عبدی پور:شیعه ادبیاتی مورد پذیرش برای همه ادیان را به کار گیرد/برخی تلاش کرده‌اند از باور مهدوی به عنوان ابزاری درعرصه سیاست استفاده کنند/اقتصاد اسلام
30 بازدید
مصاحبه کننده : گفنگو با شفقنا
محل مصاحبه : پژوهشگاه علوم و فرهنگ ‏اسلامی
نحوه تهیه : فردی
محل انتشار : خبرگزاریشفقنا
تاریخ نشر : Aug 17 2013 12:00AM
تعداد شرکت کننده : 0

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4

جمعه, 25 مرداد 1392 ساعت 11:46

عبدی پور:شیعه ادبیاتی مورد پذیرش برای همه ادیان را به کار گیرد/برخی تلاش کرده‌اند از باور مهدوی به عنوان ابزاری درعرصه سیاست استفاده کنند/اقتصاد اسلامی باید انسان مضطرب امروز را به آرامش برساند

عبدی پور:شیعه ادبیاتی مورد پذیرش برای همه ادیان را به کار گیرد/برخی تلاش کرده‌اند از باور مهدوی به عنوان ابزاری درعرصه سیاست استفاده کنند/اقتصاد اسلامی باید انسان مضطرب امروز را به آرامش برساند

یک کارشناس مسائل دین و سیاست گفت: در دوران کنونی کارکرد حوزه‌های علمی و دینی در پژوهش و تبلیغ و آموزش خلاصه نمی‌شود بلکه باید در نقش یک پایگاه تمدنی به فرهنگ‌سازی بپردازند.

به گزارش خبرنگار شفقنا در قم، با ظهور انقلابی مبتنی بر اسلام و شکل‌گیری حکومتی دینی برآمده از مردم برای مردم، گفتمان تمدنی ایرانی و اسلامی در قالب تمدنی نوین احیا شد و ایران پس از انقلاب در مقام عمل بعد از سابقه 2500 سال نظام شاهنشاهی بستری را به وجود آورد که فرهنگ و تمدن اسلام و ایران را احیا کرد؛ در واقع فرصتی به وجود آمد که ملت هم تمدن ایرانی خود را بشناسند و در قالب اسلام آن را پیاده کنند و علاوه بر این تمدن شکوهمند فراگیر اسلامی را نیز احیا کند.
ایرانیان نقش مهمی در گسترش اسلام داشتند؛ در دوره عباسی از نظر امور دیوانی، دیوان مالی، صدارت  در امور لشکری و کشوری، مشاورت و در مقاطعی در مقام مدیریتی افرادی با ملیت ایرانی عهده‌دار کارها بودند و از نظر فرهنگی هم دانشمندانی که در حوزه‌های مختلف دانش صاحب‌نظر بودند و توانمندی‌های ویژه‌ای داشتند در رشد تمدن اسلامی نقش مهمی ایفا کردند.
اسلام توانست تمدن‌هایی چون تمدن ایرانی را بپذیرد و با نگاهی معناگرا و هدفمند علوم مختلف را احیا کرد؛ امروز پس از سال‌ها از افول آن تمدن باشکوه، ایران پس از انقلاب توانست زمینه احیاگری آن را فراهم سازد بنابراین می‌توان گفت انقلاب اسلامی یکی از عوامل تاثیرگذار در احیای تمدنی و تمدن‌سازی بوده و حقیقت این است که انقلاب، به منظور مقاومت و ایستادگی در برابر غرب انسان محور و معنویت گریز ماده باور چاره‌ای جز تمدنی اندیشیدن و عملکرد تمدنی را نخواهد داشت.
نظام فکری و معرفتی اسلام که تولیدکننده دانش بوده و هست نیازمند مراکزی دین‌پژوه همچون حوزه‌های علمیه است که به عنوان یکی از کانو‌های دانش و فرهنگ شناخته شده‌اند و از گذشته تاکنون پایه‌گذار علوم چند منظوره بوده است؛ بسیاری از فلاسفه ایرانی و مسلمان در علوم مختلفی چون فقه، جغرافیا، طب و نجوم دارای تخصص بودند.
بر همین اساس گفت‌وگویی با حسن عبدی‌پور، کارشناس مسائل دینی و سیاسی داشته‌ایم که مشروح آن را در زیر می‌خوانید.
شفقنا: حوزه‌های علمی شیعی چه نقشی در تمدن‌سازی اسلامی دارند و چه انتظاری از آنها می‌رود؟
عبدی‌پور: انتظار ما از مراکز حوزوی و دین‌پژوهی این است که در عرصه تمدن‌سازی نقش‌آفرین باشند زیرا در دوران

جمعه, 25 مرداد 1392 ساعت 11:46

عبدی پور:شیعه ادبیاتی مورد پذیرش برای همه ادیان را به کار گیرد/برخی تلاش کرده‌اند از باور مهدوی به عنوان ابزاری درعرصه سیاست استفاده کنند/اقتصاد اسلامی باید انسان مضطرب امروز را به آرامش برساند

عبدی پور:شیعه ادبیاتی مورد پذیرش برای همه ادیان را به کار گیرد/برخی تلاش کرده‌اند از باور مهدوی به عنوان ابزاری درعرصه سیاست استفاده کنند/اقتصاد اسلامی باید انسان مضطرب امروز را به آرامش برساند

یک کارشناس مسائل دین و سیاست گفت: در دوران کنونی کارکرد حوزه‌های علمی و دینی در پژوهش و تبلیغ و آموزش خلاصه نمی‌شود بلکه باید در نقش یک پایگاه تمدنی به فرهنگ‌سازی بپردازند.

به گزارش خبرنگار شفقنا در قم، با ظهور انقلابی مبتنی بر اسلام و شکل‌گیری حکومتی دینی برآمده از مردم برای مردم، گفتمان تمدنی ایرانی و اسلامی در قالب تمدنی نوین احیا شد و ایران پس از انقلاب در مقام عمل بعد از سابقه 2500 سال نظام شاهنشاهی بستری را به وجود آورد که فرهنگ و تمدن اسلام و ایران را احیا کرد؛ در واقع فرصتی به وجود آمد که ملت هم تمدن ایرانی خود را بشناسند و در قالب اسلام آن را پیاده کنند و علاوه بر این تمدن شکوهمند فراگیر اسلامی را نیز احیا کند.

