

همه این مسایل به معنای این است که ما اکنون در شرایط جدید و با اهداف بزرگ مواجه هستیم. بنا براین باید تمام ظرفیت ها را برای شرایط جدید بسیج کنیم. خود همین اقتضائات و شرایط، نشانه این مساله نیز هست که ما دارای ماموریت هایی هستیم که بخشی از آن ها، "درون بخشی" و یکسری هم "فرابخشی" اند. در حوزه درون بخشی ما تا آن تحولات اساسی را در حوزه جدی نگیریم، نمی توانیم جهت مراکز سنتی خود را به سمت نیازهای نظام اسلامی و نیازهای انسان معاصر، سوق بدهیم. انقلاب اسلامی، که اکنون در سالگرد آن هستیم، یک انقلاب کاملا فرهنگی و ایدئولوژیک بود، که حوزه های علمیه ما در سایه این انقلاب باید چهره پاک اسلام ناب را بر اساس آموزه های اهلبیت، در سطوح مختلف و با ابزارهای مختلف، نشان دهند. بازسازی چهره اسلام که متاسفانه به دلیل عملکرد غلط برخی از گروه های افراطی مثل وهابيت و سلفییون مخدوش شده است، نیازمند توجه مراکز علمی و پژوهشی و دینی است.

در بخش ماموریت فرابخشی نیز ما نیازمند شناخت مناسبات حاکم بر جهان معاصر، شناخت تحولات و اقتضائات جهانی و شناخت شرایط جدید هستیم و باید سیاست های کلان مان را بر اساس همین اقتضائات ترسیم کنیم.

دیپنا: شما در ضمن سخنان تان در مورد کاستی های موجود در حوزه دین پژوهی و پژوهش های دینی، به برخی از راهکارها اشاره کردید، اگر بخواهیم به طور مشخص راهکارهای عملیاتی و راهبردی در این زمینه ارایه کنیم، به نظر شما به چه مواردی باید بپردازیم؟

من فکر می کنم که در حوزه دین پژوهی ما باید به چند مساله توجه کنیم:

1-  مساله نظام دهی و برنامه ریزی و بهسازی عرصه دین پژوهی، اولین اقدامی است که می توان انجام داد. در این زمینه  کارهای زیادی وجود دارند که باید صورت گیرند، مثل سیاست گذاری، جهت دهی، امکان سنجی، اولویت بخشی، هماهنگ سازی، آگاهی بخشی، تقسیم کار، ارزیابی، شیوه شناسی، دانش افزایی محققان و ...

البته سامان دهی بر اساس این شاخص ها و ویژگی ها هم می تواند به صورت رسمی انجام گیرد و هم به صورت غیررسمی. به این معنا که در وهله نخست مراکز رسمی دین پژوهی باید با همدیگر تعامل سازنده و همگرایی داشته و در یک راستا حرکت کنند. در وهله دوم همین مراکز باید به نیروهای آزاد مانند طلبه ها و محققانی که کارهای انفرادی انجام می دهند، سامان دهند و آن ها را در راستای اهداف و راهبردهای کلان پژوهشی سوق دهند.

2-   مساله دومی که می توان به عنوان یک راهکار عملی ارایه کرد، بهسازی پژوهش های دینی بر اساس محتوا، روش شناسی علمی و ساختارهای پژوهشی است. در این زمینه به نظر می رسد که پژوهش های موجود پاسخگوی مخاطبان امروزی نیستند و توان حضور در صحنه های بین المللی را ندارند.

3-  هم چنین ما در عرصه عرضه و توزیع محصولات دینی به مخاطبان، نیازمند تغییرات و تحولات اساسی هستیم. در این حوزه، که در واقع حوزه توجه به نیازمندی های مخاطب امروزی است، ما نیازمند  موارد زیر هستیم:

