ارزیابی و تحلیل سفر به الجزایر
31 بازدید
مصاحبه کننده : کارشناس اداره همکاری های علمی و بین الملل
محل مصاحبه : پژوهشگاه علوم و فرهنگ ‏اسلامی
نحوه تهیه : فردی
تاریخ نشر : Nov 21 2006 12:00AM
تعداد شرکت کننده : 0

ارزیابی و تحلیل سفر به

 الجزایر

 

 

حسن عبدی پور

مدیریت ارتباطات پژوهشی و امور بین الملل

 

اشاره:

آنچه در پی می‌آید گزارش سفر آقای حسن عبدی‌پور مدیر محترم ارتباطات پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی‌ به کشور الجزایر جهت شرکت در نمایشگاه بین المللی کتاب الجزیره در گفتگوی اختصاصی آقای عباسی کارشناس علمی مدیریت ارتباطات با ایشان است. این نمایشگاه از8/8/1385به مدت‌10روز در شهر الجزیره پایتخت الجزایر برگزار گردید.  

 

آشنایی باکشور الجزایر

عباسی: در خدمت آقای عبدی پور، مدیر محترم ارتباطات پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی‌هستیم. ایشان اخیراً به کشور الجزایر سفر کرده و ضمن شرکت در نمایشگاه بین المللی کتاب الجزیره و ارائه بعضی از آثار پژوهشگاه و دیگر مراکز علوم اسلامی‌حوزۀ علمیه قم، دیدارهایی نیز با بعضی از صاحب نظران و مقامات آن کشور و نیز شرکت کنندگان در نمایشگاه از دیگر کشورها داشته‌اند، از ایشان تقاضا می‌شود، به صورت مختصر در مورد الجزایر و سفر خود گزارشی ارائه نمایند.

عبدی‌پور: الجزایر در شمال آفریقا و در میان کرانه های جنوبی دریای مدیترانه، دومین کشور بزرگ آفریقا است. مساحت این کشور 741/381/2 کیلومتر مربع و جمعیتی بالغ بر سی و پنج میلیون نفر دارد که 80 درصد آن‌ها مسلمان می‌باشند. مردم مسلمان الجزایر اکثریت سنی و پیرو مذهب مالکی‌اند و بقیه سنی‌ها از پیروان مذهب حنفی می‌باشند و 20 درصد اقلیّت نیز اکثراً مسیحی‌اند. در عین حال حدود 120 هزار نفر از مردم این کشور پیرو مذهب اهل بیت(ع) هستند.

الجزایر با وجود سلطه‌ی 130 ساله فرانسه هنوز با فرهنگ اسلامی مأنوس و بر اساس تعالیم دینی زندگی می کنند و به لحاظ سهم مردم در حاکمیت تا کنون انتخابات زیادی دراین کشور برگزار گردیده است. مردم الجزایر  در مبارزه‌ی 30 ساله‌ی خود علیه استعمار فرانسه که یک میلیون شهید در راه آزادی خود تقدیم کرد، توانست دوباره استقلال خود را باز یابد و به هویّت عربی - اسلامی‌اش باز گردد.

از سال 1361 م ژنرال دوگل رئیس جمهوری وقت فرانسه مجبور به پذیرشِ استقلال الجزایر شد. رهبران وقت الجزایر  پس از پیروزی، در جهت بازیابی زبانِ عربی تلاش نمودند و توانستند با استفاده از اساتید و معلمان از دیگر کشورهای‌عربی از جمله عراق که غالباً از شیعیان هم بودند، زبان عربی را در آن کشور احیاء کنند. حضور این معلّمان در ترویج مذهب و فرهنگ شیعه نیز تأثیر گذار بود. از سال 1990 م در این کشور جنبش های دینی نیز ظهور کرد. از جمله جبهه نجات‌اسلامی‌به رهبری سید عباس مدنی. در کنار این جنبش، احزابی چون حرکت‌حزب اصلاح، به رهبری عبدالله جاب اله، حزب جبهه ملی با رهبری بوتیفلیقه، برخی برای استقلال و برخی دیگر برای حاکمیت احکام اسلامی در  الجزایر تلاش می‌کنند.

روابط ایران و الجزایر  

پس از پیروزی انقلاب اسلامی‌روابط دو کشور ایران و الجزایر از وضعیّت مطلوبی برخوردار بود و مسئولین بلند پایه‌ی دو کشور در سفرهای متعددی ، در جهت ارتقاء روابط تلاش کردند . امّا شرایط خاصی که در سال 1369 هـ . ش به بعد بر الجزایر حاکم گردید و به دنبال اتهام الجزایر به ایران در خصوص حمایت از اسلام گرایان و دخالت در امور داخلی آن کشور، روابط فرهنگی دو کشور از سال 1372 به طور یک جانبه از سوی دولت الجزایر قطع گردید.

از سال 1376 درپی برخی تغییرات در نگرش دولت مردان در ایران و الجزایر سوءتفاهمات دو کشور بخصوص پس از برگزاری کنفرانس سران اسلامی‌در تهران ‌‌کاهش یافت . با روی کار آمدن عبدالعزیز بوتیفلیقه در سال 1999م در الجزایر و اعزام متقابل نمایندگان و هیئت های متعدد دو کشور، زمینه برخی همکاری ها  فراهم آمد در نتیجه الجزایر در ارتباط با حقوق بشر در ایران، به نفع کشورم ما رأی داد. در سال 79 13 هـ . ش سفارت های دو کشور بار دیگر بازگشایی شد و رفت و آمد هیئت های مختلف سیاسی و علمی‌دو کشور از سرگرفته شد.همچنین در سال‌79 13 هـ . ش در حاشیه اجلاس هزاره‌ی سازمان ملل رؤسای جمهور دو کشور  با هم دیدار کردند و  بر ارتباط بیشتر مبتنی بر  منافع مشترک دو کشور، تاکید نمودند . در این دیدار تفاهم نامه هایی نیز امضاء گردید.

توافق نامه ای بین رئیس جمهوری وقت ایران آقای سید محمد خاتمی‌و رئیس جمهور الجزایر آقای عبد العزیز بوتیفلیقه صورت گرفت. از جمله مسائل مورد تفاهم درآن ، مسئلة تحکیم روابط و ارتباطات فرهنگی فی مابین بود.هر چند در عمل تا به حال جدی گرفته نشده و پیشرفتی نداشته است. اخیراً سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی پی گیر است، تا این ارتباط مجدداً برقرار شده و رایزنی فرهنگی ما در الجزایر افتتاح شود. در سفر اخیر، مدیر کل فرهنگی و هنری سازمانِ ارتباطات، در این خصوص صحبتی با سفیر ایران در الجزایر داشته و بنا شد که در زمینه فراهم سازی مقدمات کار با وزیر فرهنگ الجزایر صحبت بکند.ظاهراً آن‌ها موافق‌اند و آقای سفیر گفتند که با آقای تسخیری مشورت نموده اند و ایشان فرموده اند کسی را پیدا کنید که هم عاقل باشد و هم همراه، که بتواند کار را پیش‌ببرد. بنابراین در الجزایر ضرورت کار فرهنگی بدیهی و  بسیار مهم است و باید سریعاً این اتفاق بیفتد. متأسفانه ما در منطقة آفریقا عملاً توفیق چندانی نداشتیم، با اینکه می‌دانیم منطقه آفریقا منطقه ای بکر و بسیار مستعد است. و قطعاً کارهای فرهنگی و علمی‌نتیجه مطلوب می‌دهد.

متأسفانه این سیاست در مورد آنجا مغفول مانده است. در حالی که بحث سرمایه‌گذاری در آفریقا به دلیل جمعیت زیاد و تنوع و موقعیت های خوبی که در آنجا مشاهده می‌شود و مهمتر علاقه مندی عجیبی که به جمهوری اسلامی‌دیده می‌شود و همینطور به مکتب اهل‌بیت(ع)، فعالیت فرهنگی مناسب و نتیجه بخش است. آنها بسیار مشتاقند که با فرهنگ ایرانی آشنا بشوند. در منطقه الجزایر قومیت های مختلفی؛ از جمله بر برها، اتراک، عربها، آمازوقیها حضور دارند، در واقع یک فرهنگ چند لایه ای را در بر گرفته و لذا یک زبان عربی فصیح ، تعریف شده و منسجمی‌ندارند. به جهت آمیختگی هایی که وجود دارد، زبانشان یک دست نیست. و زبان عربی که شما در دیگر کشورهایی عربی می‌بینید، در آنجا اصلاً نمی‌بینید. البتّه سلطة فرهنگی دراز مدّت (حدوداً 130 ساله) فرانسه بر الجزایر نیز مؤثر بوده است. آثار این سلطه حتی بعد از پیروزی الجزایر طی انقلاب در طول 30 سال، با اهداء یک میلیون شهید، هنوز هم خود را نشان می‌دهد و زبان فرانسه در واقع زبان اصلی شده است. در محاورات عامیانه اکثراً به زبان فرانسوی صحبت می‌کنند.