ایرانیان نقش مهمی در گسترش اسلام داشتند؛ در دوره عباسی از نظر امور دیوانی، دیوان مالی، صدارتدر امور لشکری و کشوری، مشاورت و در مقاطعی در مقام مدیریتی افرادی با ملیت ایرانی عهده‌دار کارها بودند و از نظر فرهنگی هم دانشمندانی که در حوزه‌های مختلف دانش صاحب‌نظر بودند و توانمندی‌های ویژه‌ای داشتند در رشد تمدن اسلامی نقش مهمی ایفا کردند.

اسلام توانست تمدن‌هایی چون تمدن ایرانی را بپذیرد و با نگاهی معناگرا و هدفمند علوم مختلف را احیا کرد؛ امروز پس از سال‌ها از افول آن تمدن باشکوه، ایران پس از انقلاب توانست زمینه احیاگری آن را فراهم سازد بنابراین می‌توان گفت انقلاب اسلامی یکی از عوامل تاثیرگذار در احیای تمدنی و تمدن‌سازی بوده و حقیقت این است که انقلاب، به منظور مقاومت و ایستادگی در برابر غرب انسان محور و معنویت گریز ماده باور چاره‌ای جز تمدنی اندیشیدن و عملکرد تمدنی را نخواهد داشت.

نظام فکری و معرفتی اسلام که تولیدکننده دانش بوده و هست نیازمند مراکزی دین‌پژوه همچون حوزه‌های علمیه است که به عنوان یکی از کانو‌های دانش و فرهنگ شناخته شده‌اند و از گذشته تاکنون پایه‌گذار علوم چند منظوره بوده است؛ بسیاری از فلاسفه ایرانی و مسلمان در علوم مختلفی چون فقه، جغرافیا، طب و نجوم دارای تخصص بودند.

بر همین اساس گفت‌وگویی با حسن عبدی‌پور، کارشناس مسائل دینی و سیاسی داشته‌ایم که مشروح آن را در زیر می‌خوانید.

شفقنا: حوزه‌های علمی شیعی چه نقشی در تمدن‌سازی اسلامی دارند و چه انتظاری از آنها می‌رود؟

عبدی‌پور: انتظار ما از مراکز حوزوی و دین‌پژوهی این است که در عرصه تمدن‌سازی نقش‌آفرین باشند زیرا در دوران کنونی کارکرد حوزه‌های علمی و دینی در پژوهش و تبلیغ و آموزش خلاصه نمی‌شود بلکه باید در نقش یک پایگاه تمدنی به فرهنگ‌سازی بپردازند. یکی از امور اثرگذار و بنیادین انقلاب اسلامی این است که ابتدا باید اصول و مبانی خود را در قالب بازسازی اندیشه دینی در ایران معاصر و تاثیر آن بر بازیابی تمدن اسلامی تبیین کند بدین معنا که بررسی تفکر دینی در چارچوب دو مقوله نسبت دین و سیاست و نیز انتظار فرج در ایران معاصر صورت گیرد تا تاثیر آن بر تمدن اسلامی مشخص شود.

شفقنا: در تفکر شیعی چه نسبتی میان دین و سیاست وجود دارد؟

عبدی‌پور: در نسبت دین و سیاست با توجه به فقه سیاسی شیعی اموری به عنوان مسلمات وجود دارد؛ مناسبات فرد و دولت در اسلام حول محور شریعت شکل می‌گیرد و دیگر اینکه تحقق احکام شرعی نیز در سایه تشکیل حکومت صورت می‌گیرد و در این نوع از نظام حکومتی دین و دنیا، دین و سیاست، دنیا و آخرت و ماده و معنا مکمل و لازم و ملزوم یکدیگر هستند لذا سیاست بدون شریعت مانند جسم بدون روح است.

اسلام از چنان جامعیتی برخوردار است که روابط میان عقل و دین، دین و سیاست، دین و دنیا، فرد و دولت و شریعت را برقرار می‌کند؛ در فقه سیاسی معاصر شیعی که بناست در حوزه تمدن‌سازی اسلامی فعال باشد، نسبتی تعاملی میان سیاست و شریعت وجود دارد و دولت‌ها زمینه‌ساز تمدن بزرگ اسلامی هستند.

عقیده شیعه این است که احیای تمدن بزرگ اسلامی باید در قالب حکومت صورت بگیرد؛ یکی از مشکلاتی که به نظر می‌رسد در ایران پس از انقلاب اسلامی با آن روبرو هستیم این است که پس از تدوین قانون اساسی دولت‌هایی بر سر کار آمدند و برنامه‌های مختلفی را ترسیم و اجرایی کردند اما هیچ‌ یک از این برنامه‌ها ناظر به یک رویکرد تمدنی نبوده‌اند یا اینکه مدل‌های پیشرفت به صورت کامل در این زمینه طراحی نشدند.

پس از انقلاب اسلامی کشورهایی چون مالزی و ژاپن به عنوان الگوهای توسعه‌ای مورد توجه قرار گرفتند غافل از اینکه ما نمی‌توانیم صرفاً به بعد تمدنی پیشرفت بنگریم بلکه باید ظرفیت‌ها و ابعاد فرهنگی را نیز در دستور کار قرار دهیم زیرا تمدن معمولا به پیشرفت‌های مادی اطلاق می‌شود و در این میان بعد فرهنگی که در واقع بعد انسانی و معنایی آن است باید در قالب حکومت و با نگاهی جامع مورد توجه قرار گیرد؛ به دلیل اینکه در ایران تجربه حکومت اسلامی وجود نداشت امروزه باید مهندسی جامعی صورت گیرد و عدم موفقیت دولت‌های مختلف تاکنون در زمینه تمدن‌سازی را جبران نماییم. در شرایط کنونی رهبر معظم انقلاب ناچاراً خود علم احیای تمدن اسلامی را بر دوش گرفته‌اند و معتقدند که باید ابتدا مفاهیم و معانی نرم‌افزاری این امر را به خوبی تعریف و ترسیم کنیم و پس از آن به نظام‌سازی بپردازیم تا تحول به صورت واقعی اتفاق بیفتد. دانشگاه‌ها و حوزه‌های علمیه در کنار سازمان‌های مختلف به ویژه در حوزه اقتصاد و فرهنگ باید تغییرات بنیادین داشته باشند تا پیشرفت مبتنی بر تمدن‌سازی اسلامی تحقق یابد.