الف- فعال سازی حوزه نقد و انتقاد

ب- آفت زدایی از دانش های دینی و پژوهش های دینی

ج- آسیب شناسی کارهای انجام گرفته و گذشته

د- تنقیح و بازپیرایی دانش ها و متون دینی

ه- هماهنگی و بازسازی و سازمان دهی جدید در علوم اسلامی. به این معنا که اگر بخواهیم مرجعیت علوم انسانی را قرآن قرار دهیم، باید در شیوه های استنطاقی از قرآن کریم و تفسیر آن، تغییراتی صورت دهیم و وارد حوزه های جدیدی شویم. آن چه امروزه بر اساس شیوه های سنتی انجام می گیرند، به هیچوجه پاسخگوی انسان معاصر نیست و توانمندی حضور در صحنه را ندارند و به همین خاطر به طریق اولی به مرجعیت قرآن در علوم انسانی نیز نمی انجامند. همه این مسایل بازگشت به این مساله دارد که باید توجه کنیم که ما باید عقبه تئوریک نظام را بازسازی و فرمول بندی کنیم. نیازهای نظام، به مثابه یک حکومت و سیستم زنده، نیازهای کاملا جدی، واقعی و حیاتی هستند که تنها با شناخت مناسبات و تحولات جهانی و انسانی، می توانند مرتفع شوند.

4-  چهارمین راهکار در فرایند بهبود و بهسازی پژوهش های دینی، فضای آزاد و عالمانه در عرصه نواندیشی دینی و نظریه پردازی دینی است. به این معنا که تا تعامل سازنده با روشنفکران دینی صورت نگیرد و فضای سالم نقد و انتقاد باز نشود، پژوهش های دینی همچنان در ورطه تکرار و بازتولید خواهد افتاد. تعامل سازنده با روشنفکران دینی، باعث رشد و تقویت حوزه دین پژوهی خواهد شد و اگر جریان های روشنفکری دینی را تحمل نکنیم، دانشگاه های ما به سمت سکولاریسم خواهند رفت. رشد و بالندگی تنها در سایه تعامل و تعاطی افکار و اندیشه ها امکان پذیر است. ما نمونه های تاریخی هم در این زمینه داریم، بارزترین نمونه در این زمینه مرحوم شهید مطهری است. ایشان تنها در سایه تعامل و تعاطی اندیشه بود که توانست به تنهایی تمام رسالت های دینی را در طول چند دهه به دوش بکشد. اکنون بعد از گذشت سه دهه، کتاب های ایشان حرف های تازه برای ما دارند.

دیپنا: جناب عالی در مورد نوگرایی و توجه به مقتضیات زمان و شرایط جدید اشاره های مکرر داشتید، مشکلی که هنوز به نظر می رسد در حوزه های علمیه و مراکز دین پژوهی وجود دارد، مشخص نبودن تکلیف پژوهشگران دینی با برخی از موضوعات بنیادی است. مثلا اکنون در اینکه واقعا تا چه میزان می توان از تجربه های علم و عقلانیت جدید و روش شناسی های جدید در فرایند پژوهش های دینی استفاده کرد،  مشخص نیست و کسی هم تا کنون نتوانسته حرف آخر را بزند و یا حد اقل معیارها و ملاک هایی برای این امر تعریف کند. لذا به نظر شما ما تا چه حد می توانیم از این روش ها و تجربه ها در پژوهش های دینی، به ویژه در فرایند فهم و تفسیر قرآن کریم، بهره بگیریم؟

ببینید، ما نمی توانیم به لحاظ روشی تمام آن چه را در غرب اتفاق افتاده، نادیده بگیریم. لذا به نظر می رسد برای اینکه کاملا در دام معرفت شناسی ها و بنیاد های فکری غربی نیفتیم و هم از تحولات زمان عقب نباشیم، باید برخورد گزینشی با روش شناسی های جدید داشته باشیم. بنا بر این می توان از برخی از روش های موجود در حوزه علوم انسانی، در فرایند تولید اندیشه و علم در حوزه پژوهش های دینی استفاده کرد. البته به این مساله نیز توجه کرد که آن چه به عنوان روش های جدید یاد می شوند، کاملا هم جدید نیستند، بلکه محصول تجربه های بشری در طول تاریخ اند و سابقه طولانی به قدمت اندیشه بشری دارند.

در مورد به کاری گیری روش های جدید در آموزه های قرآنی نیز باید به این پرسش پاسخ گفت که آیا قرآن دارای یک منظومه فکری و نظام هماهنگ و سیستم ارگانیک است یا نه دارای نظام فکری است که به صورت کاربردی و عملی به نیازهای انسان پاسخ می گوید، یا تلفیقی از این دو؟ ما هر نگاهی که به قرآن داشته باشیم، روش شناسی فهم و تفسیر آن نیز نتیجه همان نگاه خواهد بود.