الجزایر به لحاظ اقتصادی هم یک کشور متوسط می باشدگر چه دارای نفت است. اما در آنجا نیز همچنان مشکل بیکاری وجود دارد. جوان های جویای کار این‌کشور به خاطر کار به کشورهایی مثل فرانسه و جاهای دیگر مهاجرت کرده‌اند.

به لحاظ ساخت و ساز، گر چه در اطراف پایتخت بناها بیشتر جدید است امّا در پایتخت، بسیاری از بناهای قدیمی‌هنوز به چشم می‌خورد. فرهنگ این کشور چند‌گانه است یعنی برخی بر اساس گرایش اسلامی‌ و عده ای هم بر اساس گرایش‌هایی که آنها را به سمت فرهنگ غرب سوق داده ، رفتار می‌کنند. هر چند تعامل هم وجود دارد. آنچه لازم است گفته شود شرایط الجزایر است که اکنون به خاطر هم گرایی و تفاهم‌نامه‌ای که بین احزاب سیاسی به وجود آمده، شرایط مطلوب تری پدید آمده است، چون الجزایر سال های متمادی دچار درگیری های داخلی بود که هنوز هم وجود دارد.

احزاب سیاسی الجزایر

 بعضاً احزاب مسلّحی دارند که شبیه جریانی که در عراق به وجود آمده می‌باشد. در الجزایر همچنان اتفاقات تروریستی و تخریبی بر ضد حکومت و پلیس الجزایر وجود دارد. البتّه چند سال قبل خیلی شدید بوده، و امنیت، حتی در پایتخت هم پایین بوده است؛ سر می‌بریدند، آتش می‌زدند، بمب گذاری می‌کردند. تقریباً بعد از این وفاق ملی به ابتکار رئیس جمهور اختلافات مقداری کاهش پیدا کرده و به گروه ها برای فعالیت سیاسی آزادی بیشتری داده شده است. اما همچنان گروههایی نیز هستند مانند سلفی‌ها که شاخه های مختلفی دارند و خیلی هم خطرناک هستند و همچنان به عملیات مسلحانه ادامه می‌دهند.

در ایام نمایشگاه هم که مصادف با پیروزی انقلاب الجزایر بود، در خود پایتخت، در قسمت غربی  بمبی گذاشته شد که 3 پلیس کشته و 20  نفر زخمی‌شدند . شرایط کنونی به خاطر اینکه آقای بوتیفلیقه تقریباً  توانسته یک وفاق ملی را به دست بیاورد و علاقمند به ارتباط با کشور ایران هست و به اهل بیت(ع) گرایش دارند و نیز در کابینه شان هم افرادی مثل وزیر فرهنگ؛ خلید قومی‌و رشید بن عیسی وزیر خارجه گرایش به اهل بیت(ع) دارند، فرصت مناسبی برای ما در الجزایر فراهم آورده است . ما به عنوان جمهوری اسلامی‌باید از این فرصت بهره بگیریم. چون معلوم نیست در آینده چه جریانی در الجزایر حاکم خواهد شد. در واقع الان  رقابتی بین جناح سنتی و جناح روشنفکری مدرن لائیک وجود دارد که جناح سنّتی سعی می‌کنند نظام را به سمت دینی شدن سوق دهند و در مقابل روشنفکران لائیک در برابر آن ها  مقاومت می کنند.

در الجزایر احزاب سیاسی فعّالند و بر اساس کرسی هایی که در مجلس به دست می‌آورند تأثیرگذار می‌شوند . چون آنها دو تا مجلس دارند؛ مجلس نواب‌نمایندگان ملت و مجلس سنا.احزاب سیاسی می‌توانند بر اساس نمایندگانی که وارد مجلس می‌کنند، سهم مناسبی را در وزارت‌خانه ها و قوانین، به خود اختصاص دهند، و لذا در این ایامی که در الجزایره بودم در روزنامه ها یشان خواندم که قانون منع و تحریم شراب در مجلس طرح شد اما رأی نیاورد. ما باید ظرفیت های آنجا را بشناسیم و شیوه های تعامل را بررسی کنیم. به نظر می‌رسد، یکی از کارهایی که باید صورت بگیرد، همین مسئله تأسیس رایزنی فرهنگی است . ودر کنار آن ارتباطات علمی‌را خارج از فضای سیاسی و افکار و گرایش های اعتقادی تقویت کنیم و طرح گفتگو با اندیشمندان را در موضوعات کلی تمدنی و یا توسعة فکری و تولید فکر پایه گذاری کنیم. این ارتباط هر چه سریعتر انجام بگیرد به نفع ماست. باید کاری کنیم که مردم الجزایر بیشتر ایران را بشناسند، اندیشمندان و فرهنگ ایرانی را بهتر بشناسند، مثلاً وقتی در مورد غرفه نمایشگاه  به آنها گفتم چرا غرفه ما را در سالن اندونزی ،کوبا و مالزی قرار دادید ، در پاسخ گفتند مگر شما اثر عربی هم دارید؟! این یعنی عدم آگاهی نسبت به فضای علمی‌و فرهنگی ایران. از سوی دیگر ما باید تلاش کنیم که شبهات و ذهنیت هایی که نسبت به شیعه وجود دارد را با یک بیان منطقی و به دور از توهین و همراه با ادب و حکمت بررسی و پاسخ بگوییم. شبهات در آنجا خیلی فراوان است. بحث تحریف قرآن را مطرح می‌کنند و موضوعات و شبهات فراوانی که نشان می‌دهد، جریان وهابیت در آنجا در این زمینه‌ی کار گسترده ای انجام داده است. نمونه هایی از کتاب‌های منتشره آنها  را گرفتیم و با خود آوردیم که علیه اعتقادات شیعه نگارش یافته و در نمایشگاه هم توزیع می‌شد. این گونه فضا سازی علیه مذهب شیعه می‌کنند و نمی‌گذارند فکر شیعی نفوذ پیدا کند. حتی برای ورود بعضی از کتاب‌ها  به نمایشگاه با مشکلاتی رو به رو بودیم مانند «عقیدتنا» که صرفاً تفکّر شیعی را بیان می‌دارد. تا این اندازه نمی‌پذیرند که شیعه در آنجا تبلیغ و ترویج شود .

بحث دیگر بحث زبان است. عرض کردم اینها هم مانند لبنان مستمرة فرانسه بودند منتها لبنان تقریباً توانست هویت زبانی خود را حفظ کند، اما الجزایر متاسفانه نتوانست و همین باعث شد هویت زبانی آن به خاطر تسلط فرانسوی ها بر فرهنگ آن‌ها و تنوع قومیت ها با خطر مواجه شود.

نمایشگاه بین المللی کتاب الجزایر

علی رغم این که فرصت خیلی خوبی برای کار جدی پیش آمده بود امّا به دلیل ناهماهنگی‌های اولیه عملا چند روز اولیه نمایشگاه مشغول کارهای مقدماتی بودیم. بسیاری از کارهایی که توافقات اولیة آن صورت گرفته بود، مثل عدم ممیزی، تعیین مکان هئیت ایرانی و وسیله نقلیه. در حالیکه هیچ یک از این کارها عملی نشده بودو فقط جایی را برای استراحت در اختیار گذاشتند. لذا هر روز نیم ساعتی معطل وسیله نقلیه می‌شدیم. چون نمایشگاه خارج از شهر بود و فاصلة قابل توجهی داشت. مهمتر از این در خود امور نمایشگاه باید برای گرفتن غرفه فرم هایی پر می‌شد و مبلغی پرداخت می‌گردید. همچنین لیست کتابها برای تأیید به وزارت فرهنگ و بعد ادارة شئونات دینی می‌رفت و بعد کار ترخیص آن‌ها از فرودگاه پی گیری می‌شد. متاسفانه همة اینها تا چند روز بعد از شروع نمایشگاه انجام شد. با توجه به توافقات قبلی باسازمان فرهنگ و ارتباطات  فکر می‌کردیم کتاب های ما در انبار است، وقتی پیگیری کردیم گفتند فقط کتاب های که از طریق زمینی ارسال شده است به الجزایر رسیده است. معلوم شد که کار ما از اول درست پیش نرفته و دوستانی هم که از سفارت آمدند پی گیری کارشان طوری بود که انگار اولین باری بود که در جریان کار نمایشگاه قرار می‌گرفتند. متاسفانه در حالیکه چند روز از بهترین وقت نمایشگاه گذشته بود ما هنوز سرگرم انجام کارهای مقدماتی بودیم. مشکل دیگر این بود که لیست کتاب های پژوهشگاه ارسال نشده بود. هر چندهمکاران سازمان فرهنگ و  ارتباطات اسلامی ادعا کردند که لیست کتاب ها را ارسال کرده ایم ما هم فرصت بررسی صحت و سقم ادعای آن‌ها را نداشتیم وصلاح هم نبود که مطرح کنیم، لذا  بر اساس لیست مؤسسه الهدی پیگیر کار شدیم. ترخیص از گمرک هم سه چهار روز طول کشید. تقارن تعطیلات سالروز انقلاب الجزایر و تعطیلات آخر هفته به مدت سه روز هم مزید بر علت شد. از شنبه هم که کار جدی شد برای ترخیص کتاب ها  باز امروز و فردا می کردند؛ به نظر می‌رسید که دست هایی در کار است که با تاخیر غرفه جمهوری اسلامی‌باز شود. مؤسسات شیعی اعلمی‌و نبلا که از لبنان شرکت کرده بودند، نیز کتاب‌هایشان را ترخیص نکرده بودند و تهدید شده بودند که حق توزیع کتاب ها را ندارید. روزهای آخر از باقیمانده کتاب های سال گذشته  که مجوز گرفته بودند استفاده کردند و با رشوه هم توانستند بعضی محصولاتشان را در غرفه عرضه کنند . متاسفانه به نظر می‌رسد یک نظام فاسد اداری هم حاکم است.