پیشرفت در حوزه اقتصاد اسلامی باید انسان مضطرب امروز را به آرامش برساند وگرنه سرگرم شدن مردم به رقابت‌های اقتصادی مطلوب اسلام نبوده و شایسته نیست زیرا دین عقیده دارد بشر باید ابتدا به وظایف معنوی خود بپردازد چرا که جوهره فرهنگتفکر ،معرفتشناسی ، هستی شناسی است و در کنار آن، آنچه مورد نیاز مادی اوست هم تامین شود.

امروز در صحنه سیاست و عرصه احزاب هم به دلیل اینکه نتوانسته‌ایم مسائل اصولی و مبانی خود را به خوبی استخراج کنیم دچار اختلاف و برداشت‌های گوناگون از آموزه‌های اسلامی و پیام‌های انقلاب شده‌ایم و این اختلاف برداشت و سلیقه‌ها در حوزه‌های دیگری هم وارد شده و هر روز هم انشعابات حزبی و گروهی بیشتر می‌شوند و در این حالی است که اسلام با هدف تضارب آراء نظرات خود را بیان می‌کند اما نمی‌توان بدون ایجاد وحدت میان آراء به تکثر فکر و اندیشه پرداخت بنابراین باید اشتراک نظر بر سر اصول و مبانی را گسترش داده و پس از تئوری‌پردازی به مشخص کردن تاکتیک‌ها و استراتژی‌ها همت گمارد.

شفقنا: موضوع انتظار و فرج چه جایگاهی در راهبرد سیاسی شیعه دارد؟

عبدی‌پور: «تاثیر انتظار فرج و امید به آینده ای روشن در احیای تمدن اسلامی» موضوعی است که در تمدن‌سازی اسلامی باید مورد توجه قرار گیرد. در تمدن اسلامی و بر اساس مجوزی که فقهای بزرگ مانند امام راحل صادر کرده‌اند، حکومت جمهوری اسلامی در واقع زمینه‌ساز قیام مهدوی بوده و ولی فقیه نیز نائب عام حضرت ولی عصر(عج) هستند.

با توجه به تغییرات وسیعی که در حوزه حکومت به وجود آمده نمی‌توان مدل حکومتی پیامبر اکرم(ص) را به صورت عینی در حال حاضر اجرایی کرد و اگر حضرت امروز در قید حیات بودند شرایط زمان و مکان را در نظر می‌گرفتند و این امر جزو سیره اهل بیت(ع) هم بوده است؛ می‌توانیم مفاهیم و ارزش‌های اصلی حکومت حضرت پیامبر(ص) استخراج کرد زیرا امام زمان(عج) نیز سنت رسول اکرم(ص) را در قالبی جدید احیا می‌کنند.

امروزه متاسفانه عده‌ای سلفی یا به تعبیر دیگری وهابیون تنها سخن از بازگشت به سنت پیامبر(ص) می‌گویند و بر این عقیده هستند که اسلام دچار انحراف شده و باید به مسیر اصلی خود بازگردد؛ این عقیده در نگاه نخست صحیح است و دانشمندان مسلمان و شیعه نیز بر این امر صحّه گذاشته‌اند؛ اما حقیقت این است که نمی‌توان وضعیت زمان حضرت محمد(ص) را مشابه‌سازی کرد زیرا آن حضرت در امور جزئی و مدنی نیز وارد شده بودند؛ امروز که اسلام در معرض قضاوت ادیان و تمدن‌های دیگر است باید جامعیت این دین را تبیین کرد بنابراین برداشت ظاهری از آیات و روایات و جلوگیری از تاویل و تفسیر و برداشت های عقلانی و مخالفت صریح باعقل کار شایسته‌ای نیست که هم‌اکنون توسط سلفی‌ها صورت می‌گیرد.

عقل همواره جزو منابع اجتهاد بوده و نباید از حوزه تفسیر حذف شود به همین دلیل شیعه معتقد است حکومتی آرمانی وجود دارد که مورد توجه مذاهب اسلامی نیز بوده است؛ فرقه‌های مختلف شیعی و اهل تسنن برداشتی مشترک از حوزه مفهومی مهدویت دارند و معتقدند روزی شخصی از نسل پیامبر(ص) خواهد آمد و زمین را از عدل و داد پر می‌کند هنگامی که پر از ظلم و جور شده است. در این بین شیعیان معتقدند که مهدی(عج) موعود موجود بوده و سنی‌ها به مهدی نوعی باور دارند. بر اساس تفکری که حکومت مهدوی را باور دارد قرار است منجی موعود حکومتی آرمانی را بنا نهد و اسلام حداکثری را پی‌ریزی می‌کند.

شفقنا: جنبش‌های مهدوی در طول تاریخ و در میان مسلمانان همواره وجود داشته‌اند. ریشه این ادعاها و انگیزه‌های مدعیان مهدویت چه بوده است؟

عبدی‌پور: در طول تاریخ جنبش‌هایی با موضوع مهدویت شکل‌ گرفته‌اند که حتی برخی از آنها نظام‌های سیاسی خاصی را هم تشکیل داده‌اند و بعضی هم اشکال بی‌طرفانه داشته‌اند؛ جدال پیوسته میان عدالت و بی‌عدالتی همواره وجود داشته و برخی تلاش کرده‌اند از باور مهدوی به عنوان ابزاری در عرصه سیاست استفاده کنند و امروز هم به صورت جریان‌های انحرافی در سراسر جهان اسلام نمونه آنها دیده می‌شود.