از نظر ما قرآن کریم یک کتاب آسمانی و دارای یک منظومه فکری سازمان یافته و بنیادی است و به همین خاطر به لحاظ کاربردی و عملی نیز پاسخگوی همه نیازهای بشری در همه زمان ها و مکان ها است. طبعا در چنین نگاهی که یک نگاه تلفیقی است،  استخراج مبانی تربیتی، سیاسی، اجتماعی، اخلاقی، اقتصادی و ... نیازمند این است که آن را به صورت مستقیم مورد مراجعه قرار دهیم. در چنین صورتی قرآن می تواند ما را به یک منظومه فکری مشخص و روشن سوق دهد و خود به عنوان یک منبع پویا و متحرک در صحنه زندگی باقی بماند.

دیپنا: به نظر می رسد که عرصه دین پژوهی ما علاوه بر مشکلاتی که شما شرح دادید، از مشکل دیگری نیز رنج می برد و آن نبود یک منبع اطلاع رسانی جامع و تخصصی در این حوزه است. پایگاه اطلاع رسانی دین پژوهی ایران، درست به همین هدف ایجاد شده است که به صورت تخصصی و علمی، رسالت اطلاع رسانی در این حوزه را به عهده بگیرد. با توجه به این مساله، از نظر شما یک رسانه تخصصی در حوزه دین پژوهی، از چه ویژگی هایی باید برخوردار باشد و به چه اموری باید بپردازد؟

بله، حوزه دین پژوهی نیازمند اطلاع رسانی علمی و تخصصی و مطابق با زمان نیز هست. به این معنا که باید حوزه دین پژوهی مانند سایر مقوله های انسانی، در یک شبکه ارتباطی زنده و زمانمند قرار گیرد. وقتی که مقوله ای در شبکه ارتباطی قرار می گیرد، باید به مقتضیات آن نیز توجه شود. نخستین مساله در این عرصه این است که باید نیازهای مخاطب را بشناسیم و برای رفع آن نیازها خدماتی را ارایه کنیم. در این زمینه دو کار اساسی لازم است، یکی ایجاد سایت های تخصصی و قدرتمند و دیگری ایجاد بانک اطلاعاتی جامع و بروز و مطابق با استانداردهای جهانی. این دو سازوکار مهم که اساس ورود به شبکه های اطلاعاتی را تشکیل می دهند، اکنون در حوزه های علمیه و مراکز دین پژوهی وجود ندارد و یا به صورت بسیار ابتدایی وجود دارد.

این کار در ابتدا نیازمند یک فضای علمی و راهبردی است که در آن باید از کارهای مناسبتی و مقطعی پرهیز کرد. در این عرصه هم چنین باید تلاش کنیم که یک پل ارتباطی دوسویه ای بین مراکز دین پژوهی و دین پژوهان بر قرار کنیم. هم چنین باید بدون هرگونه سیاست گزینشی سعی کنیم همه دیدگاه ها و سلایق موجود را که ناشی از جریان های مختلف فکری هستند، منعکس کنیم و در مجموع یک فضای انتقادی و گفتگو را فراهم کنیم.

من فکر می کنم ما در حوزه خبر رسانی نیامند شناخت و اقتضائات جهانی نیز هستیم. ما وقتی اندیشه ای را مورد نقد قرار می دهیم باید به صورت مستقیم باشد و آن را در خلا و با حدس و گمان، نقد نکنیم. تنها در این صورت است که می توانیم پاسخگوی حقیقی شبهات و سوال هایی باشیم که همواره مطرح و تولید می شوند. چرا که ما الان در عصری هستیم که اساس آن بر توسعه فناوری اطلاعات بنیادگزاری شده است. به عنوان مثال ما اکنون در داخل ایران، 32میلیون کاربر اینترنتی داریم و این مساله نشان می دهد که داریم وارد یک فضای مجازی می شویم. لذا بدون شناخت این فضا و دنیای جدید و بدون شناخت سیاست های کلان فکری، فرهنگی، اجتماعی، تربیتی و عوامل سلطه، نمی توانیم نقش مطلوب در صحنه جهانی بازی کنیم و حتی احتمال این که در چنین صحنه ای محو شویم، وجود دارد. بدون شک امکانات ما در مقایسه با دیگران بسیار اندک است، لذا تنها در سایه هم گرایی، هم فکری، هم افزایی و همدلی می توانیم به استراتژی واحد و تعریف و تعیین راهبردهای اساسی در حوزه دین پژوهی دست یابیم، در غیر این صورت به هدف های برین و بلند خویش دست نخواهیم یافت