در واقع غرفه ما با تاخیر  شروع به کار کرد. کتاب ها را هم روزهای آخر و با فشار و استرس وارد غرفه کردیم  و به خاطر اینکه غرفه خالی نماند با سفارت کشورمان صحبت کردیم و کتاب های مناسب  آنها را از ابتداء افتتاح نمایشگاه در غرفه چیدیم. کتاب‌های سفارت هر چند تقریبا قدیمی‌ بودند؛ ولی برخی از آن‌ها که راجع به  تفکر حضرت امام، استاد مطهری و کتاب‌هایی در موضوع وحدت بود. جهت عرضه نمایشگاه انتخاب کردیم. نماینده سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی نیز تعدادی کتاب به همراه بعضی محصولات فرهنگی با خود آورده بود.

 

 

گفتگو و اطلاع رسانی

در گفتگو با بازدید کنندگان دیدگاه‌های خود را بیان کردیم. با تلویزیون الجزایر مصاحبه‌هایی را انجام دادیم و اعلام کردیم که کتاب‌های ما را تحویل نداده‌اند. و نیز انتقاد کردیم به اداره شئونات وبخش گمرک به خاطر سخت گیری‌هایی که انجام می‌دادند. باز تاب این مصاحبه های مطبوعاتی به گونه‌ای بارز بود که وقت تحویل کتاب‌ها، متصدی ترخیص گفت، شما به روزنامه ها خبرداده اید؟ معلوم است که فکر ایرانی پشت قضیه است. گفتیم حالا به هر جهت حقی بود که ادا وبیان شده است. در مجموع نمایشگاه از استقبال بسیار خوبی برخوردار بود، هم روشنفکران لائیک و هم روشنفکران معتدل و هم سلفی‌ها آمده بودند ببینند که چه خبر است وچی آورده ایم؟ به خصوص افراد معمولی جامعه خیلی استقبال کردند. ما هم با یک اقدام ابتکاری-  چون در قسمت درب خروجی بودیم- پشت غرفه تابلویی نصب کردیم تا دیده شویم. پرچم جمهوری اسلامی‌را هم کنار آن نصب کردیم  چون حتی عنوان ما را هم حک نکرده بودند و تا چند روز آخر خودمان با کاغذ و ماژیک نام غرفه جمهوری اسلامی‌ایران را بر سر غرفه می‌نوشتیم. و خودمان افراد را جذب می‌کردیم به هر حال تجربة اول ما بود، چهارده سال ارتباط نداشتیم، قطعاً کارهای سال های بعد ما بهتر خواهد شد.

کارشناسی نیازها و مطالبات الجزایر

مطلب دیگر این که در رابطه با الجزایر کار کارشناسی نشده بود تا نسبت به فضای کنونی الجزایر آشنایی بیشتری باشد. باید ما می‌دانستیم که چه محصولاتی را می‌توانیم به الجزایر ببریم و چه موضوعاتی در آنجا بیشتر مورد استقبال واقع می‌شود؟ باید مطالبات مردم را می‌دانستیم و به آن پاسخ می‌دادیم. مثلا ما فکر می‌کردیم تفسیر المیزان و شخصیت علامه طباطبایی را در دنیای اعراب نمی‌شناسند، ولی معلوم شد که خوب می‌شناسند، و تقاضاهای زیادی داشتیم برای خرید المیزان در حالی که یک دوره بیشتر نداشتیم. از کتاب‌های راجع به اهل بیت؛ حیات و زندگی نامه آنها، کتاب‌های ادعیه، مفاتیح الجنان، صحیفة سجادیه خیلی استقبال می‌شد. تقاضا برای اصول فقه، آثار امام، قانون اساسی ایران و موضوعات  تربیتی و ...زیاد بود.عجیب اینکه از تصاویر عاشورایی سؤال می کردند واز امام حسین بیشتر اطلاعات می‌خواستند.

قشرهای روشنفکری و دانشجویی هم به کتاب های فلسفی خیلی گرایش  داشتند و مطالعه می‌کردند. لذا  موارد جزئی را که داشتیم سریع در اختیارشان قرار دادیم. به نظر می‌رسد اگر مشکلات وموانعی که ذکر شد جدی گرفته شود و در سال آینده مراحل اجرایی کار به موقع انجام گیرد، وضعیت مطلوبتری خواهیم داشت. کار در الجزایر بسیار کند و سست است و چون نظام رشوه ای هم حاکم است نباید انتظار داشته باشیم که کار آن طور که می‌خواهیم پیش برود.درعین حال اگر طبق برنامه پیش برویم و به موقع کارمان را انجام بدهیم، می‌توان  با همان سیستم به راحتی کار را اداره کرد. مواردی را هم  ادراة شئونات الجزایر از روی بی اطلاعی به موضوع و عنا وین و محتوای کتب حذف می‌کرد.  مثلا: اعیان شیعه کتابی نبود که حذف شود، ولی عدم توجه آنها بخاطر بی اطلاعی از محتوای آن بود.  گزارش های غلط و مغرضانه بعضی از  سلفی ها نیز مانع کار می‌شد.

باشناختی که پیدا کردیم به این نتیجه رسیدیم که می توان  کاری کرد که این اتفاقات نیفتد. بایدآثاری که متناسب با آن فضا است ببریم ومطا لبات شیعه وکسانی را که در آنجا به اهل البیت علاقه دارند عرضه شود.وطرق  ارتباط و انتقال اطلاعات و امکانات به آنان را فراهم کنیم. این برای ما خیلی مهم است. همزمان یک جبهه فکری بود که سعی در تخریب تفکر شیعی داشت، حتی در فضای نمایشگاه یک عده ای بودند که می‌خواستند مبارزه کنند و کتاب های مشابه ای را توزیع می‌کردند. البته ما باید از این فضای اختلافی خودمان را دور نگه داریم وبه سمت عرضه آثار جدید دین پژوهی تولید فکر و اندیشه  و پژوهش های دینی و دستاوردهای جدید در حوزة دینی حرکت کنیم.

 

 

 شیعیان الجزایر

 اما در خصوص شیعیان منطقة حران که در حدود 450 کیلومتری غرب الجزایر است، گفته می‌شود در آن مناطق حدود 100 هزار نفر شیعه زندگی می کنندو  خیلی منسجم و با تدبیر کار می‌کنند.البته نیاز است که در این باره  یک کار ویژه و مطالعه ویژه ای بشود. مسئله حمایت از شیعیان الجزایر طرحی دقیق  می‌خواهد تا با توجه به شرایط و حساسیت های الجزایر و نظام پلیسی و امنیتی شدیدی که در آنجا حاکم است، حمایت معنوی ازآن ها موجب حساسیت  نشود.برخی از  آنها می‌گفتند که بعضی از طلبه‌های الجزایری که  در – قم - درس می‌خوانند وبه کشور برمی گردند ، از آزادی فکر و بینش سیاسی برخوردار نیستند و نمی‌توانند نقش متناسب با مسؤلیتشان را ایفا کنند. و نمی توانند آنطور که بایسته و شایسته است جریان‌های شیعی را رهبری و مدیریت  کنند. این مسئله هم باید به  شکلی مورد توجه متولیان مرکز جهانی علوم اسلامی و سازمان مدارس علمیه خارج از کشور قرار بگیرد.  نباید طلبه ای که ازاین کشورها برای درس خواندن به حوزه علمیه قم می‌آید، تنها به علوم حوزوی بسنده کند، باید کاری کرد که وقتی  بر می‌گردد توان مدیریت کار فرهنگی را داشته باشد. بتواند کار علمی‌بکند. یا حرکتی را ایجاد کند که متناسب با شرایط آن کشور باشند. در واقع هدف و موضوع بحث‌های آموزشی متناسب با کشور مبدا طرح شود. و با آن شرایط هماهنگ باشد تا بتواند فرصت هایی را ایجاد کند و  شبهات علیه شیعه را هم پاسخگو باشد.