اندیشه مهدوی از مفاهیم موثر قرآنی، روایی، کلامی و سیاسی و نیز از ارکان تاریخ اسلام است که در فرهنگ و تمدن مسلمانان جایگاه ویژه‌ای دارد؛ موعودگرایی در شرق و غرب جهان اسلام موجب همزیستی ملل منتظر ظهور شده و این امر ریشه‌ای سنتی دارد به عنوان نمونه در مغرب اسلامی مسأله منجی‌گرایی به گفتمانی فراگیر میان مسلمانان، مسیحیان و پیروان سایر ادیان شده که در مباحث آخرالزمان‌شناسی قابلیت بررسی دارد زیرا پیروان همه فرقه‌ها حتی غیر آسمانی هم قائل به موعودگرایی هستند هرچند در تعریف این عقیده تفاوت‌هایی دارند.

حقیقت این است که همه انسان‌های روی کره زمین منتظر نجات‌بخش نهایی هستند و یکی از عوامل این عقیده بی‌عدالتی‌هایی است که حکومت‌ها در حق مردمان یا گروهی از مردم در حق دیگران روا داشته‌اند؛ وعده الهی نیز بر این است که زمین روزی پر از عدل و داد خواهد شد.

نخستین تجربه پیدایش دولت بر اساس تفکر مهدویت در غرب اسلامی روی داد؛ غرب اسلامی در واقع آزمایشگاه واقعی مهدویت و نمونه جاذبه، دافعه، تحیر و گمراهی از سوی مهدی معلوم در روایات بوده است؛ ابن جوزی درباره گروه‌های مدعی مهدویت در غرب و شرق می‌گوید: «یم خرقون بالمهدی/ آنها در مورد مهدی دچار گمراهی شدند و به بیراهه رفتند».

از نیمه نخست قرن اول هجری امواجی از ادعاهای مهدویت از مدینه آغاز شد و سپس این مدعی‌گرایی بسیاری از نقاط شرق و غرب را درنوردید و بسیاری از اثرات این ادعاها در مغرب اسلامی بر جای گذاشته شد. مردم غرب اسلامی در مفهوم مهدویت بیش از سایر نقاط در مسأله مهدویت دچار حیرت بودند و این امر موجب انکارهای زیادی نیز شد و با ظهور ده‌ها مهدی، جایی برای طرح غیبت آن حضرت باقی نماند و فضا برای سوء استفاده از اخبار مهدوی فراهم شد.

مشاهده می‌کنیم که خلاء به وجود آمده در اوایل غیبت که موجب تحیر شیعیان شد جریانی فکری در تشیع به نام اسماعیلیه از این فرصت استفاده می‌کند و با نگاهی سیاسی اندیشه خود را گسترش می‌دهد؛ اسماعیلیه با زمینه‌سازی‌های فراوان و تشکیلات گسترده‌ای که داشتند فردی به نام «عبیدالله مهدی» را بر آن وا داشتند که ادعای مهدویت کرده و ظهور خود را اعلام کند، همین فرد نخستین خلیفه فاطمیان شد و بعدها در دولت موحدون و حفصیان نیز افرادی به نام مهدی ظهور می‌کنند و حکومت‌هایی را تشکیل می‌دهند؛ در داخل حکومت عباسیان هم برخی مدعیان مهدویت دیده می‌شوند که هدف آنها مشروعیت‌بخشی به حکومت و منسوب شدن به خاندان پیامبر اکرم(ص) بوده است تا جایگاه خود را در جامعه تحکیم بخشند.

مهدویت در آن دوران فراگیر شد و دلیل این امر نیز شرایط و بسترهای زمینه‌ساز برای ظهور منجی موعود بود؛ شعار عدالت‌گرایی و تحقق عدالت اجتماعی یکی از عوامل تقویت این امر بوده است. امروز هم جریان‌هایی وجود دارند که به ویژه در کشور عراق ظهور کرده‌اند و در ایران پس از انقلاب نیز مدعیانی دیده می‌شوند و در این در حالی است که امام خمینی(ره) نگاهی جدید به مقوله مهدویت را در ایران ایجاد کردند. ایشان قائل بودند که مهدویت سراسر پویایی و تحرک است و این بر خلاف اندیشه‌ای بود که انجمن حجتیه آن را تبلیغ می‌کرد؛ تشکیل حکومت اسلامی به عنوان پیش‌زمینه ظهور مهدی(عج) یکی از ابعاد نظریه امام راحل بود زیرا در سایه این نوع حکومت زمینه دین‌باوری مردم و تعلیم و تعلم معارف اسلامی بیشتر می‌شود و در صحنه سیاسی نیز شاهد کارساز بودن تفکر شیعی خواهیم بود.

به گفته یکی از اندیشمندان مسلمان فرهنگ انتظار در حقیقت همان فرهنگ اعتراض است زیرا شیعیان هیچ‌گاه به وضعیت موجود قانع نبوده و به دنبال حکومت آرمانی مهدوی هستند.

شفقنا: نقش جریان‌های انحرافی در شرایط کنونی چیست و چرا اینگونه جریان‌ها فزونی یافته‌اند؟

عبدی‌پور: امروز جریان‌های انحرافی سعی می‌کنند بخش‌های منفی مسأله مهدویت را پیش ببرند؛ درباره این‌گونه فعالیت‌ها باید گفت تبیین صحیح اندیشه مهدویت و معرفی آسیب‌های آن بهترین راهکار برای مقابله است. مدعیان دروغین می‌توانند از این نوع جریان‌ها سوء استفاده کنند در حالیکه شناخت آسیب‌ها مانع از فعالیت آنها خواهد شد. شیعه مسأله نیابت خاص را در دوران غیبت کبری قبول ندارد؛ ادعاهای برخی افراد مبنی بر ارتباط با حضرت بر اساس دستوری که از بزرگان به ما رسیده کذب است و حتی عالمان شاخص و عارفی که بعضاً نمونه‌هایی از دیدارهای آنها با امام زمان(عج) قطعیت داشته هیچ‌گاه اجازه بیان آنها را نمی‌دادند یا قضیه را انکار می‌کردند.