ارتباط باجامعه اهل سنت و روشنفکران الجزایر

 باید ارتباط مناسبی با جامعة اسلامی‌اهل سنت و روشنفکران برقرار شود که نشان بدهد تفکر شیعی ، باز و منطقی است وبدون مبارزه با مذاهب و جریانات دیگر حاضر به همکاری با آن‌هااست. بایدنماد شیعه، سعة صدر، مدیریت، عقلانیت، دوری از حساسیت درموارد جزئی ، عدم تحریک طرف مقابل و عدم اهانت به عقاید دیگران باشد.مهم این است که  روی این مسئله بیشتر کار شود و متولی آن  نیز مشخّص گردد. اگر رایزنی در الجزایر ا افتتاح شود، می‌توان  در کنار فعالیت‌های رایزنی به صورت ویژه نسبت به این امور نیز برنامه ریزی کرد.

دیدارها وبازدیدها

مسئله دیگر دیدارها و گفتگوهای ما با شخصیت های سیاسی، علمی و فرهنگی الجزایر بود. این بخش از بخش های امیدوار کننده است، در این دیدارهابه خاطر پیشرفت‌های هسته ای و نیز به لحاظ ایستادگی در مقابل امریکا به ملت ایران و آقای دکتر احمدی نژاد رئیس جمهوری احترام می گذاشتند. از مقام معظم رهبری «مدظله العالی» و مواضع مدبرانه ایشان درمسائل جهانی و اسلامی تجلیل می‌کردند و استفتائات ایشان را می‌خواستند. افکار وزندگی نامه آقای احمدی نژاد، را می‌خواستند. مردم الجزایردر سطوح مختلف ، عامه مردم ، اهل نظر و گروه‌های مختلف، هر کدام به شکلی با نگاه خاصی که داشتند در مجموع به ایران ابراز علا‌قه می‌کر دند. هر کدام به دلیلی، خصوصا پس از پیروزی حزب الله نگاه مثبت و بهتری به ایران داشتند. به نظرمی رسد این خود یک فرصت و دستاوری است که باید روی آن کار ویژه‌ای انجام‌ بشود. مثلا یک نفربا لباس سلفی ها و با ریش بلند و ... کتابی های خاصی را در خواست می‌کرد و سؤالاتی را مطرح می‌کرد، ما توجه نمی‌کردیم، می‌گفتیم شاید جاسوس باشد. ایشان گفت به ظاهر من نگاه نکنید! من بعد از پیروزی حزب الله عقیده ام عوض شده و به شیعه اعتقادم جدی شده و مطمئنم که «بن لادن» عامل امریکا و در جهت منافع و اهداف آنها گام بر می‌دارد و یک مبارز بر علیه منافع آمریکا نیست. مجموع اقدامات او خدمتی به امریکائی ها بود که به منطقه بیایند و اسلام را زیر سؤال ببرند و در واقع نگاه غرب را به سمت اسلام یک نگاه منفی کرد. اما حزب الله توانست عزت جهان عرب را به دست بیاورد، توانست امریکا و اسرائیل را خوار کند و هویت اسلامی‌و تفکر دینی را خوب نشان بدهد که بر اساس ایمان و عقیده می‌شود نشان داد که کشوری مانند امریکا تروریست است. مردم عادی در تاکسی، خیابان و هر جایی که می‌فهمیدند ما ایرانی هستیم، با روی گشاده برخورد می‌کردند. این نشان
می‌دهد کشوری که توسّط مردمش به دستاوردی برسد، این افتخار برایش می‌ماند. خصوصا برای عرب‌ها خیلی عجیب بود. یک راننده تاکسی می‌گفت اگر ما اینجا بخواهیم حکومت اسلامی‌تشکیل بدهیم باید جمهوری اسلامی‌را الگوی خود قرار بدهیم. می‌گفتند تفکر شما و اعتقاد شیعی شما تفکر بازی است و حریّت و عقلانیت در آن حاکم است. این تفکر به درد ما هم می‌خورد و الا این جریان سَلَفی (جریان بسته سنتی) نمی‌تواند در الجزایری که به اروپا نزدیک است و در خط مقدم مواجه با فرهنگ غرب است، حاکمیت پیدا کند. چون به دین نگاه بسته، سنتی، تجاری و نظاره گرانه دارند لذا در جامعه باز و مفتوح و جهانی شدن نمی‌تواند حرفی برای گفتن داشته باشند. در مصاحبه هایی که با رادیو و تلویزیون شد سؤال می‌شد ایران با چه ایده و محصولی به نمایشگاه الجزایر آمده و ایران بیشتر دنبال چیست؟ می‌گفتیم تلاش این است که بیشترین ارتباط فرهنگی بین دو ملت ایجاد شود. آثاری هم که آورده‌ایم آثار علمی‌است و تلاشمان این است که مسائل اختلافی مطرح نشود. در مصاحبه با تلویزیون الجزایر حضور فرهنگی و علمی خودمان را توضیح می‌دادیم با رادیو قرآن و مطبوعات الجزایر هم اهدافمان بیان شد. همینطور گله هایی که به خاطر عدم ترخیص کتاب‌های غرفه ایران مطرح کردیم، تاثیرات خوبی را داشت. با جریان‌های مختلف وارد گفتگو شدیم و با مؤسساتی که آنجا فعال هستند صحبت شد. همه آن‌ها خیلی دوست دارند ایران را بشناسند. یکی از خواسته های مردم این بود که آموزش زبان فارسی جدی گرفته شود، کتاب‌های‌ فارسی آورده شود، کرسی تدریس زبان فارسی ایجاد شود. متاسفانه آنجا در خصوص اطلاع رسانی کاستی‌هایی وجود داشت، در جلسه ای با مسئول روابط عمومی‌نمایشگاه داشتم انتقاد کردم که مطبوعات شما بطور شایسته و بایسته به مسئله نمایشگاه نپرداخته اند؛ اگر چه ایشان توجیه‌هایی کرد، اما من قانع نشدم[1]. با این حال در مجموع، استقبال مردم خوب بود. گر چه قدرت خریدشان کم بود ولی می‌آمدند. لذا ما ناچار بودیم کتاب هایمان را با تخفیف عرضه کنیم. چون بیشتر هدفمان کار فرهنگی بود. با بعضی مراکز قرار گذاشتیم که اطلاعات بیشتری برای ما ارسال کنند. ظاهرا نمی‌توانند به خاطر مسائل امنیتی خیلی اطلاعات بدهند. حتی ما برای ضبط کردن و عکس گرفتن، مشکل داشتیم؛ قرار گذاشتیم از طریق ایمیل اطلاعات را دریافت کنیم.

برای کارهای علمی‌هم مذاکره و بنا شد که زمینة سفر مسئولین ارشد پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی و دانشگاه باقرالعلوم را آماده کنیم که یک سفر رسمی‌به آنجا داشته باشند. مشکلات نمایشگاهی و تحولات در سفارت ایران نمی‌توانست زمینه مناسبی برای سفر ریاست پژوهشگاه یا رئیس دانشگاه باشد. در عین حال در حد توان خودمان را هم به سفارت معرفی کردیم و ظرفیت هایمان را در قالب بروشور در بین اندیشمندان و مراکز دیگر توزیع کردیم. و ان شاءالله باید در یک سفر ویژه ظرفیت شناسی در الجزایر و شیوه های تعامل و گفتگو با مراکز به طور وسیع مطالعه شود. آنچه گفته شد دستاوردهای خوبی بود و هزاران نکته دیگر که باید از نزدیک لمس می‌شد. اینها تجربیاتی است که باید کسب می‌شد. اگر ما فقط می‌رفتیم و نظاره گر همین جریان هم بودیم، جا داشت که این سفر صورت ‌گیرد. این نکته ای است که دوستان ما در پژوهشگاه باید مطلع باشند که ممکن نیست بدون فکر، برنامه ریزی، مطالعه و هماهنگی وارد فضای فکری این کشورها  شد. ما سعی کردیم، احترام و جایگاه دوستانمان را حفظ بکنیم. متاسفانه دستگاه فرهنگی و خارجی ما مشکل دارند. در حالی که الجزایر از جمله کشورهایی نیست که ما بگوییم سفارت ما باید سهم سیاسی یا اقتصادی اش بر سهم فرهنگی آن بچربد. ظرفیّت آنجا بیشتر فرهنگی است. باید آنجا یک رایزن فرهنگی باشد که کارش فقط بررسی مسائل فرهنگی باشد. من گفتم به کارکنان سفارت دو تا لیست از مراکز علمی به من بدهید، آنها نتوانستند بدهند حالا یا نداشتند یا به دلایلی دیگر. مهمّ این است که من وقتی وارد شدم باید می‌دانستم مراکز علمی – فرهنگی الجزایر کجا هستند و نام مسئولان و تلفن آن در اختیار می‌داشتم. در این راستا لازم است بخشی از مطالب راجع به وضعیت الجزایر که امکان گزارش کردن عمومی آن نیست به صورت محرمانه به مسئولین نظام ارائه شود،  بخصوص به جناب حجت الاسلام والمسلمین آقای محمدی عراقی به صورت محرمانه گزارش شود که متاسفانه با وجود صرف هزینه‌های زیاد، به خاطر سوء تدبیر، سوء مدیریت و ناهماهنگی در بخش هایی از سازمان ارتباطات و فرهنگ اسلامی خسارت مادی و معنوی زیادی متوجه آن سازمان شده است. به هر حال کار ما به نحو مطلوبی انجام شد. هر چند به خاطر تاخیر در دریافت کتاب‌ها عملا در بخش نمایشگاه فقط تعدادی از آن ها فروخته شد . تعداد قابل ملاحظه ای هم تحویل سفارت دادیم و بخشی دیگر نیز برای اهداء تحویل سفارت ایران شد. تعدادی از کتاب هم از سوی اداره شئونات ضبط شد. در مجموع توانستیم نزدیک ده میلیون ریال از کتاب ها را بفروشیم. اگر تلاش و پی‌گیری نمی‌کردیم هم اصل کتاب را از دست می‌دادیم و هم همین موجودی کم هم حیف و میل می‌شد. حتی ناچار شدم که سفرم را تمدید کنم تا غرفه باز بماند، کتابها تحویل گرفته شود و بخشی از کتاب هایی که لازم بود بفروشیم. ان شاء الله در نمایشگاه کتاب کشور مغرب بتوانیم حضور پیدا بکنیم یا اگر نتوانستیم برای سال آینده کتاب های ما آنجا باشد تا مشکلات اینجا را نداشته باشیم. و لذا با مسئولین مؤسسة الهدی صحبت شد که با صلاحدید مسئولین پژوهشگاه با آن مؤسسه پروتکل یا تفاهم‌نامه‌ای امضا شود تا از این به بعد در این خصوص با مؤسسه که فعالیتش کاملا بین المللی است و تجربه دارد همکاری داشته باشیم. در واقع مدیریت کار با سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی بود و مشکلات ما هم به خاطر سوء مدیریت و ناهماهنگی آنها به وجود آمد. امیدوارم در لبنان که تقریبا یک ماه دیگر نمایشگاه خواهد بود و در مغرب که ظاهرا دو ماه دیگر برگزار خواهد شد و در کشورهای یمن، امارات متحده عربی (ابوظنی، شارجه) انگلستان، قطر، ترکیه، چین، روسیه، مالزی، ترکمنستان، آذربایجان و... که در آینده برگزار خواهد شد، با برنامه حضور پیدا کنیم. خود ما نماینده ای را اعزام کنیم و یا آثار منتشره پژوهشگاه را به یک مؤسسه معتبر برای عرضه تحویل دهیم. مهم این است که آنقدر کار کنیم که با حضور معنادارمان مانند مرکز الدراسات العربیه شناخته شویم. علیرغم عدم تمایل همکاران سازمان ارتباطات به نصب عنوان پژوهشگاه ما این کار را کردیم و عنوان «مرکز علوم و ثقافه الاسلامیه» را بر سر در غرفه نصب کردیم تا شناخته شویم. امیدوارم تدبیری اندیشیده شود تا این عنوان در دنیای عرب شناخته شود و آثارش به درستی معرفی گردد. البته ما باید روی ترجمه عربی آثارمان بیشتر کار بکنیم، این خیلی مهم است. آثار ما حتی باید به زبان های فرانسه و انگلیسی نیز ترجمه شود؛ ان شاء الله بتوانیم با فضای علمی‌دنیای عرب و اسلام بیشتر آشنا شویم و حضورمان را در نمایشگاه‌های  این کشورها بیشتر نشان بدهیم که برکات زیادی را به دنبال خواهد داشت.

در این سفر همچنین با روزنامه الشروق، تلویزیون الجزایر ، روزنامه المساء، الخبر و رادیو قرآن الجزایر مصاحبه کردیم. همچنین با رئیس مجلس اعلای اسلامی‌و رئیس کتابخانه ملی الجزایر گفتگو شد؛ ایشان قبلاً وزیر فرهنگ الجزایر بودند. همینطور با یکی از نمایندگان مجلس دیدار کردیم که عضو کمیته فرهنگی مجلس هستند، ایشان خیلی مشتاق و تاثیر گذار بودند در این که ایران باید در الجزایر حضور فرهنگی داشته باشد فشارهای زیادی آوردند. حتی ما هم از نفوذ ایشان استفاده کردیم. ایشان می‌گفت ما طرح های بیشتری داریم و فشارهای بیشتری به دولت آورده‌ایم ولی مدیران دولتی هم گفته اند که ملاحظات ما را هم در نظر بگیرید، باید وحده، وحده، یعنی یکی یکی جلو برویم؛ یک باره امکان حل و فصل تمام مسائل نیست. چون شرایط آنجا از جهت فرهنگی تحت فشار وهابی‌ها و سَلَفی‌‌ها است.

در مجموع سفر خوبی بود. با همه مشکلات روانی که برای ما ایجاد کرده بودند سعی کردیم تا لحظه آخر باتدبیر و صبوری اهدافمان را به پیش ببریم. الحمدالله با ارتباطاتی که گرفته شد و با ظرفیت شناسی و گفتگوهایی که انجام دادیم، کار نمایشگاه بدون خلل پایان یافت.

عباسی: از حضرتعالی تشکر می‌کنم که در بسیاری موارد به جزئیات هم پرداختید و بسیاری از سؤال های ما را پیشتر پاسخ دادید؛ مطالبی در لابه لای بحث های شما بود که می‌خواستم بیشتر توضیح داده شود تا نسبت به وضعیت فرهنگی الجزایر و همینطور گروهها و نحله های فکری الجزایر و کشورهای شمال آفریقا بیشتر شناخت پیدا کنیم.

و نیز حوزه ها و نحله های فکری آنجا چقدر در ساختار حکومتی و مذهبی مؤثر هستند؟

عبدی پور: پاسخ دقیق به این سؤال نیاز به تأمل و مطالعه بیشتری دارد، چون بیشتر فرصت‌های ما در درگیری با امور نمایشگاه و مشکلات آن در مباحث حاشیه ای تلف شد. هر چند با تلاش مضاعف در برخی زمینه‌ها دستاوردهایی داشته‌ایم. در هر صورت حکومت آنجا یک حکومت سکولار است. این را در خبرها شنیدید که رئیس جمهور تونس قانون منع حجاب را تصویب کرد. در الجزایر نظام حکومتی اش تقریبا نظام لائیکی است و قدرت هم در واقع در دست آن ها است، یعنی سیطره با آن‌ها است. گر چه دنبال آزادی‌های بیشتری هستند و خودشان را روشنفکر می‌دانند. لکن در صحنه حکومت کنونی عده ای سکولار قرار گرفته‌اند. البته عده‌ای هم روشنفکر مذهبی هستند. چون در میان سنی های آنجا یک جریان سلفی داریم که خیلی تند هستند و یک جریانی داریم که معتدل هستند. یعنی عقاید خودشان را حفظ کرده‌اند، اما با شرایط دنیای جدید هم سازگاری دارند و کار خودشان را انجام می‌دهند. با تساهل، متناسب با فرهنگی که حاکم است، دارند حرکت می‌کنند. همینطور در بین شیعه ها هم دو گروه وجود دارد؛ جریان روشنفکری و جریان سنت گرا.

اکنون رقابت بین دو جریان روشنفکری و سنت گرا شدید است. سنتی ها توانستند بخشی از جامعه الجزایر را از جهت اعتقادی، پوشش اسلامی، محاسن بلند، تیپ‌های خاص، با خودهمراه کنند. جریان لائیک هم توانسته فضای بازی را ایجاد کند. بی‌حجابی بخشی از زنان وجود اماکن مشروب خواری و کارهای دیگر نمودی از تسلّط تفکّر لائیکی در این کشور است.