امام خمینی(ره) با همه خدمات بزرگی که انجام داد هیچ‌گاه از مفهوم مهدویت سوء استفاده نکردند و به دیگران نیز اجازه چنین کاری را نمی‌دادند؛ تبیین مفهوم مهدویت توأم با بیان آسیب‌ها از اهمیت ‌ویژه‌ای برخوردار است. عامه مردم باید ریشه‌های پیدایش مدعیان دروغین را که به دنبال اهداف خاصی هستند بشناسند و بدانند که مهدویت و فرهنگ انتظار غیر از این نیست که باید به احکام شریعت عمل و از مراجع عظام تقلید کرد.

وجود حضرت مهدی(عج) دارای برکاتی است که به همه عالم هستی می‌رسد زیرا ایشان واسطه فیض الهی بوده و همه مخلوقات از این وساطت بهره می‌برند؛ آن حضرت حکومتی فراگیر را تشکیل خواهند داد بنابراین باید از افکار انحرافی مانند چله‌نشینی یا سوءاستفاده‌های سیاسی به سمت بسترسازی برای قیام مهدوی و تمدن‌سازی اسلامی گام برداشت.

شیعه باید امروز ادبیاتی مورد پذیرش برای همه ادیان را به کار گیرد و به گونه‌ای سخن بگوید هیچ‌یک از فرق و مذاهب اسلامی از مکتب اهل بیت(ع) رنجیده خاطر نشوند بلکه خود را جزو مشارکت‌کنندگان در حکومت مهدوی بدانند و زیر سایه این نوع نظام قرار گیرند؛ این امر بر اساس اشتراکات و تصورات یکسان در مورد مسأله مهدویت محقق می‌شود زیرا مفهوم مهدویت نقطه اشتراک همه ادیان و مذاهب است. همگرایی و هم‌افزایی در این حوزه زمینه اصلی قیام مهدوی را فراهم می‌کند.

شفقنا: چگونه می‌توان از ظرفیت فرهنگ انتظار در پیشبرد تمدن‌سازی اسلامی استفاده کرد؟

عبدی‌پور: یکی از شرایط ظهور مضطر شدن همه انسان‌ها و ناامیدی همه ادیان و مذاهب از مدیریت جهان است؛ این اندیشه که حکومت‌ها و جریان‌هایی با اهداف سیاسی یا انحرافی و به نام مهدویت شکل بگیرند جزو آسیب‌های مسأله مهدویت بوده و در حوزه بررسی بسترسازی برای قیام آخرالزمانی می‌توان به آنها پرداخت.

توجه به عوامل و زمینه‌های مثبت مهدویت موجب وحدت میان شیعه و سنی شده و از این بستر می‌توان همه ملل مستضعف و ادیان توحیدی را به وسیله دردهای مشترک گرد هم آورد زیرا بسیاری از حکومت‌ها ظلم‌هایی را به مردم روا داشته‌اند و به نام قانون به استثمار دیگران می‌پردازند به همین دلیل تحقق تشکیل حکومتی دادگستر و عادل جزو آرزوهای همه ملل بوده و می‌توان از این ظرفیت به خوبی به نفع تشیع بهره‌برداری کرد.

حضرت ولی عصر(عج) هیچ‌گاه بر خلاف قرآن و سنت سخن نمی‌گوید و نمی‌توان احکام را به شیوه‌های دیگری تفسیر کرد ضمن اینکه حضرت نگاهی فراگیر داشته و برای همگان دعا می‌کنند و منتظر هستند زمینه ظهور فراهم شود بنابراین مهدویت مفهومی بسیار انرژی‌زا بوده و باید برخورد صحیحی با آن داشت؛ مقابله با جریانات انحرافی و استفاده از این ظرفیت برای تعامل با پیروان سایر مذاهب و ادیان با تکیه بر ادبیات صحیح توأم با ادب و اخلاق اسلامی جزو وظایف شیعیان در شرایط کنونی است.

انتهای پیام

www.shafaqna.com/persian

گالری تصاویرکنونی کارکرد حوزه‌های علمی و دینی در پژوهش و تبلیغ و آموزش خلاصه نمی‌شود بلکه باید در نقش یک پایگاه تمدنی به فرهنگ‌سازی بپردازند. یکی از امور اثرگذار و بنیادین انقلاب اسلامی این است که ابتدا باید اصول و مبانی خود را در قالب بازسازی اندیشه دینی در ایران معاصر و تاثیر آن بر بازیابی تمدن اسلامی تبیین کند بدین معنا که بررسی تفکر دینی در چارچوب دو مقوله نسبت دین و سیاست و نیز انتظار فرج در ایران معاصر صورت گیرد تا تاثیر آن بر تمدن اسلامی مشخص شود.