عباسی: پس از انقلاب روشها، شیوه ها و راهکارهایی برای تعامل فرهنگی با آفریقا؛ بویژه شمال آفریقا و به خصوص الجزایر اتخاذ گردید و در صحبت های حضرت عالی اینطور بیان شد که ما الان در جنبه تعاملات فرهنگی با این منطقه در یک وضعیت مطلوبی نیستیم. چه آسیب هایی در این زمینه - با توجه به حضور کوتاهی که در آنجا داشتید – توانستید شناسایی کنید؟ و چه پیشنهادهای برای رفع آن‌ها دارید؟

عبدی پور: اوّل ، عدم پایبندی ایران به تفاهم نامه های دو جانبه

از نقاط بسیار منفی تعاملات جمهوری اسلامی‌با منطقه آفریقا، بخصوص الجزایر عدم پایبندی ایران به تفاهم‌نامه‌های امضا شده قبلی است. نمایندگان ایران در سطوح مختلف تفاهم نامه هایی را امضا کرده اند و بر اساس آن ها تعهداتی می‌دهند، بعد که به مرحله عمل می‌رسد، دچار سستی و یا فراموشی در اجرای آن می گردند. فردی مسئول می‌گفت من سودان بودم، از جمله علل شکست صادق المهدی عدم عمل ایران به تعهداتش در تفاهم نامه های فی ما بین حتی قراردادهای خیلی کوچک مثل آسفالت چند خیابان بود که از مرحله حرف جلو نرفت. در همه زمینه‌ها؛ اقتصاد، سیاست و فرهنگ بدین گونه است. در الجزایر هم قبلاً چندین تفاهم نامه امضاء شد، مثلاً آقای محمدی عراقی رئیس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی هم در سفر قبلی شان  قول هایی داده‌اند که هیچ کدام از آن ها متأسفانه در بازگشت به ایران عمل نشده است . و این بسیار تأثیر منفی دارد.

دوم، نداشتن استراتژی، طرح و راهکار و راهبرد

برای فعالیت در الجزایر، سودان، مغرب و دیگر کشورهای افریقا و نیز شناخت حوزه‌ها و ظرفیت های مختلف و ویژگی آن‌ها چه باید کرد؟ یقیناً بدون این مهم نمی‌توان گامی به جلو برد. مثلاً برای نفوذ فرهنگی به الجزایر و سودان نسخه واحد پیچیدن از اشتباهات فاحش است. که متأسفانه باز بر می‌گردد به اینکه ما دارای برنامه منسجم و طرح عملیاتی دراین زمینه‌ ها نیستیم. از این رو لازم است متناسب با فضای سیاسی و فرهنگی هر کشور برنامه ریزی جامعی صورت گیرد.

سوم، مدیر محوری و سلیقه محوری نهادها و نیروهای فرهنگی کشور.

سفیر، یا رایزن فرهنگی کشور در محل مأموریت کارهایی را انجام می‌دهد.  کس دیگری که بعد از وی می‌آید با چرخش صد و هشتاد درجه‌ای نسبت به مسئول، قبلی موضع می‌گیرد و با تعامل دیگر و سیاست دیگر وارد می‌شود. این نوسان و مدیر محوری جز تخریب فعالیت های همدیگر، ثمره دیگری ندارد و باعث می‌شود که به جای تکمیل کارهای انجام شده ما را همچنان در نقطه صفر تعاملات فرهنگی نگه دارد. این در حالی است که جمهوری اسلامی‌ایران ظرفیت ها و فرصت های منحصر به فردی را در دنیای عرب دارد که با برنامه ریزی می‌تواند خیلی مؤثر واقع بشود.

چهارم، تصدی گری دولت وسازمان های بزرگ وابسته به دولت در کار فرهنگی.

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و دستگاه دیپلماتی ما به جای این که فضا را باز کنند تا دستگاه‌های مختلف آموزشی، علمی‌و فرهنگی وارد فعالیت در چنین محیط هایی شوند، خودشان متصدی می شوند  و کار را ضایع می کنند. حق این است که زمینه ها را فراهم کنند و اطلاعات بدهند تا مؤسسه‌های غیر دولتی نام و نشان دار با اطلاعات لازم و با بینش بازو متناسب به فعالیت بپردازند. آنجا سرمایه گذاری فرهنگی کنند؛ مانند سرمایه گذاری های بخش خصوصی در بخش اقتصادی در کشورهای دیگر . مثلاً صاحب غرفه ای بود که بدون هماهنگی با سفارت یا سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی به عنوان یک متقاضی با مدیریت نمایشگاه ارتباط برقرار کرده بودند و غرفه اجاره کرده بودند. ایشان می گفت من یک سال و نیم اینجا هستم و هیچ کس هم مزاحمتی برایم ایجاد نکرده است .

پنجم، پر رنگ شدن فضای سیاسی بر فعالیت های فرهنگی

اینکه بیش از اندازه مسائل را سیاسی دیدن و کارها را در چارچوب سفارت و سیاسی جلو بردن، باز موجب ضربه به اصل کار فرهنگی است. باید این حلقه و انحصار را شکست و با رعایت موازین با بدنه فرهنگی آنجا ارتباط برقرار کرد. کنترل و نظارت لازم است، اما این کار باید به صورت بستر سازی و حمایت باشد نه وکالت، مانع تراشی و تحکم . برای رسیدن به مطلوب دستگاه دیپلماتی کشور نیز نیازمند تحول اساسی است، باید فضایی ایجاد شود تا نیروهای شایسته و جوان وارد این وزارتخانه شوند. متأسفانه نظارتی بر این همه امکانات و بودجه ای که هزینه می شود، نیست تا ببیند در چه مسیری هزینه می شود. بیشتر فعالیت های آن ها تشریفاتی است. مثلاً بعد از گذشت یک ماه از ماه مبارک رمضان هنوز مشغول ارسال تبریک هستند. این به عنوان کار بسیار مهم آن‌ها تلقّی می‌شد. ما وضعیت و مشکلات را برای آن ها بیان می کردیم و از آن ها کمک می خواستیم اما در مقابل تا توانستند راه ها را بر ما تنگ می کردند. چون نگران مناسبات و چارچوب های سیاسی بودند.

عباسی: یکی از شاخص های مهم در تشخیص این که کشوری از نظر فرهنگی در سطح استانداردهای بین المللی است یا نه، میزان نشر کتاب و کتاب خوانی است. گرچه اکنون کانال های ارتباطی و مطالعاتی بیش از گذشته است با این وجود هنوز هم نشر کتاب و کتاب خوانی و تأسیس کتابخانه ها مهمترین معیارهای شناخته شده در سطح جهانی برای شناخت سطح فرهنگ کشورها ارزیابی می شود. بفرمائید شما در فرصتی که در الجزایر بودید فکر می کنید کشور الجزایر در این زمینه در چه رتبه ای قرار دارد. چون برای ما مهم است که بدانیم مردم به ویژه نسل جوان و تحصیلکرده این کشور که در صدد ارتباط فرهنگی با آن هستیم چقدر کتاب می خوانند، چقدر علاقه به کتاب خوانی دارند و بیشتر طالب چه کتاب هایی و در چه موضوعاتی هستند. همینطور وضعیت سخت افزاری نشر یعنی امکانات و ابزارهای نشر کتاب‌ در آنجا چگونه است؟

عبدی پور: حضور مردم در نمایشگاه طبق آماری که توانستم بدست آورم امسال 15 درصد بیشتر از سال گذشته بود و جمعیتی هم که در روزهای بارانی در نمایشگاه شرکت می کردند، علاقمند به کتاب بودند . منتها مشکل اساسی قدرت خرید آنها بود که از نگاه ها، چانه زدن ها، و تقاضای تخفیف کردن آن ها معلوم بود. همین نشان می دهد که کتاب خوان ها اقشار متوسطی هستند که در سنین مختلف بودند از جمله: جوان ها، بچه ها و سالمندان. در حوزه فلسفی هم مراجعات و درخواست خوب بود.

همینطور در حوزة ادبی هم علاقه و درخواست خیلی خوب بود. اما کتابخانه های عمومی آنجا در حد مطلوب نیست و به شکلی دچار مشکلات اقتصادی هستند.

جوان ها اکثرا بیکار و شبها در خیابان ها رها بودند بعضاً برخی افراد شب را در خیابان ها صبح می کردند. این بیکاری و نبود امکانات لازم، فرصت پرداختن به کارهای مفید را از مردم گرفته است. از طرفی وجود سرگرمی های سهل الوصول و غیر مفید و ارضا کننده آنی باعث عدم علاقه عمومی به کتاب خوانی گردیده است. از جمله دسترسی آسان به ماهواره بدون هیچ کنترلی، علاوه بر آن وجود مراکز تفریحی متعدد نیز مزید علت است.

درمجموع کشور الجزایر از جهت کتاب خوانی در سطح متوسط است و اهمیت آن ها به کتاب و کتاب خوانی در درجه اول نیست، البته مشکل زبان هم دارند، چون فرانسوی را بیشتر از عربی می توانند بخوانند. این هم یک مشکل دیگری در عرضه کتاب به زبان عربی در آنجا است . از این رو کتاب های به زبان فرانسوی و غرفه خارجی ها شلوغ تر از کشورهای دیگر بود. غربی ها به ویژه فرانسوی ها آثار فرانسوی را آورده بودند و جدی تر هم بودند. این نشان می دهد که به صورت فعال دنبال حفظ و استمرار منافع خود در آنجا هستند. غرفه ما چون بیشتر در حوزه دین بود، مطالبات و رجوع مردم عادی بیشتر از روشنفکرها و تحصیل‌کرده ها بود. دانشگاهی‌ها چون دنبال منابع اصلی درسی بودند، می‌رفتند غرفه‌هایی که بتوانند آثار فرانسوی و منابع خودشان را تهیه کنند و قشر تحصیل کرده سنتی حوزوی بیشتر به غرفه های عربی زبان می آمدند. همینطور کسانی که دنبال آثار فقهی و تاریخی بودند.

عباسی: در حوزه مسائل اقتصادی، به پایین بودن درآمدها و بالا بودن هزینه ها اشاره کردید؛ با توجه به تأثیر عمیق اقتصاد بر مسائل فرهنگی، دسترسی مردم الجزایر به امکانات زندگی از قبیل: بهداشت ، مسکن، سواد و ارتباطات جاده ای چگونه بود؟

عبدی پور: عرض کردم سطح درآمد مردم پایین است. دولت هم در ایجاد امنیت سرمایه گذاری و جذب سرمایه از دیگر کشورها توفیق چندانی نداشته است. علاوه بر آن مشکلات سیاسی داخلی نیز بخشی از فرصت ها را از آنها گرفته است. قبلا یک نظام و حکومت بسته ای داشته‌اند که به سرمایه گذار خصوصی رغبتی نشان نداده است. اما هم اکنون فضاهایی ایجاد شده و می توان نشانه هایی از رشد پیدا کرد. کارهایی که شروع کرده اند و سرمایه گذاری که به طور زیر بنایی در حال انجام است، امید بخش می باشد. یک هیئت از وزارت نیروی ایران برای بررسی و توافق جهت احداث سد آمده بودند و به تفاهم هم رسیده بودند. این هیئت حتی در مناقصه هم شرکت کرده و برنده شده بودند. امیدهایی ایجاد شده، اما هنوز زندگی مردم در سطح متوسط است. خانه ها کوچک است و هنوز آنچه که ما در مورد یک پایتخت تصور می کنیم آنجا وجود ندارد. به لحاظ جاده سازی هم خیلی عقب هستند. مرم الجزایر باید سال های متمادی کار بکنند تا کشورشان از نظر اقتصادی به شرایط مطلوبی برسد. درگیری های سیاسی، مذهبی هم خیلی به توسعه نیافتگی اش کمک کرده است. نظام فاسد اداری هم مشکل جدی دیگری است که باعث شده تا کارها با کندی و کاهلی پیش رود. در کارشان تعلل زیاد است و سیستم بدنه اداری کشور از داخل فاسد است. از این رو مردم حق خود را به شیوه های خلاف شرع و قانون و منفی مثل رشوه خواری به دست می آورند.

در مجموع به خاطر ارتباط دیرینه با فرانسه و اروپا و قرار گرفتن در منطقه مدیترانه زمینة تحول و پیش رفت برای آن کشور زیاد است. یک مشکل طبیعی – جغرافیایی هم دارد. زیرا بخش وسیعی از آن صحرایی است و محصولی ندارد. با این همه اگر مشکلات سیاسی، امنیتی اش حل شود. بیشتر از این می تواند رشد بکند، هر چند هنوز از کشور مغرب پایین تر است.

عباسی: اگر بخواهیم در الجزایر یک برنامه علمی – فرهنگی مانند همایش مرحوم شرف الدین در لبنان داشته باشیم که همراه با بازتاب و توفیقات باشد، چقدر زمینه اش فراهم است و پیشنهاد شما چه برنامه ای و با چه موضوعی است؟

عبدی پور: من فکر می کنم کار در الجزایر برای ما خیلی مناسب و لازم است منتها باید ابتدا معرفی ایران، قدرت علمی ایران به ویژه در بخش دستاوردهایی که در حوزه علوم تجربی داشتیم. به نظرم ایران شناسی خود موضوع مهمی است و می‌تواند اولین گام باشد. در حوزه فرهنگ نیز بیشتر از همه ایران و تاریخچه و فرهنگ آن اهمیت دارد. مثلاً آنجا از رسم الخط ایران خیلی خوششان می آید، از کارهای تذهیبی ایران، از حافظ و بطور کلی ادب ایران خیلی خوششان می آمد. شاه کارهای سعدی و مولانا را می خواستند به زبان های عربی بشناسند. این امور باید مورد توجه واقع شود که در مرحلة اول به زبان فرانسه یا عربی شعرا و استوانه های ادبی ایران را معرفی بکنیم؛ همینطور تمدن ایران را بشناسانیم. یک سری اقلام فرهنگی که دوستان آورده بودند مردم خیلی آن‌ها را نگاه می کردندو خیلی برایشان جذاب بود که اینها را ببینند. ایران باستان چیزهای دیدنی زیاد دارد. به نظرم در بخش فرهنگی باید از اینجا شروع کرد . ظاهراً قرار است هفته فرهنگی اصفهان در الجزایر، برگزار شود. اگر همراه با نمایشگاه ایران شناسی باشد یکی مؤثر خواهد بود. همینطور در بعد سیاسی باید برنامه ریزی کرد. در کار علمی هم باید رایزنی کرد و با برنامه ریزی برای تجلیل از شخصیت های علمی آنها یا بعضاً دعوت به بعضی جلسات. البته تا جایی که امکان دارد شخصت های آنجا را به ایران دعوت بکنیم. گاهی پیش می آید که حضورشان در ایران زمینه خوبی برای جذب آنها می شود. یک الجزایری به من گفت: من خودم مثل اینها فکر می کردم و نسبت به ایران دید خوبی نداشتم پارسال آمدم ایران و در نمایشگاه بین المللی کتاب شرکت کردم، نظرم در مورد ایران کاملاً عوض شد . باید تا می توانیم شخصیت های علمی و ظرفیت های فرهنگی آنجا را تقویت کنیم . این گونه تعامل لازم است که به صورت جدی انجام گیرد. چون قبلاً از این نوع ارتباط ها نداشتیم بین حوزه های فکری ایران و الجزایر فاصله افتاده است. برای رسیدن به کار فرهنگی مثل آنچه که در مورد شرف الدین انجام شد هنوز فاصله فراوان است و جبهه سَلَفی گری الجزایر با کارشکنی و موضع‌گیری این اجازه را به ما نمی دهد. یعنی مصلحت نیست به این زودی در مسائل اسلامی و اعتقادی به صورت صریح و روشن فعالیتی انجام دهیم. ما در موضوع قرآن می توانیم اقدام کنیم چون ظرفیت هایی وجود دارد و نظر مثبت هم به ما دارند. ولی اگر برویم سراغ نکوداشت رجال و شخصیت های شیعی‌و عقاید مذهب شیعه، کاملاً به بن بست می رسیم.

عباسی: با توجه به تجربه های قبلی در دیگر کشورها نسبت این نمایشگاه با موارد مشابه در سایر کشورها را چگونه ارزیابی می کنید؟

عبدی پور:  اهدافی که در نمایشگاه الجزایر به آن ها دسترسی پیدا کردیم جزء اولویت های اول نیست. اگر چند تا نمایشگاه بین المللی را در نظر بگیریم، الجزایر می تواند در ردیف هشتم یا نهم قرار گیرد. مثلاً اگر این نمایشگاه را مقایسه کنیم با نمایشگاه در آلمان و انگلستان یا دیگر کشورهای اروپایی و یا کشورهای عربی – اسلامی، این نمایشگاه در ردیف هشتم یا نهم است. قطعاً نمایشگاه مصرولبنان خیلی بهتر است. حتی اگر در کشورهای حاشیه خلیج فارس  باشد، مسئولین و هیئت های علمی بیشتری شرکت می کنند و علاقه‌مند هستند که خودشان هم حضور داشته باشند. الجزایر فاقد این جایگاه است. نه اینکه خیلی خیلی ضعیف بود، بلکه متوسط بود. به لحاظ نوع اطلاع رسانی، اینترنت و امکان  ایمیل مناسب نداشتند ، هزینه های تلفن بالا بود و سیستم ارتباطات تلفنی و نمابر آن کشور هم با کشورهای واسطه انجام می گرفت. خود همین باعث شده بود که خیلی از کشورها و مؤسسات خصوصی آن ها از نمایشگاه الجزایر بی اطلاع باشند. در صورتی که مصر یا تونس در این گونه امور، زودتر اطلاع رسانی می‌کنند. رسانه هایشان هم بیشتر به این کار اهمیت می دهد. الجزایر به خاطر مسائل داخلی که دارد، فاقد ابزار لازم برای این گونه کارهای فرهنگی است . عنوان نمایشگاه کتابت و آزاد اندیشی بود، اما عملاً ما آن را نمی دیدیم. واقعاً و عملاً این طور نبود که عقایدگروه های دیگر پیروان مذاهب دیگر آنجا بتوانند حضور پیدا کنند. چون فضای بخش علمی حوزوی و دینی در آن کشور دست سَلَفی ها بود، فشارهای زیادی می آوردند. اما نباید میدان را رها کرد، الجزایر سهم خودش را دارد و هم اهمیت خودش را دارد . باید حضور پیدا کرد. مهم این است که نگاه مردم به ما خیلی مثبت است . روحیه انقلابی و انقلابی گری در آنجا خیلی مشهود است. به نظرم همین ها ضرورت جامعه شناسی و ظرفیت شناسی را بالا می برد. و باید انجام بگیرد اگر این‌کارهای مقدماتی و مطالعات جامعه شناسی و ظرفیت شناسی و ظرفیت سازی صورت بگیرد آن وقت با چشم بیدار و دست پر در آنجا می توانیم فعالیت مؤثر داشته باشیم .