شفقنا: در تفکر شیعی چه نسبتی میان دین و سیاست وجود دارد؟
عبدی‌پور: در نسبت دین و سیاست با توجه به فقه سیاسی شیعی اموری به عنوان مسلمات وجود دارد؛ مناسبات فرد و دولت در اسلام حول محور شریعت شکل می‌گیرد و دیگر اینکه تحقق احکام شرعی نیز در سایه تشکیل حکومت صورت می‌گیرد و در این نوع از نظام حکومتی دین و دنیا، دین و سیاست، دنیا و آخرت و ماده و معنا مکمل و لازم و ملزوم یکدیگر هستند لذا سیاست بدون شریعت مانند جسم بدون روح است.
اسلام از چنان جامعیتی برخوردار است که روابط میان عقل و دین، دین و سیاست، دین و دنیا، فرد و دولت و شریعت را برقرار می‌کند؛ در فقه سیاسی معاصر شیعی که بناست در حوزه تمدن‌سازی اسلامی فعال باشد، نسبتی تعاملی میان سیاست و شریعت وجود دارد و دولت‌ها زمینه‌ساز تمدن بزرگ اسلامی هستند.
عقیده شیعه این است که احیای تمدن بزرگ اسلامی باید در قالب حکومت صورت بگیرد؛ یکی از مشکلاتی که به نظر می‌رسد در ایران پس از انقلاب اسلامی با آن روبرو هستیم این است که پس از تدوین قانون اساسی دولت‌هایی بر سر کار آمدند و برنامه‌های مختلفی را ترسیم و اجرایی کردند اما هیچ‌ یک از این برنامه‌ها ناظر به یک رویکرد تمدنی نبوده‌اند یا اینکه مدل‌های پیشرفت به صورت کامل در این زمینه طراحی نشدند.
پس از انقلاب اسلامی کشورهایی چون مالزی و ژاپن به عنوان الگوهای توسعه‌ای مورد توجه قرار گرفتند غافل از اینکه ما نمی‌توانیم صرفاً به بعد تمدنی پیشرفت بنگریم بلکه باید ظرفیت‌ها و ابعاد فرهنگی را نیز در دستور کار قرار دهیم زیرا تمدن معمولا به پیشرفت‌های مادی اطلاق می‌شود و در این میان بعد فرهنگی که در واقع بعد انسانی و معنایی آن است باید در قالب حکومت و با نگاهی جامع مورد توجه قرار گیرد؛ به دلیل اینکه در ایران تجربه حکومت اسلامی وجود نداشت امروزه باید مهندسی جامعی صورت گیرد و عدم موفقیت دولت‌های مختلف تاکنون در زمینه تمدن‌سازی را جبران نماییم. در شرایط کنونی رهبر معظم انقلاب ناچاراً خود علم احیای تمدن اسلامی را بر دوش گرفته‌اند و معتقدند که باید ابتدا مفاهیم و معانی نرم‌افزاری این امر را به خوبی تعریف و ترسیم کنیم و پس از آن به نظام‌سازی بپردازیم تا تحول به صورت واقعی اتفاق بیفتد. دانشگاه‌ها و حوزه‌های علمیه در کنار سازمان‌های مختلف به ویژه در حوزه اقتصاد و فرهنگ باید تغییرات بنیادین داشته باشند تا پیشرفت مبتنی بر تمدن‌سازی اسلامی تحقق یابد.
پیشرفت در حوزه اقتصاد اسلامی باید انسان مضطرب امروز را به آرامش برساند وگرنه سرگرم شدن مردم به رقابت‌های اقتصادی مطلوب اسلام نبوده و شایسته نیست زیرا دین عقیده دارد بشر باید ابتدا به وظایف معنوی خود بپردازد چرا که جوهره فرهنگ  تفکر ،معرفت  شناسی ، هستی شناسی است و در کنار آن، آنچه مورد نیاز مادی اوست هم تامین شود.
امروز در صحنه سیاست و عرصه احزاب هم به دلیل اینکه نتوانسته‌ایم مسائل اصولی و مبانی خود را به خوبی استخراج کنیم دچار اختلاف و برداشت‌های گوناگون از آموزه‌های اسلامی و پیام‌های انقلاب شده‌ایم و این اختلاف برداشت و سلیقه‌ها در حوزه‌های دیگری هم وارد شده و هر روز هم انشعابات حزبی و گروهی بیشتر می‌شوند و در این حالی است که اسلام با هدف تضارب آراء نظرات خود را بیان می‌کند اما نمی‌توان بدون ایجاد وحدت میان آراء به تکثر فکر و اندیشه پرداخت بنابراین باید اشتراک نظر بر سر اصول و مبانی را گسترش داده و پس از تئوری‌پردازی به مشخص کردن تاکتیک‌ها و استراتژی‌ها همت گمارد.

شفقنا: موضوع انتظار و فرج چه جایگاهی در راهبرد سیاسی شیعه دارد؟
عبدی‌پور: «تاثیر انتظار فرج و امید به آینده ای روشن در احیای تمدن اسلامی» موضوعی است که در تمدن‌سازی اسلامی باید مورد توجه قرار گیرد. در تمدن اسلامی و بر اساس مجوزی که فقهای بزرگ مانند امام راحل صادر کرده‌اند، حکومت جمهوری اسلامی در واقع زمینه‌ساز قیام مهدوی بوده و ولی فقیه نیز نائب عام حضرت ولی عصر(عج) هستند.
با توجه به تغییرات وسیعی که در حوزه حکومت به وجود آمده نمی‌توان مدل حکومتی پیامبر اکرم(ص) را به صورت عینی در حال حاضر اجرایی کرد و اگر حضرت امروز در قید حیات بودند شرایط زمان و مکان را در نظر می‌گرفتند و این امر جزو سیره اهل بیت(ع) هم بوده است؛ می‌توانیم مفاهیم و ارزش‌های اصلی حکومت حضرت پیامبر(ص) استخراج کرد زیرا امام زمان(عج) نیز سنت رسول اکرم(ص) را در قالبی جدید احیا می‌کنند.
امروزه متاسفانه عده‌ای سلفی یا به تعبیر دیگری وهابیون تنها سخن از بازگشت به سنت پیامبر(ص) می‌گویند و بر این عقیده هستند که اسلام دچار انحراف شده و باید به مسیر اصلی خود بازگردد؛ این عقیده در نگاه نخست صحیح است و دانشمندان مسلمان و شیعه نیز بر این امر صحّه گذاشته‌اند؛ اما حقیقت این است که نمی‌توان وضعیت زمان حضرت محمد(ص) را مشابه‌سازی کرد زیرا آن حضرت در امور جزئی و مدنی نیز وارد شده بودند؛ امروز که اسلام در معرض قضاوت ادیان و تمدن‌های دیگر است باید جامعیت این دین را تبیین کرد بنابراین برداشت ظاهری از آیات و روایات و جلوگیری از تاویل و تفسیر و برداشت های عقلانی و مخالفت صریح باعقل کار شایسته‌ای نیست که هم‌اکنون توسط سلفی‌ها صورت می‌گیرد.
عقل همواره جزو منابع اجتهاد بوده و نباید از حوزه تفسیر حذف شود به همین دلیل شیعه معتقد است حکومتی آرمانی وجود دارد که مورد توجه مذاهب اسلامی نیز بوده است؛ فرقه‌های مختلف شیعی و اهل تسنن برداشتی مشترک از حوزه مفهومی مهدویت دارند و معتقدند روزی شخصی از نسل پیامبر(ص) خواهد آمد و زمین را از عدل و داد پر می‌کند هنگامی که پر از ظلم و جور شده است. در این بین شیعیان معتقدند که مهدی(عج) موعود موجود بوده و سنی‌ها به مهدی نوعی باور دارند. بر اساس تفکری که حکومت مهدوی را باور دارد قرار است منجی موعود حکومتی آرمانی را بنا نهد و اسلام حداکثری را پی‌ریزی می‌کند.

شفقنا: جنبش‌های مهدوی در طول تاریخ و در میان مسلمانان همواره وجود داشته‌اند. ریشه این ادعاها و انگیزه‌های مدعیان مهدویت چه بوده است؟

عبدی‌پور: در طول تاریخ جنبش‌هایی با موضوع مهدویت شکل‌ گرفته‌اند که حتی برخی از آنها نظام‌های سیاسی خاصی را هم تشکیل داده‌اند و بعضی هم اشکال بی‌طرفانه داشته‌اند؛ جدال پیوسته میان عدالت و بی‌عدالتی همواره وجود داشته و برخی تلاش کرده‌اند از باور مهدوی به عنوان ابزاری در عرصه سیاست استفاده کنند و امروز هم به صورت جریان‌های انحرافی در سراسر جهان اسلام نمونه آنها دیده می‌شود.
اندیشه مهدوی از مفاهیم موثر قرآنی، روایی، کلامی و سیاسی و نیز از ارکان تاریخ اسلام است که در فرهنگ و تمدن مسلمانان جایگاه ویژه‌ای دارد؛ موعودگرایی در شرق و غرب جهان اسلام موجب همزیستی ملل منتظر ظهور شده و این امر ریشه‌ای سنتی دارد به عنوان نمونه در مغرب اسلامی مسأله منجی‌گرایی به گفتمانی فراگیر میان مسلمانان، مسیحیان و پیروان سایر ادیان شده که در مباحث آخرالزمان‌شناسی قابلیت بررسی دارد زیرا پیروان همه فرقه‌ها حتی غیر آسمانی هم قائل به موعودگرایی هستند هرچند در تعریف این عقیده تفاوت‌هایی دارند.
حقیقت این است که همه انسان‌های روی کره زمین منتظر نجات‌بخش نهایی هستند و یکی از عوامل این عقیده بی‌عدالتی‌هایی است که حکومت‌ها در حق مردمان یا گروهی از مردم در حق دیگران روا داشته‌اند؛ وعده الهی نیز بر این است که زمین روزی پر از عدل و داد خواهد شد.
نخستین تجربه پیدایش دولت بر اساس تفکر مهدویت در غرب اسلامی روی داد؛ غرب اسلامی در واقع آزمایشگاه واقعی مهدویت و نمونه جاذبه، دافعه، تحیر و گمراهی از سوی مهدی معلوم در روایات بوده است؛ ابن جوزی درباره گروه‌های مدعی مهدویت در غرب و شرق می‌گوید: «یم خرقون بالمهدی/ آنها در مورد مهدی دچار گمراهی شدند و به بیراهه رفتند».
از نیمه نخست قرن اول هجری امواجی از ادعاهای مهدویت از مدینه آغاز شد و سپس این مدعی‌گرایی بسیاری از نقاط شرق و غرب را درنوردید و بسیاری از اثرات این ادعاها در مغرب اسلامی بر جای گذاشته شد. مردم غرب اسلامی در مفهوم مهدویت بیش از سایر نقاط در مسأله مهدویت دچار حیرت بودند و این امر موجب انکارهای زیادی نیز شد و با ظهور ده‌ها مهدی، جایی برای طرح غیبت آن حضرت باقی نماند و فضا برای سوء استفاده از اخبار مهدوی فراهم شد.
مشاهده می‌کنیم که خلاء به وجود آمده در اوایل غیبت که موجب تحیر شیعیان شد جریانی فکری در تشیع به نام اسماعیلیه از این فرصت استفاده می‌کند و با نگاهی سیاسی اندیشه خود را گسترش می‌دهد؛ اسماعیلیه با زمینه‌سازی‌های فراوان و تشکیلات گسترده‌ای که داشتند فردی به نام «عبیدالله مهدی» را بر آن وا داشتند که ادعای مهدویت کرده و ظهور خود را اعلام کند، همین فرد نخستین خلیفه فاطمیان شد و بعدها در دولت موحدون و حفصیان نیز افرادی به نام مهدی ظهور می‌کنند و حکومت‌هایی را تشکیل می‌دهند؛ در داخل حکومت عباسیان هم برخی مدعیان مهدویت دیده می‌شوند که هدف آنها مشروعیت‌بخشی به حکومت و منسوب شدن به خاندان پیامبر اکرم(ص) بوده است تا جایگاه خود را در جامعه تحکیم بخشند.
مهدویت در آن دوران فراگیر شد و دلیل این امر نیز شرایط و بسترهای زمینه‌ساز برای ظهور منجی موعود بود؛ شعار عدالت‌گرایی و تحقق عدالت اجتماعی یکی از عوامل تقویت این امر بوده است. امروز هم جریان‌هایی وجود دارند که به ویژه در کشور عراق ظهور کرده‌اند و در ایران پس از انقلاب نیز مدعیانی دیده می‌شوند و در این در حالی است که امام خمینی(ره) نگاهی جدید به مقوله مهدویت را در ایران ایجاد کردند. ایشان قائل بودند که مهدویت سراسر پویایی و تحرک است و این بر خلاف اندیشه‌ای بود که انجمن حجتیه آن را تبلیغ می‌کرد؛ تشکیل حکومت اسلامی به عنوان پیش‌زمینه ظهور مهدی(عج) یکی از ابعاد نظریه امام راحل بود زیرا در سایه این نوع حکومت زمینه دین‌باوری مردم و تعلیم و تعلم معارف اسلامی بیشتر می‌شود و در صحنه سیاسی نیز شاهد کارساز بودن تفکر شیعی خواهیم بود.
به گفته یکی از اندیشمندان مسلمان فرهنگ انتظار در حقیقت همان فرهنگ اعتراض است زیرا شیعیان هیچ‌گاه به وضعیت موجود قانع نبوده و به دنبال حکومت آرمانی مهدوی هستند.