کلام آخر اینکه: نفس حضور ایران بعد از چهارده سال خیلی تأثیر مثبتی گذاشته بود. افرادی که می‌آمدند دوست داشتند یک نگاهی بکنند، حتی اگر کتاب هم نمی‌خریدند، می خواستند ببینند ایران چه آثاری آورده است و با چه اهدافی آمده است ونیز از ایران خبر می گرفتند. ما این کنجکاوی را در الجزایری ها می دیدیم، و از قبل هم بوده است . به نظرم برای یک حرکت فرهنگی، زمینه بسیار مغتنم است و باید از آن استفاده کرد. از طرفی الجزایر هم مانند مراکش ، تونس و موریتانی از جمله کشورهایی است که شیعیان و علاقه مندان اهل البیت زیادی در آنجا حضور دارند و به طور پراکنده زندگی می کنند. بسیاری از سادات در آنجا خود را به حسن مثنی فرزند امام حسن منتسب می کردند.

 

ضمیمه (1)

حضور در برنامه های تکریمی

برنامج التکریمات

مالک حدّاد           31/10/2006           الساعة الثانیة زوالا

رضا حوحو          01/11/2006           الساعة الثانیة زوالا

رشید میمونی       02/11/2006           الساعة الثانیة زوالا

عمّار بلحسن        03/11/2006           الساعة الثانیة زوالا

أحمد زبانة           06/11/2006           الساعة الثانیة زوالا

محمد آغابوعیاد    04/11/2006           الساعة الثانیة زوالا

الطاهر جاووت     06/11/2006           الساعة الثانیة زوالا

أندری مندوز      07/11/2006           الساعة الثانیة زوالا

جاک شاربی          07/11/2006           الساعة الثانیة زوالا

عثمان بالی           09/11/2006           الساعة الثانیة زوالا

 

دعوة

یسعد إتحاد الناشرین التونسیین دعوتکم لحضور حفل الاستقبال الذی ینظّمه بجناح تونس (القاعة المرکزیة) و دلک یوم الاربعاء 08/11/2006 علی الساعة الرابعة و النصف مساء.

کما یسعده دعوتکم لحضور محاضرة الدکتور – علی الصولی – حول

رهانات الترجمة فی العالم العربی

باملقهی الثقافی بالقاعة ( C ) علی الساعة الثالثة.

المعرض الدولی للکتاب

السید النوری عبید

السید علی الفندری


ضمیمه (2)

مراکز مهم علمی که در نمایشگاه حضور داشتند.

-      مرکز الدراسات التاریخیة

-      مرکز البحث حول تاریخ الحرکة الوطنیة و ثورة أول نوفمبر  

-      مؤسسة الامیر عبدالقادر 

-      مؤسسة المقرانی 

-      مؤسسة مفدی زکریا 

-      مؤسسة مشعل الشهید 

-      متحف البباردو 

-      متحف المجاهد 

-      المتحف الوطنی للسترات 

-      المرکز الثقافی الاسلامی 

-      جمعیة العلماء المسلمین (این یادسین المؤسس) 

-      الجمعیة الوطنیة للزوایا: 

1- (مجال التوصف). 

2-الجمعة الوطنیة للزوایا الطریقیة. 

3- الجمعة الوطنیة للزوایا تدریس القران الکریم و تحفیظه. 

-      المجلس الاعلی للغة العربیة (التراث الثقلفیی _ الادبی، الفلسفی ...)،

-      مرکز بحوث‌‍‌‌:

1- الفرنسی

2- الایطالیی

3- الالمانی

4- البریطانی


ضمیمه (3)

آدرس و شماره تماس مراکز علمی

1- المکتبة الوطنیة

المدیر العام: السید الامین الزوای

الهاتف المباشر: 44- 95- 67- 021

الفاکس: 4067- 021

العنوان: ص _ ب _ رقم 127 الجزائر

2- الاتحاد الوطنی للزوایا الجزائریة

الرئیس: الدکتور محمد عمر شعلال

الهاتف المباشر:  02- 76 39- 072

الفاکس: 30- 85- 21- 045

العنوان: ص _ ب _ 84 حیدرة الجزائر.

أوحی 5 جویلیة  عمارة 30 رقم 10 مستغانم

3- مؤسسة مفدی زکریا

الرئیس: سلیمان الشیخ

المساعد: السید جابر بعمارة الهاتف المباشر 04- 96- 04092

الهاتف المباشر: 90 00- 88-007./

الفاکس: 90- 54- 21- 021

العنوان: مؤسسة مفدی زکریا حی الموز اقامة 257 مسکن عمارة 2/13

محل ف – 3- باب الزوار 16311 الجزائر.

4- مؤسسة الامیر عبدالقادر

الرئیس: السید محمد بوطالب

الهاتف فاکس: 56- 49-69-521

العنوان: 6  شارع یحیی بلحیاة حیدرة _ الجزائر.

5- المجلس الاعلی للغة العربیة

الرئیس: محمد العربی ولد خلیفة

الهاتف المباشر:08- 76_ 021

الفاکس: 07 07- 23- 021

العنوان: ص _ ب_ 575  دیدوش مراد الجزائر

6- المجلس الاسلامی الاعلی

الرئیس: أبو عمران الشیخ

الهاتف  المباشر: 43 – 54 _ 91_ 021.

الفاکس: 36- 54- 91- 021

العنوان: 9 نهج 11 دیسمبر 1960 بن عکنون الجزائر

7- الدیوان الوطنی للمطبوعات المدرسیة تابع لوزارة التربیة الوطنیة

المدیر العام: السید لاغام لحسن

الهاتف المباشر: 30_ 02_ 30_ 021

الفاکس: 39- 02- 30- 021

العنوان: ص _ ب 121 واد الرمان العاشور الجزائر.

8- الدیوان الوطنی للمطبوعات الجامعیة تابع لوزارة التعلیم العالی و البحث العلمی.

المدیر العام: لخشب نور الدین

الهاتف المباشر: 14- 23- 91- 021.

الهاتف: 51- 21- 91- 021- 70- 16- 91- 021/14- 23- 91- 021

الفاکس: 81- 21- 91- 021.

العنوان: 1 الساحة المرکزیة بن عکنون – الجزائر


ضمیمه (4)

نمونه‌ای از آثار درخواستی مراجعه کنندگان

_ کتب تعلیم اللغة الفارسیة:

-کتب الخط الفارسی.

-قاموس (فارسی – عربی)

- أشرطة الروادید  الحسینین

-أشرطة أفلام (مریم المقدسة _ الامام الرضا ...)

-کتب فقهیة باللغة الفرنسیة لمختلف العلماء خاصة الخمینی (قدس سره)

-کتب الحضارة الایرانیة خاصة الزخرفة _ الاعمال الیدویة.

-کتب و دیگر آثار دکتر شریعتی

-کتب تفسیری

-کتب اصولی

-کتب و آثار امام خمینی(ره)

-مفاتیح _ صحیفه سجادیه _ استفاءت امام خمینی(ره)

-احادیث ائمه – حیاة ائمه

-کتب ادعیة

-کتب در خصوص ایران شناسی

-کتب فلسفی _ عرفانی

-قانون و دستور – قانون اساسی ایران

-آثار ادبی خیام _ حافظ و ...



[1] - ایشان گفت مسئولیت برگزاری نمایشگاه در الجزایر به عهده موسسه الرطنیة لاتصال النشر و الاشهار است و برای هر موضوعی شما می توانید غرفه بگیرید و در نمایشگاه شرکت کنید. مشروط بر اینکه از قبل با ما هماهنگ شوید.