شفقنا: نقش جریان‌های انحرافی در شرایط کنونی چیست و چرا اینگونه جریان‌ها فزونی یافته‌اند؟
عبدی‌پور: امروز جریان‌های انحرافی سعی می‌کنند بخش‌های منفی مسأله مهدویت را پیش ببرند؛ درباره این‌گونه فعالیت‌ها باید گفت تبیین صحیح اندیشه مهدویت و معرفی آسیب‌های آن بهترین راهکار برای مقابله است. مدعیان دروغین می‌توانند از این نوع جریان‌ها سوء استفاده کنند در حالیکه شناخت آسیب‌ها مانع از فعالیت آنها خواهد شد. شیعه مسأله نیابت خاص را در دوران غیبت کبری قبول ندارد؛ ادعاهای برخی افراد مبنی بر ارتباط با حضرت بر اساس دستوری که از بزرگان به ما رسیده کذب است و حتی عالمان شاخص و عارفی که بعضاً نمونه‌هایی از دیدارهای آنها با امام زمان(عج) قطعیت داشته هیچ‌گاه اجازه بیان آنها را نمی‌دادند یا قضیه را انکار می‌کردند.
امام خمینی(ره) با همه خدمات بزرگی که انجام داد هیچ‌گاه از مفهوم مهدویت سوء استفاده نکردند و به دیگران نیز اجازه چنین کاری را نمی‌دادند؛ تبیین مفهوم مهدویت توأم با بیان آسیب‌ها از اهمیت ‌ویژه‌ای برخوردار است. عامه مردم باید ریشه‌های پیدایش مدعیان دروغین را که به دنبال اهداف خاصی هستند بشناسند و بدانند که مهدویت و فرهنگ انتظار غیر از این نیست که باید به احکام شریعت عمل و از مراجع عظام تقلید کرد.
وجود حضرت مهدی(عج) دارای برکاتی است که به همه عالم هستی می‌رسد زیرا ایشان واسطه فیض الهی بوده و همه مخلوقات از این وساطت بهره می‌برند؛ آن حضرت حکومتی فراگیر را تشکیل خواهند داد بنابراین باید از افکار انحرافی مانند چله‌نشینی یا سوءاستفاده‌های سیاسی به سمت بسترسازی برای قیام مهدوی و تمدن‌سازی اسلامی گام برداشت.
شیعه باید امروز ادبیاتی مورد پذیرش برای همه ادیان را به کار گیرد و به گونه‌ای سخن بگوید هیچ‌یک از فرق و مذاهب اسلامی از مکتب اهل بیت(ع) رنجیده خاطر نشوند بلکه خود را جزو مشارکت‌کنندگان در حکومت مهدوی بدانند و زیر سایه این نوع نظام قرار گیرند؛ این امر بر اساس اشتراکات و تصورات یکسان در مورد مسأله مهدویت محقق می‌شود زیرا مفهوم مهدویت نقطه اشتراک همه ادیان و مذاهب است. همگرایی و هم‌افزایی در این حوزه زمینه اصلی قیام مهدوی را فراهم می‌کند.

شفقنا: چگونه می‌توان از ظرفیت فرهنگ انتظار در پیشبرد تمدن‌سازی اسلامی استفاده کرد؟

عبدی‌پور: یکی از شرایط ظهور مضطر شدن همه انسان‌ها و ناامیدی همه ادیان و مذاهب از مدیریت جهان است؛ این اندیشه که حکومت‌ها و جریان‌هایی با اهداف سیاسی یا انحرافی و به نام مهدویت شکل بگیرند جزو آسیب‌های مسأله مهدویت بوده و در حوزه بررسی بسترسازی برای قیام آخرالزمانی می‌توان به آنها پرداخت.
توجه به عوامل و زمینه‌های مثبت مهدویت موجب وحدت میان شیعه و سنی شده و از این بستر می‌توان همه ملل مستضعف و ادیان توحیدی را به وسیله دردهای مشترک گرد هم آورد زیرا بسیاری از حکومت‌ها ظلم‌هایی را به مردم روا داشته‌اند و به نام قانون به استثمار دیگران می‌پردازند به همین دلیل تحقق تشکیل حکومتی دادگستر و عادل جزو آرزوهای همه ملل بوده و می‌توان از این ظرفیت به خوبی به نفع تشیع بهره‌برداری کرد.
حضرت ولی عصر(عج) هیچ‌گاه بر خلاف قرآن و سنت سخن نمی‌گوید و نمی‌توان احکام را به شیوه‌های دیگری تفسیر کرد ضمن اینکه حضرت نگاهی فراگیر داشته و برای همگان دعا می‌کنند و منتظر هستند زمینه ظهور فراهم شود بنابراین مهدویت مفهومی بسیار انرژی‌زا بوده و باید برخورد صحیحی با آن داشت؛ مقابله با جریانات انحرافی و استفاده از این ظرفیت برای تعامل با پیروان سایر مذاهب و ادیان با تکیه بر ادبیات صحیح توأم با ادب و اخلاق اسلامی جزو وظایف شیعیان در شرایط کنونی است.
انتهای پیام

www.shafaqna.com/persian